این حضور گسترده و میلیونی، میتواند فرصتی برای بازخوانی نسبت انسان با امام، تأمل در معنای زیارت و بازگشت به سبک زندگی رضوی باشد.
زیارت در فرهنگ شیعه، فارغ از حضور در یک مکان مقدس و خواندن متنی از پیش تعیینشده، حقیقتی عمیقتر دارد که با معرفت، محبت، عهد و مسئولیت پیوند خورده است. شاید به همین دلیل است که در سیره عالمان و بزرگان دین، زیارت امام رضا (ع) با آداب و رفتارهایی همراه بوده که از یک ارتباط عمیق قلبی و معرفتی با امام حکایت دارد.
کتاب «رسم حضور» نوشته مسلم گریوانی که از سوی انتشارات بهنشر منتشر شده، تلاشی برای بازخوانی همین آداب و رفتارهاست؛ کتابی که نویسنده در آن با کندوکاو در سیره علما و بزرگان زائر حرم رضوی، تلاش کرده است تصویری متفاوت از زیارت و «چگونه حاضر شدن در محضر امام» ارائه کند.
به همین بهانه و در آستانه سالروز شهادت امام رضا (ع)، با مسلم گریوانی، نویسنده کتاب «رسم حضور»، درباره معنای زیارت، نسبت زیارت با تجدید عهد، سیره علما و نقش کتاب در تعمیق فرهنگ زیارت به گفتوگو نشستیم.
زیارت در ایام شهادت امام رضا (ع) چه معنای متفاوتی پیدا میکند؟
من کلامم را با فرمایشی از خود امام رضا (ع) آغاز میکنم که به اعتقاد من، این حدیث میتواند «شاهبیت» و حتی «شاهکلید» روایات مربوط به زیارت باشد. وقتی احادیث و روایات یک موضوع را بررسی میکنیم، باید توجه داشته باشیم که گاهی یک روایت جایگاه محوری پیدا میکند و بسیاری از روایات دیگر را میتوان حول همان معنا فهم کرد.
امام رضا (ع) در روایتی که در جلد چهارم اصول کافی آمده است، میفرمایند: «إِنَّ لِکُلِّ إِمامٍ عَهْداً فی عُنُقِ أَوْلِیائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمامِ الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَداءِ زِیارَةَ قُبُورِهِمْ»؛ یعنی هر امامی عهد و پیمانی بر عهده پیروان و شیعیان خود دارد و یکی از نشانههای وفاداری و ادای این عهد، زیارت قبور آنان است.
در ادامه همین روایت، امام رضا (ع) میفرمایند: «فَمَنْ زارَهُمْ رَغْبَةً فی زِیارَتِهِمْ وَ تَصْدیقاً بِما رَغِبُوا فیهِ کانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعاءَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ»؛ یعنی کسی که با میل، رغبت و شوق آنان را زیارت کند و آنچه را آنان بدان رغبت داشتهاند تصدیق و دنبال کند، ائمه در روز قیامت شفیع او خواهند بود.
این روایت یک نکته بسیار مهم دارد؛ اینکه زیارت، یک «تعهد» است. یعنی رابطهای دوسویه میان امام و پیرو وجود دارد. شیعیان در برابر امام مسئولیت و عهدی دارند و ائمه (ع) نیز نسبت به پیروان خود مسئولیت دارند. حتی خود امام رضا (ع) وعده دادهاند که اگر زائران ایشان با معرفت و شناخت به زیارت بیایند، حضرت در سه موقعیت به دیدار آنان میروند. در واقع ائمه (ع) کسی را مدیون خودشان نمیگذارند.
پس میتوان گفت زیارت، فراتر از انجام مناسک است؟
دقیقاً. ما دو نوع زیارت میتوانیم داشته باشیم. یک نوع، زیارت مناسکی است که بسیاری از ما انجام میدهیم؛ وضو میگیریم، قصد زیارت میکنیم، وارد حرم میشویم، سلام میدهیم، ضریح را میبوسیم، نماز زیارت میخوانیم و در نهایت از حرم خارج میشویم. این آداب ارزشمند هستند و همه ما به آنها توجه داریم.
اما زیارت در این روایت، یک پشتوانه و فلسفه عمیق دارد. زیارت فقط سلامدادن و انجام چند عمل نیست؛ یک حقیقت، مأموریت و مسئولیت است. زیارت یعنی «تجدید عهد با امام معصوم (ع).»
هر بار که به زیارت میرویم، در حقیقت دوباره با امام خود عهد میبندیم. حالا تصور کنید سبک زیارتی که بر پایه تجدید عهد شکل گرفته است، چقدر با زیارتی که صرفاً مجموعهای از آداب و مناسک باشد، تفاوت دارد. در زیارت واقعی، ما هر بار که به محضر امام میرسیم، بیعت و عهد خود را تازه میکنیم و متعهد میشویم که در زندگی نیز در مسیر خواستهها و آرمانهای امام حرکت کنیم.
به همین دلیل، وقتی در ایام شهادت امام رضا (ع) این شکوه و عظمت حضور شیعیان را میبینیم، باید بدانیم که این حرکت چیزی فراتر از مناسک ظاهری در دل خود دارد. بسیاری از مردم برای تجدید عهد آمدهاند و ما امروز بیش از هر زمان دیگری به این تجدید عهد نیاز داریم.
امروز کشورهایی را میبینیم که از داشتن امام و راهبر محروماند و دچار سردرگمی و حیرت شدهاند؛ حتی دست بیعت با بیگانگان و دشمنان میدهند، اما حاضر نیستند با رسول خدا (ص) و امام عهد ببندند. این همان خلأ بزرگی است که دنیای اسلام با آن مواجه شده است.
اما الحمدلله جهان تشیع چنین خلأیی ندارد؛ شیعه امام دارد و شیعه هیچگاه یتیم نمیشود.
کتاب و ادبیات چه نقشی در آمادهکردن زائر برای چنین حضوری دارند؟
کتابها در حقیقت حامل فرهنگ و اندیشهاند. کتاب خوب کتابی است که یک اندیشه را منتقل کند. حالا ممکن است این اندیشه در قالب داستان، فلسفه یا هر قالب دیگری ارائه شود.
استاد شهید مطهری مثال بسیار خوبی در این زمینه دارد. اولین کتاب ایشان «داستان راستان» است. خود ایشان درباره این موضوع تأکید میکند که مهم نیست کتاب داستان باشد یا نباشد؛ مهم این است که بتواند یک مشکل، مسئله یا آسیب اجتماعی را از دوش جامعه بردارد؛ حالا این کار ممکن است در قالب داستان انجام شود یا در قالب فلسفه و استدلال.
در «داستان راستان» هم همین اتفاق افتاده است. مثلاً در اولین داستان از این کتاب، پیامبر اکرم (ص) وارد مسجد میشوند و دو گروه را میبینند؛ گروهی مشغول عبادت هستند و گروهی مشغول علمآموزی. پیامبر (ص) در جمع اهل علم مینشینند و درباره هر دو گروه میفرمایند که هر دو کار خوب است، اما در جمع اهل علم حضور پیدا میکنند.
استاد مطهری با انتخاب این داستان، یک مسئله اجتماعی را مطرح میکند؛ اینکه جامعه اسلامی از علم فاصله گرفته و بیشتر به ایمان بدون علم توجه کرده است؛ بنابراین ممکن است ظاهر یک اثر «داستان» باشد، اما پشت آن یک فلسفه و اندیشه عمیق قرار داشته باشد. به همین دلیل هم این کتاب در همان سال موردتوجه قرار گرفت و بهعنوان کتاب سال یونسکو انتخاب شد.
از این منظر، آثاری که در انتشاراتی مانند به نشر و دیگر مجموعههای فرهنگی منتشر میشوند، باید حامل ایده و اندیشه باشند؛ حتی اگر در قالب داستان ارائه شوند.
«رسم حضور» با چه ایدهای شکل گرفت؟
کتاب «رسم حضور» نیز در حقیقت حامل یک اندیشه است و آن این است که ما زیارت را با یک نگرش متفاوت ببینیم. در این کتاب، داستانهایی آورده شده که رفتار زائر را اصلاح میکند. قالب کتاب داستانی است، اما پشت این داستانها یک اندیشه وجود دارد و آن، اصلاح و ارتقای رفتار زائر است.
من تلاش کردهام با استفاده از قالب داستان، سبک حضور زائر را به سمت تحول، اصلاح، تکامل و رشدآفرینی سوق بدهم. یعنی مخاطب فقط با مجموعهای از دستورهای خشک درباره آداب زیارت مواجه نباشد، بلکه در خلال روایتها و سیره بزرگان، به یک نگاه تازه درباره حضور در محضر امام برسد.
شما برای این منظور سراغ سیره علما و بزرگان رفتهاید. مهمترین درس آنها درباره «چگونه زیارتکردن» چیست؟
ما در سبک زیارت علما، فقها و بزرگان چند نکته مهم را میبینیم. نکته اول این است که این بزرگان از همان لحظهای که وضو یا غسل میکردند و از خانه برای زیارت حرکت میکردند، متوجه حقیقت و عظمت حضور در محضر امام بودند. حتی نوع راهرفتن، ذکر گفتن، نگاهنکردن به اطراف و شیوه حرکت آنها نشان میدهد که متوجه بودند زیر این گنبد، حجت الهی آرمیده است. امام از نگاه آنان یک انسان معمولی نیست. امام (ع)، حجت خداست؛ کسی که به اذن الهی ناظر و شاهد است و زائر باید با چنین معرفتی وارد حرم شود.
از وجنات و سکنات بزرگان میتوان فهمید که زیارت آنها یک زیارت معرفتپرور بوده است. این نگاه، ما را از زیارت صرفاً کتابمحور و مناسکی عبور میدهد و به سمت زیارتی میبرد که در آن معرفت، اصل و اساس است.
نکته دیگر، توجه بزرگان به زیارتنامههاست. آنها به طور ویژه به زیارت «امینالله» مقید بودند. زیارت جامعه کبیره طولانی است و یک دوره امامشناسی محسوب میشود، اما زیارت امینالله باوجود کوتاهبودن، بسیار پرمغز است و درعینحال یک دوره کامل خداشناسی را در خود دارد. این نکته نیز نشان میدهد که زیارت بزرگان، زیارتی مبتنی بر معرفت بوده است.
در سبک زیارت عرفا، چه نکتهای بیش از همه برجسته است؟
در سیره عرفا وقتی به حرم میرفتند، مهمترین نکته برای آنها «خلوت» و «تذکر» بود. عالم و عارف در حرم، مستقیماً متوجه امام میشد، تأمل میکرد و به این فکر میکرد که عمرش را چگونه سپری میکند.
به اعتقاد من، خلوت و تفکر، فلسفه اصلی زیارت است. ما این مسئله را در سبک زیارت علما و بزرگان بهوضوح میبینیم البته ممکن است امروز شرایط زیارت با گذشته متفاوت باشد و حرم در مناسبتهایی مانند شهادت امام رضا (ع) مملو از جمعیت باشد، اما حتی در میان همین جمعیت هم انسان میتواند برای خودش لحظاتی از توجه، تذکر و ارتباط قلبی با امام ایجاد کند.
اصل ماجرا این است که بدانیم برای چه آمدهایم. اگر زیارت را تجدید عهد بدانیم، حضورمان در حرم نیز تغییر میکند. آن وقت فقط به این فکر نمیکنیم که چه اعمالی انجام دادهایم، بلکه از خودمان میپرسیم: من پس از این زیارت، قرار است چه تغییری در زندگیام ایجاد کنم؟
و این همان نقطهای است که زیارت را از یک حضور کوتاه در یک مکان مقدس، به یک اتفاق مؤثر در زندگی انسان تبدیل میکند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز