کولهها بر دوش دختران است؛ بعضی همراه خانواده آمدهاند و بعضی با شوقی که در چهرههایشان پیداست، قدم به فضای شبستان میگذارند. قرار است سه شب از زندگی معمولشان فاصله بگیرند و در جوار امام رضا (ع) معتکف شوند؛ سه شب که برای بسیاری از آنها نخستین تجربه اعتکاف است و قرار است در کنار برنامههای عبادی، با خودشان، باورهایشان و دوستان تازهشان نیز خلوت کنند.
در شبستان مسجد گوهرشاد، خادمان و عوامل اجرایی به استقبال دختران میروند. کارتهای شناسایی میان آنها توزیع میشود و کمکم گروههای کوچک شکل میگیرد. هر گروه گوشهای را انتخاب میکند؛ کولهها کناردستها قرار میگیرند و دختران در فضای تازهای جا میافتند که قرار است خانه چند روز آیندهشان باشد.
اینجا، در اعتکاف دانشآموزی «پناه»، قرار نیست فقط چند برنامه مذهبی پشتسرهم برگزار شود. بنیاد فرهنگی رضوی تلاش کرده است زمینهای فراهم کند تا دختران نوجوان، در کنار عبادت و حضور در حرم مطهر رضوی، فرصت گفتوگو، شناخت بیشتر خود و تقویت پیوندهای معنویشان را نیز تجربه کنند؛ فرصتی که برای بعضی از آنها، از همان لحظه ورود، رنگوبوی یک دعوت ویژه دارد.
آتنا کاکری، کارشناس پرورشی بنیاد فرهنگی رضوی و سرپرست اعتکاف دخترانه پناه، درباره اهداف این برنامه میگوید: اعتکاف «پناه» با تمرکز بر دختران دوره متوسطه اول و دوم مدارس امام رضا (ع) طراحی شده است؛ دخترانی که در سالهای مهم شکلگیری شخصیت و نگاهشان به زندگی قرار دارند و بیش از هر زمان دیگری به فرصتهایی برای خودشناسی، گفتوگو و تجربه جمعی نیازمندند.
برنامهها تنها به حضور در مراسم عبادی محدود نمیشود. پس از نماز ظهر، دانشآموزان در قالب هشت گروه، برای گفتوگو و مباحثه گرد هم میآیند؛ جلساتی که حدود سه تا چهار ساعت ادامه دارد و موضوعات آن باتوجهبه مسائل روز و نیازهای فکری نوجوانان انتخاب شده است.
کاکری توضیح میدهد: بخشی از این گفتوگوها به محورهایی برای خودشناسی، اصلاح رفتار و رشد فردی اختصاص دارد. در این نشستها، دختران فرصت پیدا میکنند پرسشهایشان را مطرح کنند، دیدگاههای یکدیگر را بشنوند و درباره موضوعاتی که با زندگی امروز آنها پیوند دارد، فکر کنند.
از دیگر محورهای برنامه، گفتوگو درباره جنگشناختی و شیوههای اثرگذاری بر فکر و باور افراد است؛ موضوعی که قرار است با حضور استادان و در قالب نشستهای آموزشی پیگیری شود. سخنرانی، پرسشوپاسخ، روایت خاطرات، برنامههای هیئت، مناجات و مسابقه کتابخوانی نیز در جدول برنامههای اعتکاف قرار دارد.
در کنار این فعالیتها، حضور در حرم مطهر و بهرهمندی از فضای معنوی آن، بخش جداییناپذیر تجربه دختران است. آنها مهمان سفره افطار و سحر امام رضا (ع) هستند.
وی هدف اصلی را فراهمکردن فرصتی برای حضور دختران در حریم رضوی و تجربه اثر این حضور در زندگی فردی آنها میداند؛ تجربهای که به گفته او، میتواند زمینهساز امید، آرامش، نشاط و احساس امنیت در جمع دوستان باشد.
در میان دخترانی که تازه به جمع معتکفان پیوستهاند، فاطمه سنخواستی ایستاده است، فارغالتحصیل یکی از مدارس امام رضا (ع) که منتظر اعلام نتیجه کنکور است. این نخستین تجربه اعتکاف اوست و از اینکه میتواند سه شب را در حرم مطهر رضوی بگذراند، خوشحال و هیجانزده به نظر میرسد.
برای فاطمه، این حضور فرصتی تازه است؛ تجربهای که با روزهای معمول زندگیاش تفاوت دارد و قرار است خاطره سه شب اقامت در جوار امام رضا (ع) را به یادگار بگذارد.
نرگس، اما تجربه دیگری دارد. او برای سومین بار در اعتکاف شرکت میکند؛ با این تفاوت که حضور امسالش را از پیش برنامهریزی نکرده بود. از علاقهاش به ماندن شبانه در حرم میگوید و احساس خود را اینطور توضیح میدهد: باوجود همه کاستیها و خطاهایم، گویی امام رضا (ع) من را پذیرفته و به این میهمانی دعوت کرده است. هنگام گفتوگو، احساساتش مجال پنهان ماندن نمییابد و چشمهایش نمناک میشود.
برای امیناخانی، دانشآموز پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک در مدرسه امام رضا (ع)، اعتکاف امسال تجربهای متفاوت از حضورهای قبلی است. او پیشازاین نیز اعتکاف را تجربه کرده، اما نه در حرم مطهر رضوی. حالا حضور در این فضا را لطفی بزرگ میداند و از احساس رهایی، سبکی و نزدیکی به خداوند و اهلبیت (ع) میگوید؛ احساسی که به گفته خودش، توصیف کامل آن آسان نیست.
چشمهای امینا هم هنگام حرفزدن نمناک میشود. او این حال را نشانه توجه ویژه امام رضا (ع) به خود میداند؛ برداشتی شخصی از تجربهای که برایش معنایی عمیق، پیدا کرده است.
در گوشهای دیگر، دختری کوله بزرگش را باز میکند و کتابهایش را بیرون میآورد. در میان وسایل سفر، کتابهای درسی هم جای خودشان را دارند؛ از جمله کتاب فیزیک. او از نذر و خواستهاش برای موفقیت در کنکور و قبولی در رشتهای خوب میگوید. این تصویر، گوشه دیگری از دنیای دخترانی را نشان میدهد که در کنار دعا و مناجات، دغدغه آینده تحصیلی و انتخاب مسیر زندگی را نیز با خود به این میهمانی آوردهاند.

در میان روایتهای دختران، داستان مهدیسا صالحی، دانشآموز پایه هشتم، از تجربهای شخصی و تغییری درونی حکایت میکند؛ تغییری که او آغازش را به شبهای قدر و حالوهوای آن روزها پیوند میدهد.
مهدیسا میگوید: پیش از آن، باوجود باور به خداوند و اهلبیت (ع)، در انجام منظم نماز و رعایت حجاب ثبات چندانی نداشته است. توصیههای مادرش درباره نماز و چادر گاهی برایش سنگین بوده، اما در شبهای قدر، بهویژه شب بیست و سوم ماه رمضان، ازخداخواسته است راه درست را به او نشان دهد و کمکش کند در مسیر درست بماند.
او از حضور در مراسم شب قدر در حسینیه هاشمیه و شنیدن خبر رسیدن پیکر یکی از شهدای بیت رهبری، میگوید. در آن فضای معنوی، احساس خاصی پیدا میکند و دلش میخواهد به تابوت نزدیک شود؛ اما ازدحام جمعیت اجازه نمیدهد. در نهایت، چفیهای را که به سر داشته، برای تبرک میسپارد و پس از آن، احساس دلبستگی ویژهای به آن پیدا میکند.
مهدیسا بعدها متوجه میشود شهید موردنظر، شهید مجتبی پارسا بوده که در حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شده است. از مادرش میخواهد برای زیارت مزار او بروند و گلی بر آن بگذارند؛ دیداری که بعدها درمییابد با چهلمین روز شهادت او، همزمان بوده است.
او، میگوید: در هفتههای بعد، با دیدن تصویری از شهید در یک کانال روبیکا، پیگیر خانواده او میشود و پس از تلاش، موفق به برقراری ارتباط میشود. به روایت مهدیسا، پس از این اتفاقها، نگاهش به چادر تغییر میکند و به رعایت حجاب و حضور در اعتکاف علاقه بیشتری پیدا میکند؛ تا جایی که حالا دوست دارد تجربه ماندن شبانه در حرم مطهر را نیز داشته باشد.
روایت مهدیسا، شرح تجربه شخصی او از یک مسیر معنوی است؛ مسیری که در آن، دعا، خاطره یک شب خاص و پیگیری یک احساس، در کنار هم قرار گرفتهاند و او تغییر نگاهش را با آنها توضیح میدهد.
برنامههای جمعی، در کنار فرصتهای خلوت و مناجات، بخشی از تجربهای است که بنیاد فرهنگی رضوی برای این سه روز تدارک دیده است.
دختران بعد از افطار راهی در دارالذکر میشوند و عهدی با «رهبر شهید» میبندند و ثواب روزههایشان را به او هدیه میکنند. برای بسیاری از آنها، چنین لحظههایی از جنس برنامههای معمول مدرسه نیست؛ تجربهای است که در کنار دوستان و مربیان، در فضای معنوی حرم مطهر شکل میگیرد.
دختران پس از قدمزدن در حرم، دوباره به شبستان بازمیگردند تا برای سحر آماده شوند. سفره سحر که با غذای حرم مهیا شده است، شور تازهای در جمع ایجاد میکند. لبخندها و هیجان دختران، حالوهوای جمع را عوض میکند؛ بعضی در آمادهسازی کمک میکنند و بعد از صرف سحری، برای اقامه نماز جماعت راهی صحن میشوند.
اینگونه، شب نخست اعتکاف به پایان خود نزدیک میشود؛ اما برای این دختران، روزهای قشنگ هنوز ادامه دارد. روزهایی که در کنار برنامههای عبادی و آموزشی بنیاد فرهنگی رضوی، فرصتی برای شناخت بیشتر خود، شنیدن تجربههای یکدیگر و ساختن خاطرهای مشترک در جوار امام رضا (ع) فراهم میکند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز