کد خبر : ۷۱۵۵۵۴
۱۳:۴۳

۱۴۰۵/۰۸/۱۰
امیرمحمد، کودک جانباز لامردی:

می‌خواهم با پا‌های سالمم در حرم امام رضا (ع) خدمت کنم

می‌خواهم با پا‌های سالمم در حرم امام رضا (ع) خدمت کنم
امیرمحمد فروزان، کودک ۱۱ساله که در حادثه حمله به زمین‌بازی شهرستان لامرد مجروح شده، این روز‌ها به دعوت آستان قدس رضوی میهمان امام رضا (ع) است. پسری که باوجود ماه‌ها تحمل درد و رنج بیماری، آرزوی، پوشیدن لباس خادمی حرم رضوی را دارد.

به گزارش آستان نیوز، نهم اسفندماه ۱۴۰۴ برای امیرمحمد فروزان، روزی متفاوت از تمام روز‌های کودکی‌اش بود؛ روزی که به شوق بازی همراه دوستانش راهی زمین فوتبال شده بود، اما انفجار چهار بمب آمریکایی (حاوی ۱۸۰ هزار ساچمه تنگستن)، شادی کودکانه آن روز را به خاطره‌ای تلخ تبدیل کرد. او در این حادثه از ناحیه پای راست و سینه مجروح شد و از آن زمان تاکنون روز‌های دشوار جراحی، درمان و تحمل درد را پشت سر گذاشته است.

حالا امیرمحمد به دعوت آستان قدس رضوی به مشهد مقدس آمده و در کنار زیارت حرم مطهر امام رضا (ع)، از برنامه‌های زیارتی، فرهنگی و تفریحی تدارک‌دیده‌شده برای خود و خانواده‌اش بهره‌مند شده است. در حاشیه یکی از این برنامه‌ها، با او درباره حال‌وهوای نخستین زیارتش از حرم رضوی به گفت‌و‌گو نشستیم.

خودت را برایمان معرفی می‌کنی؟

من امیرمحمد فروزان هستم و اهل شهر قشنگ لامرد هستم. فوتبال را خیلی دوست دارم. وقتی از مدرسه برمی‌گردم، هم فوتبال‌بازی می‌کنم و هم به کلاس قرآن می‌روم. خدا را شکر توانسته‌ام حافظ جزء سی قرآن کریم شوم. گاهی هم در کار‌های فنی به پدرم کمک می‌کنم.

دو برادر کوچک‌تر به نام‌های امیرعلی و امیرحسین دارم و قرار است همین آبان، یک برادر کوچولوی دیگر هم به خانواده ما اضافه شود. برای همین مادرم نتوانست در این سفر همراهمان باشد.

بزرگ‌ترین آرزویم این است که پزشک شوم و با دست‌های خودم درد مردم کشورم را درمان کنم. دوست دارم مثل پدر و مادرم به مردم خدمت کنم و سرباز خوبی برای رهبر و امام‌زمانم باشم.

از روز حادثه و اتفاقی که برایت افتاد، برایمان بگو.

آن روز مثل همیشه با کلی ذوق‌وشوق به زمین‌بازی رفته بودم تا با دوستانم فوتبال‌بازی کنم. اصلاً فکر نمی‌کردم قرار است یکی از تلخ‌ترین روز‌های زندگی‌ام باشد. ناگهان صدای انفجار خیلی وحشتناکی بلند شد و همه‌جا را دود و خاک فراگرفت. صدای گریه و فریاد بچه‌ها بلند شده بود. بعضی‌ها فریاد می‌زدند الله‌اکبر، یا زهرا و یا امام حسین (ع).

وقتی دوستانم و مربی عزیزم را دیدم که شهید شده بودند، خیلی دلم شکست. ما فقط برای ورزش و بازی رفته بودیم، نه اینکه دیگر هیچ‌وقت بعضی از دوستانمان را نبینیم.

پدرم همان لحظه خودش را به محل حادثه رسانده بود. ابتدا به سه نفر از مجروحان کمک کرده بود تا نجات پیدا کنند و بعد من را پیدا کرد. من چهارمین نفری بودم که پدرم به کمکش رسید. خیلی زخمی شده بودم و دیگر توانی نداشتم.

می‌خواهم با پا‌های سالمم در حرم امام رضا (ع) خدمت کنم

از شدت جراحات و روز‌های درمان هم تعریف کن.

وقتی من را به بیمارستان بردند، مشخص شد رگ‌های پای راستم قطع شده و پایم آسیب خیلی زیادی دیده است. خون زیادی هم ازدست‌داده بودم. هنوز دو ترکش در بدنم باقی‌مانده است؛ یکی در سمت راست سینه‌ام و دیگری در ساق پای راستم.

این چند ماه‌روز‌های خیلی سختی را گذرانده‌ام. هنوز هم نمی‌دانم پایم چه زمانی خوب می‌شود و آیا می‌توانم دوباره مثل قبل راه بروم و فوتبال‌بازی کنم یا نه.

باوجود این روز‌های سخت، هنوز همان امیرمحمد با آرزو‌های بزرگ هستی؟

بله من هنوز همان امیرمحمدم؛ با یک دنیایی از آرزو. دلم می‌خواهد دوباره روی پاهایم بایستم، بدون کمک راه بروم، فوتبال‌بازی کنم و یک روز پزشک شوم تا به بچه‌هایی که مثل من درد می‌کشند کمک کنم.

من فقط می‌خواهم دوباره راه بروم و با همین پاهایم دنبال آرزوهایم بروم. از مسئولان هم یک خواهش دارم؛ لطفاً به خانواده‌ام کمک کنند تا پدرم بتواند درمان من را ادامه دهد.

وقتی فهمیدی قرار است به مشهد بیایی، چه احساسی داشتی؟

از وقتی خیلی کوچک بودم، امام رضا (ع) را خیلی دوست داشتم و همیشه آرزویم بود یک روز به مشهد بروم و از نزدیک کنار ضریح قشنگ آقا بایستم و با ایشان حرف بزنم.

وقتی فهمیدم آستان قدس رضوی من را به مشهد دعوت کرده است، از خوشحالی در پوستم نمی‌گنجیدم. وقتی برای اولین‌بار چشمم به گنبد طلایی امام رضا (ع) افتاد، حس خیلی قشنگی داشتم که نمی‌توانم با کلمات توصیفش کنم. انگار همه غصه‌ها و درد‌های پایم را برای چند لحظه فراموش کردم. حرم آقا آن‌قدر زیبا و آرامش‌بخش است که آدم دلش نمی‌خواهد از آن بیرون بیاید.

در حرم امام رضا (ع) چه دعا‌هایی کردی؟

از امام رضا (ع) خواستم کمکم کند سلامتی‌ام را دوباره به دست بیاورم، بتوانم راه بروم و دوباره فوتبال‌بازی کنم. برای سلامتی پدر و مادرم، برادرهایم و همه بیماران هم دعا کردم. برای سلامتی و ظهور امام‌زمان (عج)، سلامتی رهبر و پیروزی رزمندگانی که از کشورمان و بچه‌های ایران دفاع می‌کنند هم دعا کردم.

در این سفر دلتنگی دیگری هم داشتی؟

بله. دلم می‌خواست به زیارت مزار رهبر شهید انقلاب هم بروم. دوست داشتم کنار مزارش بایستم و بگویم: من آمده‌ام به شما قول بدهم که راهتان را ادامه می‌دهم.

می‌خواهم با پا‌های سالمم در حرم امام رضا (ع) خدمت کنم

گفتی از کودکی آرزوی زیارت امام رضا (ع) را داشتی؛ آرزوی دیگری هم درباره حرم آقا داری؟

بله من از وقتی خیلی کوچک بودم همیشه آرزو داشتم یک روز لباس قشنگ خادمی امام رضا (ع) را بپوشم. هر وقت خادمان حرم را می‌بینم، دلم می‌خواهد من هم یکی از آنها باشم.

در کنار آرزوی خادمی، از نذر و موکبی که برپا کرده‌ای هم برایمان بگو.

من یک نذر دارم. امسال وقتی سوم محرم از بیمارستان شیراز برگشتم، با اینکه پایم زخمی بود، با کمک پدر و مادرم یک موکب کوچک صلواتی به اسم قاسم ابن الحسن (ع) در محله‌مان برپا کردم. اسمش را گذاشتم موکب حضرت علی‌اکبر (ع)، به یاد دوستان شهیدم در حادثه لامرد.

هفت روز به عشق امام حسین (ع) از مهمان‌های موکب پذیرایی کردیم. نذر کرده‌ام هر سال با کمک خانواده و هم‌محلی‌هایم این موکب را برپا کنم.

حالا یک نذر دیگر هم برای امام رضا (ع) دارم. نیت کرده‌ام سال آینده در روز شهادت ایشان هم موکب صلواتی برپا کنم و به عشق آقا از عزاداران و دوستدارانشان پذیرایی کنم.

از کتابی که مشغول نوشتنش هستی هم برایمان بگو.

اسم کتابم را دوست دارم بگذارم «با یک پای زخمی به وسعت یک ایران». چون در این ماجرا فقط به درد‌های خودم فکر نمی‌کنم، بلکه به آرزو‌های همه بچه‌ها فکر می‌کنم.

نوشتن این کتاب از یک دل‌نوشته شروع شد. روز‌هایی که پایم درد می‌کرد و دلم برای دوستانم و روز‌های قشنگ فوتبال تنگ می‌شد، پدرم به من گفت: امیرمحمد، بیا حرف‌های دلت را بنویس. من هم شروع کردم به نوشتن.

وقتی چند قسمت از نوشته‌هایم را در دیدار نمایندگان رهبر جوانمان با خانواده‌های شهدا و جانبازان خواندم و مورد تشویق قرار گرفتم، برای ادامه کتاب دلگرم‌تر شدم.

دلم می‌خواهد به همه دنیا بگویم بچه‌ها نباید قربانی جنگ در هیچ کجای دنیا شوند. همه کودکان باید فرصت داشته باشند دوران کودکی زیبایی داشته باشند.

آرزوی دیگرم این است که آستان قدس رضوی کمکم کند تا این کتاب را کامل کنم و به چاپ برسانم.

 

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها