روایت خدمت در دفاتر پیداشدگان و خدمات مادر و کودک حرم مطهر رضوی
گیج و آشفته بود. کفش به پا نداشت. به محض ورود به دفتر با صدایی لرزان گفت: «شوهرم را گم کردهام». سن و سالی ازش گذشته بود و لهجه خاصی داشت. بانوی خادم با مهربانی از او خواست تا در دفتر پیداشدگان بنشیند، اما او مردد بود، مرتب برمیگشت و بیرون دفتر، داخل صحن را نگاه میکرد. بالاخره خادمان دفتر او را آرام کردند و نام و نشانش را پرسیدند تا در سیستم دفتر ثبت کنند. اهل طبس بود و در هیاهوی جمعیت در داخل…
کد خبر: ۳۴۲۸۶۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۲۷