در همین راستا و برای بررسی وظایف معارفی، تقویت تحلیل تاریخی و نقشآفرینی مؤثر نسل جدید در پرتو آموزههای دینی، با حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین راجی، استاد حوزه و دانشگاه به گفتوگو نشستهایم:
اگر روشنگری و بیان حقایق در سطح جامعه و بهویژه در محیطهای آموزشی صورت نگیرد، مهمترین خطری که جامعه را تهدید میکند، عوض شدن جایگاه دوست و دشمن، جلاد و شهید، و خادم و خائن است. بار اصلی این مسئولیت بر دوش جوانان و دانشآموزان عزیز است که علمداران این مسیر هستند. اگر نسل جدید بداند در چه نقطهای ایستاده و چه رسالتی بر عهده دارد، میتواند از لغزشهای فکری و اعتقادی خود و اطرافیانش جلوگیری کند. برای ایفای این نقش، پیش از هر چیز نیازمند ابزارهایی هستیم که اندیشه انسان را در برابر شبهات منسجم و استوار سازد.
گام اول، شکلدهی به یک منظومه فکری منظم است. گاهی دیده میشود که افراد معتقد و انقلابی، سر بزنگاهها دچار ریزش میشوند؛ علت اصلی این مسئله آن است که ذهن آنها چارچوب فکری شبکهای و منسجم ندارد. برای ایجاد این منظومه، مطالعه عمیق اندیشه بزرگانی که مفسر قرآن، مسلط به روایات اهلبیت (ع)، مرجع تقلید در فقه و سرآمد در تاریخ و علوم سیاسی هستند، بسیار راهگشاست.
بهعنوان نمونه، بیانات و رهنمودهای رهبر شهید، آیتالله سیدعلی خامنهای در دیدارهای سالانه به مناسبت ۱۳ آبان، یک دوره کامل اندیشهورزی است. مطالعه منظم بیانات ایشان در یک بازه زمانی چندساله، ذهن جوان را کاملاً شبکهای و تحلیلگر میسازد. چندی پیش با شخصی فرهنگی که نسبت به نظام منتقد بود و ادعا میکرد هیچکس توان پاسخگویی به شبهاتش را ندارد صحبت میکردم. به او پیشنهاد کردم یکی از سخنرانیهای رهبر شهید در جمع معلمان را بدون تعصب بخواند و سپس بحث کنیم. بعد از دو هفته که او را دیدم، اعتراف کرد که نگاهش کاملاً تغییر کرده و تحلیلهای ارائه شده بسیار عمیقتر از انتقادات او بوده است. این نشان میدهد مطالعه منابع اصیل تا چه حد میتواند اندیشه انسان را روشن کند. صد سال دیگر که نسلهای بعدی تاریخ را میخوانند، به قدرت تحلیل، فن بیان و عادلانهبودن این اندیشهها پی خواهند برد و قضاوت خواهند کرد که ما چگونه قدردان این سرمایهها بودهایم.
گام بعدی، تقویت قدرت تحلیل سیاسی است. نداشتن تحلیل سیاسی همان نقطه ضعفی بود که در صدر اسلام باعث مظلومیت و تنهایی امیرالمؤمنین (ع) و امام مجتبی (ع) شد. داشتن تحلیل سیاسی یعنی اینکه حوادث و رویدادها را «نقطهای» نگاه نکنیم، بلکه آنها را «رونده» و در طول زمان ببینیم.
رسانههای ضد انقلاب معمولاً داستان را از وسط تعریف میکنند تا علت اصلی ماجرا پنهان بماند. مثل این است که دزدی وارد خانهای شود، اموال را ببرد، به ساکنان آسیب بزند و در حال فرار، کسی جلوی پای او پا بگذارد و دزد زمین بخورد؛ آنگاه رسانهها تصویر زمین خوردن دزد را نشان دهند و فرد آسیب زننده را محکوم کنند. در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا یا کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ هم همینطور است؛ اگر تاریخ درست خوانده نشود و از وسط تعریف شود، علت اصلی پایداری ملت ایران درک نخواهد شد. یا در مسائل اقتصادی کشور، اگر تحلیل ریشهای نباشد، مشکلات به اصل اندیشه دینی نسبت داده میشود، درحالیکه اینگونه نیست. تحلیل درست، مانع از فریب خوردن در فضای رسانهای میشود.
قطعاً نیاز به مطالعه عمیق تاریخی دارد. جوانان ما باید تاریخ صد ساله اخیر و دوران پهلوی را با اسناد معتبر مطالعه کنند تا حقیقت روشن شود. دشمن میکوشد با نشان دادن چند تصویر از بالای شهر تهران در دهه پنجاه، واقعیتها را پنهان کند. اما وقتی خاطرات اسدالله علم، نزدیکترین فرد به شاه را در بهمن سال ۱۳۵۴ میخوانیم، میبینیم که او مینویسد وضعیت اقتصادی طوری است که رئیس سازمان برنامه و بودجه هشدار داده اگر این منوال ادامه یابد، قطعا انقلاب رخ خواهد داد. همچنین در گزارشهای بینالمللی و اسناد تاریخی، به آمارهای تکاندهندهای از خروج سرمایه و مفاسد مالی آن دوران اشاره شده که نشان میدهد بخش اعظم درآمدهای نفتی کشور دستخوش ریختوپاشهای نجومی میشده است. خواندن خاطرات شهدا، مطالعه این کتابهای اسنادی و حتی استفاده از مستندها و کتابهای صوتی معتبر، سواد تاریخی انسان را بالا میبرد و جلوی تحریف را میگیرد.
ارتباط مؤثر و بیان قوی در این مسیر نقش کلیدی دارد. سلاح زبان، ابزاری تعیینکننده است. کسانی که میخواهند معارف دینی را تبیین کنند باید روی فن بیان و الگوی گفتوگوی چهرهبهچهره کار کنند. در کنار بیان مؤثر، باید از کار تکنفره به سمت کار جبههای و شبکهای حرکت کرد. گروه تشکیل دادن و مباحثه کردن، توان افراد را چند برابر میکند. البته شرط اصلی کار شبکهای، داشتن سعه صدر است. نباید انتظار داشت دیگران ۱۰۰ درصد مثل ما فکر کنند. اگر کسی ۹۰ درصد با ما همسو بود و ۱۰ درصد اختلاف نظر داشت، نباید او را طرد کرد. متأسفانه گاهی به خاطر یک درصد اختلاف، افراد یکدیگر را متهم میکنند که این کار مانع شکلگیری شبکه مؤمنان میشود. همچنین باید از ابزار فضای مجازی برای تولید و انتشار محتوای پاک و مستند استفاده کرد تا حقایق به گوش همگان برسد.
خیر، اصل و زیربنای تمام این گامها، خودسازی است. اگر خودسازی وجود نداشته باشد، فعالیتهای فکری و اجتماعی انسان دچار آفت ریا و خودنمایی میشود و فرد در فتنهها و بحرانها لغزش پیدا میکند. کسانی که در طول تاریخ انقلاب عاقبتبهشر شدند، از همین نقطه آسیب دیدند. خودسازی با تقوا و عبادت آغاز میشود. اولویت اول در خودسازی، نماز اول وقت و اقامه آن به جماعت است. نباید به بهانه کار فرهنگی یا مطالعه، نماز اول وقت را به تأخیر انداخت. همانطور که آیتالله بهجت (ره) میفرمودند، باید تلاش کنیم حداقل بخشی از نماز را با حضور قلب بخوانیم؛ مثلاً یک رکوع یا یک سجده را با تمرکز کامل انجام دهیم تا کمکم این حضور قلب در تمام نماز گسترش یابد. قرآن کریم میفرماید: «اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ» (سوره عنکبوت، آیه ۴۵) این نماز باحضور است که انسان را از فحشا و منکر بازمیدارد و به فعالیتهای او برکت و اخلاص میبخشد.
سه توصیه بنیادی وجود دارد که اگر سرلوحه زندگی قرار گیرد، سعادت فردی و اجتماعی را تضمین میکند: نخست، خوب درس خواندن و ارتقای سطح علمی؛ دوم، تقویت روحیه شهدا و فداکاری در وجود خود؛ و سوم، مداومت بر خودسازی و تهذیب نفس. امروز در سایهسار حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و تحت هدایت و درایت رهبر انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله)؛ نسل جوان با تمسک به این اصول میتواند راه روشنی را پیش روی جامعه بگشاید و در برابر فتنهها و تحریفها، استوار و ثابتقدم باقی بماند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز