در این راستا، امیرمهدی حکیمی، مدیرعامل مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی، در یادداشتی به این موضوع پرداخته و به بهانه حضور متعهدانه و شجاعانه مجید مجیدی در جشنواره بینالمللی فیلم بوسان، ابعاد پیوند هنر متعالی، اخلاق و انسانیت را تبیین کرده است. در ادامه متن این یادداشت را میخوانید:
هنر، آنگاه که باایمان و جان هنرمند درآمیزد، از مرز تصویر و کلمه فراتر میرود و به حقیقت زندگی پیوند میخورد. هنرمند، تنها آفریننده زیبایی نیست؛ چشم بیدار روزگار خویش است. رنج انسان را میبیند، صدای خاموش او را میشنود و در برابر آنچه بر انسان و انسانیت میرود، خود را مسئول میداند.
سینمای مجید مجیدی، جلوهای درخشان از سینمای انسانی است؛ سینمایی که انسان، جانمایه اصلی آن است. انسان با همه رنجها و آرزوهایش، با فقر و محرومیتش، با امید و ایمانش و با کرامتی که هیچ تنگدستی و دشواری نمیتواند از او بستاند. در این جهان سینمایی، انسان در حاشیه، موضوع ترحم نیست؛ صاحب شأن و اراده است و مخاطب را به دیدن جهان از چشم خود فرامیخواند.
از نگاه معصومانه کودکان در «بچههای آسمان» تا جستوجوی روشنایی در «رنگ خدا» و روایت رنج و مهربانی در «باران»، رشتهای از ایمان، محبت و حرمت انسان جاری است. مجیدی سالهاست با زبان جهانی سینما از حقیقتی سخن میگوید که به جغرافیا و نژاد و آیینی خاص محدود نمیشود؛ حقیقتی به وسعت کرامت انسان.
اما ایمان هنرمند تنها در آنچه میآفریند آشکار نمیشود؛ گاه در آنچه بر زبان میآورد، در سکوتی که میشکند و در هنگامهای که باید میان آسودگی خویش و مسئولیت انسانیاش یکی را برگزیند، جلوهای دیگر مییابد.
آنچه مجید مجیدی در جشنواره بوسان بر زبان آورد، امتداد همان سینمای انسانی بود. گویی این بار دوربین را کنار گذاشته بود تا خود، راوی حقیقتی باشد که سالها در قاب تصویر از آن سخن گفته است.
او در هنگامه دریافت افتخاری جهانی، از خویش نگفت؛ از مردم گفت. از رنج کودکان، از زخمهای جنگ، از ایستادگی ملتی که با همه دشواریها، امید و استقلال خویش را واننهاده است. او صدای مردمی شد که دوستشان دارد و خود را در سرنوشت آنان سهیم میداند.
نمیتوان از کرامت انسان در قاب تصویر سخن گفت، اما در برابر شکستن حرمت انسانها خاموش ماند. نمیتوان رنج کودکان را روایت کرد؛ اما در برابر رنج واقعی آنان بیتفاوت بود. نمیتوان از امید گفت و در روزگار دشواری، مردم را با رنجهایشان تنها گذاشت.
مجیدی نشان داد که سینمای انسانی، پیش از آنکه شیوهای در فیلمسازی باشد، نگاهی به انسان و شیوهای در زیستن است.
در معارف بلند امام رضا (ع)، حرمت انسان، مهرورزی، دادگری و یاری رنجدیدگان، از جلوههای بنیادین ایمان به شمار میروند. در چنین افقی، ایمان نه حقیقتی دور از زندگی که مسئولیتی در برابر زندگی دیگران است. مکتب هنر رضوی نیز در پیوند با همین سرچشمه معرفتی، زیبایی را از حقیقت و هنر را از انسان جدا نمیبیند.
هنری که از جان مؤمن و آگاه برمیخیزد، نمیتواند نسبت به رنج انسان بیاعتنا باشد. از این منظر، نسبت هنر با معارف رضوی را نباید تنها در بازنمایی نشانههای دینی جستوجو کرد؛ این نسبت در نوع نگاه هنرمند به انسان، در پاسداشت کرامت او و در حساسیت نسبت به رنج دیگران نیز معنا مییابد.
آنچه در بوسان رخ داد، تنها سخنان یک سینماگر ایرانی در جشنوارهای جهانی نبود؛ جلوهای از پیوند ایمان هنرمند با مسئولیت اجتماعی او و وفاداریاش به مردم و کرامت انسانی بود.
استاد ارجمند و هنرمند گرانمایه، جناب آقای مجید مجیدی.
آنچه در بوسان از شما دیدیم و شنیدیم، برای آنان که سالها با جهان انسانی آثار شما زیستهاند، سخنی آشنا بود. این بار همان اندیشه را نه بر پرده سینما که در رفتار و کلام هنرمندانه شما یافتیم. این همسویی میان جهان آثار و موضع انسانی شما، ارزش آن حضور را دوچندان میکند.
از سوی مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی، این حضور مؤمنانه و مسئولانه را ارج مینهم و برای شما که سالها با زبان هنر از انسان و کرامت او سخن گفتهاید، از آستان امام مهربانیها، حضرت علیبنموسیالرضا (ع)، توفیق و سربلندی آرزو میکنم.
باشد که هنر، همچنان زبان مهربانی و حقیقت بماند و هنرمندان، در روزگار دشوار انسان، صدای بیدار انسانیت باشند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز