محسن مؤمنیشریف، نویسنده و پژوهشگر، رئیس سابق حوزه هنری در یادداشت زیر با تکیه بر خاطرات دیدار با رهبر شهید (رحمتالله علیه) و شناخت ایشان، از شخصیت فرهنگی و کتابخوان شهید آیت الله سید علی خامنهای روایت میکند؛ از نوجوانی که برای جمعآوری کتابهای مستعمل، خود به صحافی آنها میپرداخت تا عالمی که بعدها کتاب را یکی از ارکان شکلگیری تمدن اسلامی میدانست و برای گسترش فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان و اهالی فرهنگ اهتمام داشت. در این میان، روایت او از ارتباط رهبر شهید (رحمتالله علیه) با امام رضا (علیه السلام) نیز تصویری از پیوندی عمیق و شخصی با حرم رضوی ارائه میکند:
وقتی از رهبر شهید (رحمتالله علیه) سخن میگوییم، ممکن است نخستین تصویر، یک شخصیت سیاسی در ذهن شکل بگیرد. این تصویر برای شناخت کامل ایشان کافی نیست. آنچه در حوزه فرهنگ و هنر بیش از هر چیز جلب توجه میکند، فرهیختگی، تسلط و اشراف رهبر شهید (رحمتالله علیه) بر حوزههای مختلف معرفتی است.
رهبر شهید (رحمتالله علیه) در کنار جایگاه ممتاز سیاسی و نقشآفرینی در مبارزه با استعمار، در حوزههای علوم انسانی از فقه، اصول و رجال گرفته تا تفسیر قرآن، تاریخ اسلام، ادبیات عرب و ادبیات فارسی نیز صاحبنظر بودند. از همین رو، تعبیر «علامه» برای توصیف این گستره علمی، بیش از یک عنوان تشریفاتی است؛ تعبیری که بر جامعیت شخصیتی ایشان دلالت دارد.
اما شاید برای شناخت این وجه از شخصیت شهید آیتالله سیدعلی خامنهای (رحمتالله علیه) باید به سالهایی بسیار دورتر بازگشت؛ زمانی که هنوز سیاست و مسئولیتهای اجتماعی در زندگیایشان جایگاه امروز را نداشت و کتاب، آرامآرام در حال شکل دادن به جهان ذهنی ایشان بود.
کتاب در خانواده رهبر شهید (رحمتالله علیه) جایگاهی ویژه داشت. پدر ایشان با وجود محدودیت فضای زندگی، بخشی از خانه را به کتابخانه اختصاص داده بود و مادرشان نیز بانویی اهل ادبیات، شعر، حدیث و قرآن بودند. طبیعی بود کودکی که در چنین محیطی رشد میکند، خیلی زود با کتاب انس بگیرد.
اما علاقه ایشان به کتاب به خواندن محدود نماند. در نوجوانی، برای جمعآوری کتاب به سراغ کتابهای مستعملی میرفت که گاه به بقالیها سپرده میشد تا از کاغذ آنها برای بستهبندی استفاده شود. آنها را میخرید و خودش صحافی میکرد. رهبر شهید (رحمتالله علیه) بعدها در خاطرات خود نقل کردند که به این شیوه حدود ۳۰۰ جلد کتاب جمع کرده و برخی از همان کتابها همچنان در کتابخانهاش باقی مانده بود.
این تصویر، شاید یکی از گویاترین روایتها درباره نسبت رهبر شهید (رحمتالله علیه) با کتاب باشد؛ نوجوانی که برای داشتن کتاب نه منتظر امکانات میماند و نه صرفاً به کتابهای آماده دسترسی پیدا میکند، بلکه خودش کتابهای فرسوده را دوباره جان میبخشد. کتاب برای ایشان از همان ابتدا چیزی فراتر از یک کالای فرهنگی بود بلکه بخشی از زندگی بود.
این علاقه شخصی، با گذر زمان به یک باور فرهنگی تبدیل شد. رهبر شهید (رحمتالله علیه) کتاب را یکی از ارکان اساسی جامعهای میدانست که میخواهد در مسیر تمدن اسلامی حرکت کند. از همین منظر، اهتمام ایشان به کتاب در سالهای ریاستجمهوری نیز صرفاً یک علاقه شخصی نبود.
برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران از جمله اقداماتی بود که با اهتمام ایشان شکل گرفت و بعدها به یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی کشور تبدیل شد. حضور در نمایشگاه کتاب نیز برای ایشان اهمیت ویژهای داشت و تلاش میکردند هر سال زمانی را به این رویداد اختصاص دهند.
اما رابطه رهبر شهید (رحمتالله علیه) با کتاب تنها به خواندن ختم نمیشد. نویسنده و مؤلف نیز برای ایشان اهمیت داشت. تشویق نویسندگان، ارتباط با مؤلفان، دیدن آثار و نوشتن تقریظ برای برخی کتابها، نشان میداد که ایشان کتاب را بهعنوان حلقهای از زنجیره فرهنگ و تمدن میدید؛ زنجیرهای که نویسنده و مخاطب را به یکدیگر پیوند میدهد.
شیوه مطالعه رهبر شهید (رحمتالله علیه) در مطالعه کتابهای مختلف نیز جالب توجه است. کتابهای مختلف از سوی ناشران و نویسندگان برای ایشان ارسال میشد و خودشان نیز در نمایشگاه کتاب آثاری را انتخاب میکردند. برای کتابهایی که نویسنده آنها را نمیشناختند، شیوهای متفاوت داشتند؛ کتابهای تازه را روی میز میگذاشتند، یکی را به انتخاب برمیداشتند و شروع به خواندن میکردند. اگر کتاب با ایشان ارتباط برقرار میکرد، ادامه میدادند و اگر نه، سراغ کتاب دیگری میرفتند.
بخش قابل توجهی از این مطالعه نیز به ساعات پایانی روز اختصاص داشت؛ زمانی که کارهای روزانه به پایان رسیده بود و کتاب فرصتی برای خلوت و مطالعه فراهم میکرد. شاید همین استمرار در مطالعه بود که امکان میداد شخصیتی با چنین حجم گستردهای از مسئولیت، همچنان با ادبیات، تاریخ، شعر و حوزههای مختلف معرفتی ارتباط خود را حفظ کند.
توجه ویژه رهبر شهید (رحمتالله علیه) به ادبیات دفاع مقدس نیز در همین منظومه فکری معنا پیدا میکند. ایشان صرفاً به ثبت خاطرات دفاع مقدس توجه نداشت، بلکه دغدغه داشت انسانهایی که در آن دوران ظهور کردند، از طریق ادبیات به نسلهای بعد معرفی شوند.
ادبیات برای ایشان وسیلهای برای انتقال تجربه بود؛ تجربه نسلی که در دفاع از کشور و آرمانهای خود زیست و نسلی که باید از آن تجربه برای ساخت آینده بهره بگیرد. به همین دلیل بخش مهمی از آثاری که مورد تقریظ ایشان قرار گرفتند، به دفاع مقدس اختصاص داشتند.
در این نگاه، کتاب تنها روایت گذشته نیست؛ راهی برای ساخت آینده است. شاید به همین دلیل بود که رهبر شهید (رحمتالله علیه) تا پایان عمر، ارتباط خود را با کتاب، نویسندگان و آثار ادبی حفظ کردند.
در کنار کتاب، فرهنگ و دانش، نسبت رهبر شهید (رحمتالله علیه) با امام رضا (علیه السلام) نیز وجهی مهم از زندگی ایشان است؛ نسبتی که با جغرافیای مشهد و سالهای رشد ایشان در سایه حرم رضوی شکل گرفته بود.
رهبر شهید در طول سال چندین بار به زیارت امام رضا (ع) میآمدند و زمان قابل توجهی را برای حضور در حرم اختصاص میدادند. گاهی نیمهشب به حرم میرفتند و تا سحر در جوار امام رضا (ع) میماندند. از جزئیات این خلوتها اطلاع زیادی در دست نیست، اما همین زمان و کیفیت حضور، از رابطهای فراتر از یک زیارت معمولی حکایت دارد.
شاید نتوان از آن خلوتها سخن دقیقی گفت، اما میتوان از نشانهها سخن گفت؛ از انسانی که در میانه مسئولیتهای سنگین علمی و سیاسی، نیمهشب راه حرم را در پیش میگرفت و ساعتهایی را در جوار امام رضا (ع) میگذراند.
اندیشه رهبر شهید (رحمتالله علیه) درباره امام رضا (علیه السلام) نیز واجد نکاتی تازه و قابل توجه است. تحلیل ایشان از هجرت امام رضا (علیه السلام) به ایران و حضور فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام) در این سرزمین، در چارچوب یک نگاه تاریخی گستردهتر قرار میگیرد؛ نگاهی که این حرکتها را در مسیر زمینهسازی برای آینده جهان اسلام و ظهور منجی بشریت تحلیل میکند.
از این منظر، بازخوانی اندیشههای رهبر شهید (رحمتالله علیه) درباره امام رضا (علیه السلام) تنها یک کار تاریخی نیست؛ میتواند بخشی از مأموریت فرهنگی آستان قدس رضوی باشد. معرفی این دیدگاهها و تبیین سیره امام رضا (ع) از منظر اندیشه ایشان، زمینهای برای پیوند میان میراث رضوی و مسائل امروز جامعه فراهم میکند.
رهبر شهید (رحمتالله علیه)، تنها عالمی در مسند سیاست نبود؛ تمام زندگی ایشان، از کتابهایی که میخواندند تا دیدارهایی که با اهل فرهنگ داشتند و خلوتهایی که در حرم امام رضا (علیه السلام) تجربه میکردند، بخشی از یک منظومه فکری و معنوی بود.
در اربعین تدفین ایشان در مشهد، شاید یکی از بهترین راههای بزرگداشت این شخصیت، تنها یادآوری جایگاه سیاسی ایشان نباشد؛ بلکه بازخوانی انسانی باشد که کتاب را رکن تمدن میدانست، نویسنده را شایسته تشویق میدید و در میان همه مسئولیتهای سنگین زندگی، برای خلوت با امام رضا (علیه السلام) نیز زمانی ویژه اختصاص میداد. چنین نگاهی، رهبر شهید (رحمتالله علیه) را نه فقط در قاب تاریخ سیاسی، که در متن فرهنگ، کتاب و زیست معنوی مردم این سرزمین به تصویر میکشد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز