در این میان، حضور دانشگاهیان و استادان علوم مختلف در مسیر اربعین، فرصتی برای بازخوانی این پدیده از دریچهای متفاوت فراهم میکند؛ دریچهای که در آن علم و ایمان نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار هم قرار میگیرند.
در یادداشتی که به قلم دکتر ابراهیم دانشیفر، رئیس دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع)، نگاشته شده است تلاش شده تا با نگاهی متفاوت، به حضور دانشگاهیان در راهپیمایی اربعین و نسبت میان عقل، علم و ایمان پرداخته شود؛ حضوری که میتواند زمینهساز شکلگیری روایتی تازه از این اجتماع بزرگ انسانی باشد. در متن این یادداشت آمده است:
اربعین را میتوان از زوایای گوناگون دید؛ از منظر یک زائر، مسیری برای رسیدن به مقصدی مقدس است و از نگاه یک خادم، فرصتی برای خدمت به میهمانان امام حسین (ع). اما در کنار این نگاهها، اربعین را میتوان بهمثابه یک میدان بزرگ انسانی برای اندیشیدن، گفتوگوکردن و بازشناسی نسبت انسان باایمان نیز موردتوجه قرارداد.
در این میان، حضور استادان دانشگاه و دانشمندان در مسیر اربعین، معنایی فراتر از حضور فردی آنان دارد. دانشگاه، بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای تولید معرفت و شکلدهی به اندیشه عمومی، هنگامی که در چنین اجتماع عظیمی حاضر میشود، میتواند بخشی از واقعیت این پدیده را با زبان خود روایت کند؛ زبانی که برای مخاطبان مختلف در سراسر جهان قابلفهم است.
اربعین تنها به یک جامعه، یک کشور یا حتی یک جغرافیای خاص تعلق ندارد. انسانهایی از نقاط مختلف جهان در این مسیر حضور پیدا میکنند و هر یک با پیشینهای متفاوت، تجربهای شخصی از این حرکت جمعی با خود به همراه دارند. در چنین فضایی، شاید یکی از مهمترین پرسشها این باشد که چه چیزی انسانهایی با این تفاوتهای گسترده را در یک مسیر مشترک گرد هم میآورد و چه عاملی سبب میشود فردی از نقطهای دوردست، خود را به این اجتماع بزرگ برساند.
پاسخ به این پرسش، تنها در چارچوب تحلیلهای معمول اجتماعی و سیاسی قابل جستوجو نیست. اربعین در لایهای عمیقتر، تجربهای از مواجهه انسان با معناست؛ مواجههای که در آن عقل و ایمان در کنار یکدیگر قرار میگیرند. شاید به همین دلیل است که در این مسیر، استاد دانشگاه و پژوهشگر نیز همچون دیگر زائران با پرسشهایی مواجه میشود که پاسخ آنها الزاماً در کتابها و آزمایشگاهها یافت نمیشود.
یکی از جلوههای قابلتأمل اربعین، همین همنشینی میان روحیه تعبد و روحیه تعقل است. در نگاه نخست، ممکن است تصور شود که دانشگاه و فضای علمی، عرصهای مبتنی بر محاسبه، استدلال و سنجش است و زیارت، عرصهای مبتنی بر احساس و ایمان؛ اما اربعین نشان میدهد که این دو ساحت میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند. دانشمندی که در مسیر زیارت قدم برمیدارد، از دانش خود فاصله نگرفته است؛ بلکه در حال تجربه ساحتی از وجود انسانی است که علم بهتنهایی نمیتواند تمام ابعاد آن را توضیح دهد.
این تجربه، برای دانشگاهیان نیز میتواند الهامبخش باشد. انسانی که سالها در مسیر پژوهش و دانش حرکت کرده، در مواجهه با یک تجربه معنوی، بار دیگر با پرسشهایی درباره خود، انتخابهایش و معنای حضورش در جهان روبهرو میشود. شاید یکی از مهمترین ویژگیهای اربعین همین باشد که انسان را به پرسش از خویشتن دعوت میکند؛ اینکه چرا در این مسیر قرار گرفتهایم، چه نسبتی با این حرکت داریم و چه مسئولیتی در قبال آن بر عهده ماست.
در چنین فضایی، روایت استادان دانشگاه از اربعین اهمیت ویژهای پیدا میکند. آنها تنها شاهدان یک رویداد نیستند؛ بلکه خودبخشی از این تجربهاند. وقتی یک استاد دانشگاه از تجربه حضور خود در مسیر اربعین سخن میگوید، مخاطب با روایتی مواجه میشود که در آن علم و ایمان در نقطهای مشترک به هم میرسند. این روایت میتواند برای مخاطبانی که شاید از دور به اربعین مینگرند، پنجرهای تازه برای فهم این پدیده باز کند.
دانشگاهیان در بسیاری از جوامع، بخشی از گروههای مرجع محسوب میشوند و سخن آنان میتواند بر نحوه فهم یک پدیده اجتماعی اثرگذار باشد. از این منظر، حضور آنان در مسیر پیادهروی اربعین تنها یک حضور فردی نیست؛ بلکه فرصتی برای شکلگیری روایتی علمی، انسانی و جهانی از این حرکت است؛ روایتی که بهجای تکیه صرف بر آمار و ارقام، میتواند تجربه زیسته انسانهایی را بازتاب دهد که در این مسیر، چیزی فراتر از یک سفر را تجربه کردهاند.
این ظرفیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم اربعین، مخاطبانی فراتر از
قاضی زاده صفحه آرا قدس: جهان اسلام دارد. در میان حاضران این مسیر، انسانهایی با پیشینههای فرهنگی و فکری متفاوت حضور دارند و هر یک از زاویهای خاص به این تجربه نگاه میکنند؛ بنابراین، زبان علم میتواند یکی از راههای گفتوگو با جهان درباره این پدیده باشد؛ زبانی که امکان برقراری ارتباط میان تجربه معنوی اربعین و مخاطبانی را فراهم میکند که شاید با ادبیات رایج دینی ارتباط مستقیمی نداشته باشند.
از همین منظر، روایت اربعین از زبان دانشگاهیان میتواند بخشی از یک مسئولیت بزرگتر باشد؛ مسئولیتی برای ثبت تجربهای که در حال وقوع است و تلاش برای فهم ابعاد انسانی آن. دانشگاهیان میتوانند از تجربه شخصی خود بگویند و این تجربهها در کنار یکدیگر تصویری گستردهتر از آنچه در این مسیر میگذرد ارائه دهد؛ تصویری که در آن، انسان، ایمان، دانش و معنویت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که اربعین پیش روی انسان دانشگاهی قرار میدهد، این باشد که آیا علم میتواند تمام تجربه انسان را توضیح دهد؟ پاسخ این پرسش هرچه باشد، اربعین نشان میدهد که انسان معاصر همچنان در جستوجوی معناست و حتی در عصر فناوری و تحولات شتابان علمی، نیاز او به تجربههای معنوی و یافتن نسبت خود با حقیقت از میان نرفته است.
در این میان، دانشگاه نیز میتواند بهجای ایستادن در بیرون از این تجربه، به درون آن قدم بگذارد و آن را بشناسد؛ نه برایآنکه ایمان را به یک موضوع صرفاً دانشگاهی تقلیل دهد، بلکه برایآنکه بتواند ابعاد انسانی، اجتماعی و فرهنگی این پدیده را بهتر بفهمد و روایت دقیقتری از آن ارائه کند.
اربعین را شاید بتوان یکی از نقاط تلاقی علم و ایمان در جهان معاصر دانست؛ جایی که استاد و دانشجو، پژوهشگر و کارگر، پیر و جوان، از فرهنگها و سرزمینهای مختلف، در یک مسیر مشترک حرکت میکنند. این هم مسیر شدن، فرصتی است برای بازاندیشی درباره انسان و نیازهای عمیق او؛ فرصتی که میتواند از دل آن، پرسشهای تازهای برای علم و پژوهش شکل بگیرد.
در نهایت، شاید مهمترین دستاورد حضور دانشگاهیان در اربعین، نه صرفاً تولید یک گزارش یا ثبت یک تجربه، بلکه شکلگیری یک پرسش ماندگار باشد: انسان برای رسیدن به حقیقت، چه مسیری را انتخاب میکند و چه چیزی او را شایسته حضور در این مسیر میسازد؟ اربعین، هر سال این پرسش را پیش روی میلیونها انسان قرار میدهد و شاید ارزشمندترین کاری که دانشگاه میتواند انجام دهد، شنیدن این پرسش، اندیشیدن درباره آن و تبدیل تجربههای انسانی این مسیر به دانشی برای فهم بهتر انسان و جهان باشد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز