این یادداشت به قلم دکتر حسن اسلامیان، عضو هیئتعلمی گروه علوم تربیتی دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع)، نگاشته شده و به تبیین جایگاه سواد رسانهای بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با جنگ روایتها و تقویت قدرت تحلیل مخاطبان در مواجهه با جریانهای رسانهای میپردازد. متن این یادداشت آمده است:
در شرایط حساس کنونی که تقابل میان جبهه حق یعنی ایران عزیزمان و جریانهای رسانهای وابسته به ارتش تروریستی آمریکا و اسرائیل جنایتکار به اوج خود رسیده است، بخش بنیادین نبرد، دیگر نه در میادین فیزیکی، بلکه در لایههای شناختی و ذهن مخاطبان در جریان است.
در این جنگ روایتها، سواد رسانهای نه یک مهارت ساده، بلکه یک نظام پدافند غیرعامل در ساحت اندیشه است. بهعنوان کسی که در عرصه تعلیموتربیت فعالیت میکنم، معتقدم سواد رسانهای در چنین بزنگاههای تاریخی، باید از سطح سواد ابزاری به سطح هوشمندی استراتژیک ارتقا یابد. برای تحقق این امر، تسلط بر چهار رکن زیر الزامی است:
دسترسی آگاهانه نخستین گام دفاعی است. ما در عصر انفجار اطلاعات زندگی میکنیم؛ جایی که حجم انبوهی از دادههای درست و نادرست به طور همزمان بر ذهن مخاطب سرازیر میشود. دسترسی آگاهانه به معنای انتخابگری فعال است. شهروند سوادمدار، میداند که نباید مصرفکننده منفعل الگوریتمهای شبکههای اجتماعی باشد.
در این رکن، فرد باید بیاموزد که چگونه منابع مرجع و تخصصی را از پایگاههای تولید شایعه تشخیص دهد. این یعنی عبور از دام اتاقهای پژواک که فرد فقط اخباری را میشنود که با پیشفرضهای ذهنیاش یکی است و حرکت به سمت تنوعبخشی هوشمندانه به منابع خبری برای رسیدن به تصویر واقعی از میدان نبرد.
دومین رکن، تحلیل و واسازی است. دشمن در جنگ روایتها از تکنیکهای پیچیده چارچوببندی استفاده میکند؛ یعنی انتخاب گزینشی حقایق برای تغییر معنای یک واقعه. تحلیل واسازانه یعنی مخاطب نخبه باید بتواند بپرسد چرا این تصویر انتخاب شد؟ چه چیزی از قاب تصویر حذف شده است؟ چه کلماتی برای برانگیختن خشم یا ترس مخاطب بهکاررفته است؟ وقتی لایههای زیرین یک پیام و اهداف پشتصحنه آن، مانند مشروعیتزدایی یا سیاهنمایی، شناخته شود، آن پیام قدرت تأثیرگذاری خود را بر ذهن از دست میدهد. این رکن، پادزهر مهندسی افکار عمومی است.
سومین رکن، تفکر انتقادی است. در جنگ روانی، دشمن بر هیجانهای آنی تکیه میکند تا عقلانیت را به حاشیه براند. ارزیابی انتقادی یعنی مواجهه با پیام، بدون پیشداوری احساسی. هر محتوا باید بر اساس شواهد تاریخی، منطق حاکم بر واقعیت و عیار هویت ملی سنجیده شود. در این مرحله، مخاطب از خود میپرسد آیا این خبر با منطق شرایط فعلی سازگار است؟ آیا این محتوا در جهت ایجاد ناامیدی و گسست اجتماعی طراحی شده است؟ تفکر انتقادی، واکسن جامعه در برابر ویروس ناامیدی است و اجازه میدهد پیش از پذیرش هر ادعا، صحت آن با ترازوی بصیرت سنجیده شود.
مهمترین رکن، تولید و کنشگری مسئولانه است. سواد رسانهای در شرایط جنگی تنها به معنای محافظت از خود نیست، بلکه به معنای حضور در میدان برای روشنگری است. نباید در برابر هجوم روایتهای دشمن منفعل بود. نخبگان و جامعه دانشگاهی وظیفه دارند روایت اول را بسازند. کنشگری مسئولانه یعنی استفاده از ابزارهای رسانهای برای بازنشر حقیقت مقاومت، ایثار و دفاع جانانه فرزندان این سرزمین. هنگامی که روایت صحیح، مستند و امیدبخش تولید میشود، روایت جعلی دشمن در فضای مجازی به حاشیه میرود و این کنشگری، زنجیرهای از تابآوری اجتماعی ایجاد میکند.
جامعه دانشگاهی، با تسلط بر این ابعاد چهارگانه، نهتنها خود در برابر مهندسی افکار عمومی واکسینه میشود، بلکه تابآوری روانی کل جامعه را به حداکثر میرساند.
ما در گروه علوم تربیتی دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع)، سواد رسانهای را نه یک واحد درسی، بلکه یک ضرورت تربیتی برای تربیت شهروندان تراز انقلاب اسلامی میدانیم.
بیایید با بهرهگیری از این مهارتها، حقیقت ایثار و ایستادگی مردان این سرزمین را از میان آوار شایعات بیرون بکشیم؛ چرا که در جنگ روایتها، پیروز نهایی میدان اخلاق و امنیت، کسی است که دسترسی هوشمندانه دارد، پیام را دقیق تحلیل میکند، محتوا را عمیق ارزیابی میکند و با تولید روایت صحیح، مسئولانه به کنشگری میپردازد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز