کد خبر : ۷۱۱۸۲۶
۰۸:۳۳

۱۴۰۵/۰۵/۰۹

گاهی امام رضا (ع) خودش قرار‌ها را می‌چیند...

موکب اراک
در میان ازدحام زائران اربعین و هیاهوی خدمت در موکب امام رضا (ع) اراک، گاهی اتفاقاتی رقم می‌خورد که تنها با زبان دل می‌توان آنها را روایت کرد؛ لحظاتی که مهر امام رئوف (ع) در دل‌های شکسته جلوه‌گر می‌شود و خادمان خود را تنها واسطه‌ای برای رساندن کرامت و عنایت آن حضرت می‌بینند.

به گزارش آستان نیوز از مرکزی؛ شیفت صبح بود و موکب امام رضا (ع) اراک حسابی شلوغ. با وجود خستگی و چالش‌های آن روز دیدن زائران امام حسین (ع) که کوچک و بزرگ با عشق راهی کربلا بودند تمام سختی‌ها را برای خادم موکب شیرین می‌کرد. نزدیک ظهر با خودش گفت؛ «کاش امشب هم بتوانم به موکب برگردم»، اما قرار بود مهمان داشته باشیم و بعید می‌دانستم قسمت شود.

اما انگار خودِ امام رضا (ع) جور دیگری خواسته بود. شب دوباره آن خادم اراکی توفیق خدمت در بخش پذیرش را پیدا کرد. در اوجِ شلوغی خانمی به غرفه مراجعه کرد و گفت نذر کوچکی دارد؛ می‌خواست هزینهٔ تهیه یخ برای موکب را بپردازد، مسئول موکب گفت؛ «لطفاً ایشان را تا صندوق نذورات راهنمایی کنید.»

خادم به همراه زائر هنوز قدمی برنداشته بود که آن زائر دوباره به سمتِ مسئول غرفه برگشت و گفت؛ «یک حرف دیگر هم دارم؛ من شنبه راهی کربلا هستم و دو نفرِ دیگر را هم که مشتاقِ زیارت بودند، با خودم می‌برم.»

سپس به سمت صندوق راهی شدند. در همان چند قدم با بغض لب گشود؛ «یک فرزند دارم که به سرطان مبتلاست. به‌خاطرِ تبِ بیماری، همیشه دوست دارد یخ بخورد، به نیتِ سلامتیِ او این نذر را ادا کردم. اولین‌بار است که راهی کربلا می‌شوم؛ فقط می‌روم تا شفای بچه‌ام را از آقا بگیرم.»

خادمان از او تشکر کردند و زائر خداحافظی کرد و رفت، اما دل خادم اراکی آرام نگرفت. با عجله به غرفه برگشت و پرسید: «تبرکیِ امام رضا (ع) داریم که به ایشان بدهیم؟»، کمی جست‌و‌جو کردند تا تبرکی آماده شد. سریع با او تماس گرفتند که «اگر امکان دارد برگردید؛ امانتی از طرف امام رضا (ع) برایتان داریم.»

وقتی برگشت هنوز چند قدم با خادمان فاصله داشت که چشمش به تبرکی افتاد. همان لحظه اشک از چشمانش سرازیر شد، تبرک را با هر دو دست گرفت به سینه‌اش فشرد و میانِ هق‌هقِ گریه فقط می‌گفت؛ «من نمی‌دانم چه بگویم... امام رضا...»

اشک‌های او، اشک‌های خادم اراکی را هم جاری کرد. آن لحظه دانست خادمان فقط واسطه‌اند؛ صاحب این موکب، صاحب این دل‌ها و صاحب این کرامت‌ها، خودِ امام رضا (ع) است.

او آمده بود نذرِ چند قالب یخ ادا کند؛ اما امام دلِ نگرانِ یک مادر را آب کرد. شاید گمان می‌کرد برای گرفتن حاجتش به کربلا می‌رود، اما پیش از آنکه برسد، امامِ رئوف با همان تبرک نشانه‌ای از مهرش را به او رساند.

آن شب آن خادم اراکی بیش از همیشه باور کرد که در دستگاهِ اهل‌بیت (ع) هیچ قدمی بی‌حساب نیست، هیچ اشکی بی‌پاسخ نمی‌ماند و هیچ دلی از نگاه مهربانِ امام دور نمی‌ماند.

به حقِ امام رضا (ع) و سیدالشهدا (ع)، شفای کامل آن کودک را از درگاه خدا مسئلت داریم؛ باشد که اشک‌های آن مادر، به لبخندِ زیارت و سلامتی فرزندش تبدیل شود.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها