سینمای مقاومت را نمیتوان صرفاً بر اساس موضوع، ژانر یا نسبت ظاهری آن با مسئله مقاومت تعریف کرد؛ معیار اساسی آن است که یک اثر تا چه اندازه توانسته انحصار حق تعریف را مختل کند، امکان طرح پرسش مستقل را به دست آورد و عاملیت روایی سوژه تحت سلطه را افزایش دهد؛ مسیری که میتوان آن را در هفت سطح از استقلال روایی بررسی کرد.
استقلال روایی، پیش از هر چیز، با استقلال مسئلهشناختی آغاز میشود؛ یعنی اثر بتواند پرسش خود را تولید کند و مسئله را نه بر اساس صورتبندی تحمیلشده از بیرون، بلکه از منظر تجربه و موقعیت خود تعریف کند. تا زمانی که پرسش اصلی روایت از سوی دیگری تعیین شود، حتی پاسخ متفاوت نیز لزوماً به معنای استقلال روایت نیست.
سطح دوم، استقلال زمانی است. هر روایت با انتخاب یک نقطه آغاز، بخشی از تاریخ را برجسته و بخشی دیگر را به حاشیه میراند. از این رو، تعیین اینکه روایت از کجا آغاز میشود و چه عوامل تاریخی در شکلگیری وضعیت کنونی مؤثر بودهاند، بخشی اساسی از استقلال روایی است. انتخاب نقطه آغاز، صرفاً یک تصمیم فنی نیست، بلکه میتواند معنای یک واقعه را تغییر دهد.
استقلال بصری سطح سوم این الگو است؛ به این معنا که روشن باشد صاحب نقطه دید چه کسی است. دوربین تنها ابزار ثبت تصویر نیست، بلکه جایگاه نگاه را تعیین میکند. اینکه مخاطب جهان روایت را از چشم چه کسی میبیند، چه چیزی دیده میشود و چه چیزی بیرون از قاب باقی میماند، مستقیماً با مسئله قدرت در روایت ارتباط دارد.
در سطح چهارم، با استقلال عاملیت مواجهیم. سوژه تحت سلطه نباید صرفاً در جایگاه قربانی باقی بماند. اگر روایت، انسان تحت ستم را فقط به موضوع رنج و ترحم تبدیل کند، هنوز بخشی از منطق سلطه را بازتولید کرده است. استقلال روایی زمانی شکل میگیرد که این سوژه، واجد اراده، انتخاب، تصمیم و قدرت کنش باشد و بتواند در ساختن سرنوشت و روایت خود نقش ایفا کند.
سطح پنجم، استقلال عاطفی است؛ یعنی نحوه توزیع کرامت، همدلی و سوگواری انسانی در اثر. روایتها تنها با اطلاعات و تصاویر کار نمیکنند، بلکه تعیین میکنند مخاطب برای چه کسی اندوهگین شود، با چه کسی همدلی کند و رنج چه کسی را واجد اهمیت بداند. از این منظر، استقلال روایی مستلزم آن است که کرامت انسانی و حق سوگواری، تابع سلسلهمراتبهای تحمیلشده نباشد.
استقلال زیباییشناختی سطح ششم است. سینمای مقاومت زمانی به استقلال نزدیک میشود که در فرم، زبان و شیوه بیان نیز صرفاً مصرفکننده الگوهای مسلط نباشد. استقلال در روایت تنها در مضمون اتفاق نمیافتد؛ فرم و زیباییشناسی اثر نیز میتوانند حامل نوعی نگاه مستقل به جهان باشند.
آخرین سطح، استقلال آرشیوی و الگوریتمی است. در جهان امروز، مسئله روایت تنها به تولید یک فیلم محدود نیست. اینکه چه تصاویری ثبت و حفظ میشوند، چه اسنادی امکان دیدهشدن پیدا میکنند و الگوریتمهای رسانهای کدام روایتها را برجسته یا پنهان میکنند، بخشی از میدان جدید قدرت روایی است؛ بنابراین استقلال روایی، به امکان حفظ حافظه و دسترسی مستقل به سازوکارهای توزیع روایت نیز وابسته است.
بر این اساس، سینمای مقاومت را نباید صرفاً از روی موضوع آن شناخت. پرسش اصلی این است که آیا اثر توانسته است انحصار حق تعریف را مختل کند و عاملیت روایی سوژه تحت سلطه را افزایش دهد یا خیر.
اگر استعمار عمیق را نوعی اشغال تخیل بدانیم، مقاومت عمیق نیز باید در پی آزادسازی تخیل باشد. در چنین نگاهی، استقلال روایی تنها یک مسئله سینمایی نیست؛ بلکه یکی از صورتهای فرهنگی پروژه استقلال و نفی سلطه است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز