به گزارش آستان نیوز، سنوسال زیادی ندارد، در ظاهر جوانتر از آن است که کلماتش عمیق باشد؛ اما وقتی با او به گفتوگو مینشینیم گویی چند پیراهن پاره کرده است.
سید محمدرضا کاردانی اصفهانی که اهل اصفهان و از جمله ناذران پروپاقرص بارگاه ملکوتی علی بن موسیالرضا (ع) است، از سال ۹۷ به واسطه بیماری مادرش، نذری را شروع کرده که تا امروز عدد آن به ۴ هزار بار رسیده است.
این آمار را دفتر نذورات آستان قدس رضوی به ما اعلام میکند چرا که از خودش وقتی پرسیدیم گفت من حسابوکتاب نکردم برای این نذر؛ اینها لطف و کرم امام رضا (ع) است که باعث شده من در این مسیر قدم بردارم و تا امروز ادامه داشته است. کاردانی اصفهانی، از آن جوانهای محجوب است که حتی به ما اجازه نمیدهد عکسی از او بگیریم.
او با آنکه در رشته فناوری اطلاعات تحصیلکرده، اما حرفه پدرش که بنکداری مواد غذایی است ادامه داده است. آنچه میخوانید گفتگوی آستان نیوز با سید محمدرضا کاردانی اصفهانی است که به قول خودش توفیق شده و توانسته سفری کوتاه به مشهد داشته باشد و به پابوس حضرت بیاید.
شروع داستان با مادر
دیماه ۹۷ بود که به صورت ناگهانی، مادرم سکته مغزی کردند و وضعیت سختی داشتند. در همان ساعات اولیه به حضرت زهرا (س) و امام رضا (ع) متوسل شدم. من به خاطر علاقه شدیدی که به مادرم داشتم و بیش از همه نگرانش بودم عهدی بین خودم و امام بستم و شفای مادرم را از اهل بیت (ع) خواستم. خطر از سر مادرم گذشت و حالش کمی بهبود یافت و نذرم را ادا کردم. مدتی از آن نگذشته بود که دوباره حال مادر وخیم شد و عارضههای جدید بر تنِ دوست داشتنی و رنجورش نشست و دوباره ما را بیش از پیش نگران کرد. همانجا تصمیم گرفتم نذرم را تا جایی که بتوانم ادامه بدهم. حالا خدا را شکر بسیاری از عارضهها رفع شده و حال مادرم خیلی بهتر است.
امام رضا (ع) منّت سرمان گذاشتند
قبولشدن نذرم و بهترشدن حال مادرم را لطف امام رضا (ع) میدانم؛ اما از آن بالاتر، اینکه توفیق شده و من تا به امروز توانستم این نذر را ادامه دهم؛ در واقع لطف آقاست که منّت سرمان گذاشتند و اجازه دادند جزئی از محبّانش باشیم و مال خود را در این مسیر، هرچند ناچیز خرج کنم. البته باید اعتراف کنم مردم خطه اصفهان، عاشق اهلبیت (ع) و به طور خاص عاشق امام رضا (ع) هستند. در این شرایط افراد بسیاری از اهالی اصفهان را میشناسم که خالصانه و بهصورت گمنام به نیت امام رضا (ع) در شهرشان کارهای خیر طلبانه انجام میدهند.
آنچه ما انجام میدهیم هرچند اندک و ناچیز است، اما مالی است که خدا عطا کرده و ما در این مسیر خرج میکنیم و این از لطف اهلبیت (ع) است. اینگونه نیست که بگوییم این ما هستیم که قدمی برداشتهایم؛ بلکه لطف و عنایت امام است که واسطه شدند تا این مال در مسیر نظر قرار گیرد.
دودو تا در نظر اهلبیت (ع) بیشمار است
هیچوقت حسابوکتاب نکردم که تعداد دفعات نذر به چندباره رسیده است و کنجکاو نبودم که کجا خرج میشود؛ اما این را میدانم کم و زیادی نذر برای اهلبیت (ع) فرقی ندارد. هر کس با هرآنچه در توانش است به این خاندان پیشکش کند چندبرابرش را در زندگی خود میبیند. حسابوکتاب اهلبیت (ع) با حسابکتاب منطقی فرق دارد. دو دوها برای اهلبیت (ع) چهارتا نمیشود؛ بلکه دودوها در نظر آنها بیشمار جواب میگیرد.
یادم است سال ۹۴ بود مسافرتی به مشهد داشتم و در آن سفر از امام رضا با دل شکسته خواستم مرا راهی کربلا کند. به ایشان گفتم خیلی دلم میخواهد کربلا بروم و از همان سال انگار کربلای بنده را امام رضا (ع) رقم میزنند و هر اربعین توفیق تشرف دارم که در آن سفر هم اتفاقات خوبی افتاده است و با برخی موکبها آشنا شدیم و بعد هم در آنها مشغول به خدمت شدیم.
همه اینها لطفی است که شامل حالم شده، نمیتوانم بگویم من این کار را میکنم تا امام برایم کاری کنند. این نذر در مقابل لطف امام، هیچ است و بهحساب نمیآید.
یکی از مهمترین مسائلی که همیشه در ذهنم دارم خوفورجا نسبت به پذیرش این نذر است که موردقبول امام قرار گیرد و آن را برنگردانند.
مال که ناچیز است، شهدا جانشان را تقدیم اهلبیت (ع) کردند
مهم نیست چه مقدار نذر کنیم، مهم این است که هر قدمی که در راه اهلبیت (ع) گذاشته شود بیجواب نمیماند حتی اگر آن فرد از نظر شناخت و ایمان ضعیف باشد باز هم نگاه اهلبیت (ع) به این افراد وجود دارد و لطفشان شامل حال آنها میشود. اگرچه ما که فقط با مالی که ناچیز است توانستیم قدم کوچکی برای اهلبیت (ع) برداریم؛ اما هرچقدر هم خرج شود برکت مال و بهتر از آن برکت معنوی به افراد بر میگردد؛ اما عدهای بهقدری اعتقاد و ایمان داشتند که جان خود را تقدیم امام کردند؛ مانند
شهدا و شهدایی همچون شهید رئیسی، شهید سلیمانی و شهید برونسی که با اعتقادی عمیق و قلبی، پا در این مسیر گذاشتند. وقتی اینها را میبینیم که چه افرادی بودند و چه کردند ارزش دارد به این مسیر اعتماد کنیم و به آن باور داشته باشیم.
جذب جوانان به اهلبیت (ع) بامحبت و احترام واقعی
اگرچه امروز درآمد مردم ضعیف شده، اما از حجم ارادت مردم به امام کم نشده است و خودشان عنایت میکنند تا هیچکس دستخالی از این حریم ملکوتی بیرون نرود؛ اما بااینحال، برای جذب جوانان و نسل «زد»، نیاز به کار فرهنگی داریم؛ راه آن هم محبت واقعی و حقیقی است.
چند روز قبل از اینکه به مشهد بیایم، روحانیای را دیدم که در فضای مجازی کار فرهنگی انجام میداد و بیشتر تعاملش با همین نسل نوجوان و جوان است.
او تعریف میکرد مهمترین کاری که میتوان امروز برای این نسل انجام داد محبتکردن به نوجوانان و جوانان است تا بهسوی دین و اهلبیت (ع) جذب شوند. میگفت در یک مدرسه فعالیتی داشت و در آن مدرسه، نوجوان رَپری بود که هر وقت او را میدید به نشانه احترام روی سینهاش دست میگذاشت و به او سلام میکرد. کمکم همین عمل ساده باعث جذب آن نوجوان شد که بعد از چند سال، آن فرد را میبیند که جوان متدینی شده و گفته بود «راهی که امروز میروم، مدیون محبتی است که به من داشتید.»
اینها نشان میدهد حتی محبت و بذل و بخشش ناچیز یکی از بزرگترین آثاری که دارد محبت امام رضا (ع) در دلهاست و این نذرهای ساده و اندک باعث لطف و محبت امام به ما میشود که بالاترین نعمت است. وقتی این خاندان که پیراهن خود را به یهودی میبخشند در مقابل مسلمانان و محبان خود بدون شک، کم نمیگذارند و عنایاتشان شامل حال ما میشود. امیدوارم در مسیری قرار بگیریم و به جایگاهی برسیم که راضی به رضای الهی شویم و صرفاً از ائمه (ع) انتظار برآوردهشدن حاجات خود را نداشته باشیم و به مقامی برسیم که همچون شهدا جانشان را نثار اهلبیت (ع) کردند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز