حامد شجاعی باغینی، فعال رسانهای استان کرمان در یادداشتی آورده است؛ دلها به تنگ آمدهاند و مشتاقانه نه فقط زیارت که شوق خدمت را انتظار میکشند. این بار کرمان، پایتخت مقاومت، تنها با دلهای دلدادهاش به حریم خورشید نیامده بود؛ سوغات محبتش را هم با خود آورده بود.
در تبرکخانه حرم مطهر رضوی، خادمیاران کرمانی در میان موج زائران با لبخند و عشق به خدمت ایستادند؛ دستهایی که از یکسو لیوانهای شربت را به زائران تعارف میکرد و از سویی دیگر، کلمپههای خوشعطر و اصیل کرمانی را، تا کام زائران امام رضا (ع) با شیرینیِ سوغات دیار کریمان شیرین شود.
اما اینجا شربتها جرعهای از ارادت کرمان بودند و کلمپهها نشانی بود از شهری که مردمش سالهاست نام مقاومت و ایستادگی را با خود حمل میکنند و حالا شیرینی محبتشان را به آستان امام رئوف آوردهاند.
میان صدای صلواتها، زمزمه دعاها و اشکهایی که بیصدا از گوشه چشم زائران جاری میشد، هر لیوان شربت، بهانهای برای یک لبخند بود و هر کلمپه، خاطرهای شیرین از کرمان که در دل زائری جا میگرفت.
زائری شربت را میگرفت، دستی بر سینه میگذاشت و آرام میگفت: «یا رضا (ع) ...»، یکی برای سلامتی عزیزانش دعا میکرد، دیگری حاجتش را زیر لب به امامش میسپرد و خادمیاری، بیآنکه نامش را کسی بداند، فقط لبخند میزد و دوباره دست به سوی زائر دیگری دراز میکرد.
اینجا خدمت یک زیارت بود. خادمیاران کرمانی آمده بودند تا در جوار امام رضا (ع) سهمی از این دریای بیکران محبت داشته باشند؛ آمده بودند تا بگویند اگرچه کرمان هزاران کیلومتر با مشهد فاصله دارد، اما دل مردم این دیار همیشه راه حرم را میداند.
در تبرکخانه رضوی، شربت خنک در گرمای مشهد دستبهدست شد، کلمپههای کرمانی کامها را شیرین کرد و سلامهای زائران در فضای حرم با صلوات درآمیخت و شاید زیباترین تصویر آن لحظه، همین بود؛ گویی تمام کرمان با دستهای خدمت و دلهای عاشق، در حریم رضوی ایستاده بود؛ یک سوغات شیرین برای زائران و یک سلام عمیق برای امامی که دلها را از دور و نزدیک، به سوی خود میخواند.
خادمیاران کرمانی آمده بودند تا خدمت کنند و در میان اشک و دعا و صلوات، خودشان بیش از هر کس دیگری مهمان کرامت امام رضا (ع) شدند؛ مهمان سفرهای که در آن فاصلهها معنا ندارد و هر دلی که با «یا رضا» بتپد به حریم خورشید نزدیک است.
انتهای پیام/
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز