برای بررسی بیشتر و آشنایی با نحوه برخورد امام رضا (ع) با تردیدهای فکری آن دوران، پای گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین دکتر ناصر رفیعی، کارشناس تاریخ اسلام نشستهایم تا ببینیم آموزههای معارفی امام هشتم (ع) چه راهکار و امیدی برای امروز ما دارد.
امام علی بن موسی الرضا (ع) سیوپنج سال در کنار پدر بزرگوارشان زندگی کردند و بیست سال هم دوران امامتشان طول کشید که ده سال آن با حکومت هارون، پنج سال با امین و پنج سال هم با مأمون همزمان بود. سه سال آخر عمر شریفشان هم در خراسان گذشت. یکی از مشکلاتی که بعد از شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع) در جامعه اسلامی پیش آمد و ذهن خیلیها را درگیر کرد، بحث امامت و جانشینی ایشان بود. فضای آن زمان پر از شبهه و تردید شد. به همین خاطر، طولانیترین و دقیقترین سخنان درباره جایگاه امامت و ویژگیهای امام، از زبان حضرت رضا (ع) بیان شده که روایاتش در کتابهایی مثل تحفالعقول آمده است. ایشان در آن شرایط با استدلالهای روشن به تبیین صفات امام پرداختند تا جامعه را از سردرگمی نجات دهند.
این موضوع از سالها قبل و حتی پیش از ولادت امام رضا (ع) مطرح شده بود؛ چون ائمه (ع) میدانستند چنین شبهاتی پیش میآید. حتی وقتی امام رضا (ع) هنوز کودک بودند، پدرشان امام کاظم (ع) طبق روایتی که در جلد اول کتاب کافی و عیون اخبار الرضا (ع) آمده فرمودند «ویل لمن ظلمه» یعنی وای بر کسی که به او ظلم کند. بعد هم فرمودند «من ظلمه کمن ظلم علی بن ابیطالب» یعنی ظلم به او مانند ظلم به امیرالمؤمنین (ع) است و «من جحد امامته کمن جحد امامة علی بن ابیطالب» یعنی هر کس امامت او را انکار کند، مثل این است که امامت امیرالمؤمنین (ع) را انکار کرده باشد.
پیش از آن هم ابوعماره در روایتی که در کتاب کافی ثبت شده نقل کرده که خدمت امام صادق (ع) بودم و فرزندشان موسی بن جعفر (ع) هم حضور داشتند. پرسیدم امام بعد از شما کیست؟ فرمودند همین فرزندم موسی. بعد هم اشاره فرمودند که از نسل او، فریادرس و عالم و نور این امت متولد میشود که نامش همنام جدم امیرالمؤمنین (ع) است. راوی بعدها این سخن را برای امام کاظم (ع) نقل کرد و ایشان با استناد به آیه ۵۸ سوره نساء «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» فرمودند این حرفها را به هر کسی نگو؛ اگر فرد امین و راستگو و عاقلی دیدی بگو. این نشان میدهد معصومین (ع) از قبل میدانستند چنین گردابهای فکری پیش خواهد آمد.
شایعات آنقدر سنگین بود که حتی به داخل خانه امام هم کشیده شد؛ چنانکه در روایات معتبر کتاب کافی نقل شده است. شخصی به امام رضا (ع) گفت برادرتان ابراهیم بن موسی شایعه کرده که پدرتان زنده است. امام فرمودند این شایعه نارواست؛ برادرم کاری میکند که برادران یوسف با او کردند، در حالی که من به او کمک کردم و بدهی هزار دیناریاش را دادم، اما شما به این حرفها توجه نکنید.
نمونه دیگر ابوجریر قمی است که خدمت امام آمد و پرسید آیا پدرتان از دنیا رفته یا زنده است؟ امام فرمودند از دنیا رفته. پرسید وفات غیبت یا وفات مرگ؟ حتی گفت آیا تقیه میکنید؟ من رازدار هستم! چون شایعه کرده بودند امام کاظم (ع) سنتهایی از پیامبران دارد؛ مثلاً مثل عیسی (ع) زنده است یا مثل یوسف (ع) به زندان رفته. امام رضا (ع) خیلی صریح فرمودند این حرفها درست نیست؛ من خودم بالای سر پیکر پدرم بودم، جان دادنش را دیدم و به خاک سپرده شد. وقتی پرسید پس امام بعد از او کیست، حضرت فرمودند بروید خودتان تحقیق کنید. او پرسید امام شما کیست؟
فرمودند من امامی بالای سر خود ندارم. در اینجا بود که آن شخص متوجه شد خود ایشان امام و حجت خدا، هستند.
ریشه این رفتارها در خیلی از افراد، دنیاطلبی، هوای نفس و حب ریاست بود؛ کما اینکه افرادی مثل علی بن ابیحمزه بطائنی به خاطر مال دنیا این شایعات را پررنگ کردند. انس بن مالک نقل میکند در روزهای آخر عمر پیامبر (ص)، ایشان را در حال گریه دیدم. علت را پرسیدم، فرمودند مشتاق دیدار خدا هستم: «اقترب أجلی» و «طال الشوق إلى ربی»، اما گریهام برای اتفاقاتی است که بعد از من در امت میافتد. پیامبر (ص) چهار چیز را عامل انحراف امت دانستند: «الأهواء المختلفة» یعنی هوای نفس، «حب المال والرئاسة» یعنی مالپرستی و ریاستطلبی، «إظهار البدعة» یعنی ایجاد بدعت در دین، و «قطیعة الرحم» یعنی قطع رحم و رعایت نکردن حقوق خویشاوندی. بعدها امام حسین (ع) هم در نامهای به مردم بصره به همین موضوع اشاره کردند و فرمودند «ألا إن السنة قد أمیتت و إن البدعة قد أحییت» یعنی سنت از بین رفته و بدعت زنده شده است. در زمان امام رضا (ع) هم همین عوامل باعث ایجاد شبهه در جامعه شد.
کسی که طالب حقیقت باشد، راه را پیدا میکند. عبدالله بن مغیره میگوید کنار کعبه به دیوار چسبیدم و گریستم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم خدایا حجتت را به من نشان بده؛ چون بدون شناخت امام، خدا هم درست شناخته نمیشود. همانطور که امام صادق (ع) فرمودند «إن الله تبارک و تعالی لو شاء لعرف العباد نفسه»، اما خداوند ما اهلبیت (ع) را راه شناخت خود قرار داده است: «ولکن بنا عبد الله بنا عرف الله». عبدالله میگوید به دلم افتاد به مدینه بروم. وقتی رسیدم و درِ خانه امام رضا (ع) را زدم، هنوز خودم را معرفی نکرده بودم که امام از داخل خانه فرمودند عبدالله بن مغیره وارد شو! تا نشستم فرمودند خدا دعایت را کنار کعبه مستجاب کرد و حجت بعد از پدرم من هستم. او هم با دیدن این نشانه، امامت ایشان را پذیرفت.
همچنین در اواخر عمر امام، وقتی در مسجد جامع مرو مردم درباره امامت دچار اختلاف شدند، امام خطبه مفصلی خواندند و فرمودند «الإمام واحد فی دهره لا یعادله أحد، لا نظیر له...» و ویژگیهای عالمترین و بخشندهترین فرد جامعه را برای امام تبیین فرمودند تا نسل جوان با معیار و منطق حرکت کند.
یکی از نکات بسیار مهمی که امام رضا (ع) روی آن تأکید فرمودهاند، مسئله عرضه اعمال بر معصوم است که برای ما تکلیفآور است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند بین خواب و بیداری من فرقی نیست و اعمال شما بر من عرضه میشود؛ زنده و مرده من برای شما خیر است. شخصی خدمت امام رضا (ع) نشست و گفت برای من دعا کنید. امام فرمودند ما برای شما دعا میکنیم و از گرفتاریهایتان خبر داریم. آن شخص در دلش تعجب کرد که امام از کجا خبر دارد. امام بلافاصله نیت ذهنی او را خواندند و فرمودند مگر قرآن نخواندهای که میفرماید: «وَ قُلِ اعمَلوا فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُم وَ رَسولُهُ وَ المُؤمِنونَ» (سوره توبه، آیه ۱۰۵) سپس فرمودند منظور از مؤمنون در این آیه، ما ائمه هستیم. یعنی اعمال ما در خواب و بیداری و در حیات و ممات بر ایشان عرضه میشود.
این آگاهی، انسان و بهویژه نسل جوان و دانشآموزان ما را در برابر شایعات و جنگ روانی بیدار نگه میدارد. پیامبر (ص) فرمودند وقتی اعمال شما را پیش من میآورند، اگر کار خوب کرده باشید خدا را حمد میکنم و اگر گناه کرده باشید برایتان طلب بخشش میکنم. در دورانی که جریانهای استکباری با بدعت و شایعه تلاش میکنند ذهن جویندگان علم را منحرف کنند، پناه بردن به معارف اهلبیت (ع) تنها راه نجات است.
حمزة بن محمد (ابنطیار) هم وقتی در دوران امام باقر (ع) سردرگم شده بود که سراغ کدام گروه و دسته فکری برود، امام باقر (ع) او را صدا زدند و فرمودند «إلینا إلینا» یعنی به سوی ما بیا. ما هم در این روز مبارک که منسوب به امام رضا (ع) و روز دانشآموز است، اگر میخواهیم در مسیر مبارزه با انحراف و استکبار فکری سربلند باشیم، باید قطبنما و فکرمان را رو به سیره علمی اهلبیت (ع) تنظیم کنیم. دانستن اینکه امام، ناظر بر نیات و تلاشهای ماست، بزرگترین انگیزه برای تحصیل علم، کسب بصیرت و دوری از فتنههای فکری و اخلاقی است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز