کد خبر : ۷۰۴۱۶۸
۱۲:۵۳

۱۴۰۴/۱۱/۱۸
پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی:

نسل جدید ایرانی، مطالبه‌گر یک تحول است

نسل جدید ایرانی، مطالبه‌گر یک تحول است
نسل جدید ایرانی، نسلی شجاع، خلاق و مطالبه‌گر است، این موضوع امروز بیش از هر زمان دیگری توجه پژوهشگران و صاحب‌نظران را به خود، جلب کرده است.با وجود دینداری، بخش‌هایی از این نسل با روایت رسمی انقلاب فاصله گرفته‌اند و دنبال تجربه‌ای ملموس و عدالت‌محور در زندگی خود، هستند.

به گزارش آستان نیوز، به بهانه نیمه شعبان، سراغ حجت‌الاسلام علی انصاری، پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی رفتیم تا درباره نسبت نسل جدید با انقلاب اسلامی و مهدویت، گفت‌و‌گو کنیم.

آقای انصاری، به نظر شما چرا بخشی از نسل جدید باوجود دین‌داری، احساس نزدیکی عاطفی به روایت رسمی انقلاب ندارد؟

دررابطه‌با نسل جدید، پیش از ارزش‌گذاری باید یک توصیف دقیقی از آنها ارائه کرد. این نسل به نظر من سه ویژگی دارد.

اول اینکه در جستجوی حقیقت و دانایی هستند. در این زمینه، استعداد‌های خوبی برای فهم و تحلیل دارند؛ لذا آنچه نسل‌های پیشین دیرتر متوجه می‌شدند، نسل‌های امروز زودتر درک می‌کنند. این امر نشانگر ظرفیت بالای آنها برای درک است.

دوم اینکه شجاع هستند؛ شجاعتی که در کنار استعدادهایشان برای درک و فهم، آنها را مطالبه‌گر کرده است. سوم اینکه خلاق هستند؛ لذا مؤسسات و شرکت‌ها و استارت‌آپ‌های خوبی راه می‌اندازد و این به‌خاطر همان خلاقیت آنهاست.

به همین دلیل است که، چه در عرصه فناوری و چه حتی در گفتارهایشان، تغییرات عجیبی ایجاد می‌شود که این نتیجه همان خلاقیت آنهاست.

پس یعنی نسل جدید صرفاً منتقد نیست، بلکه انتظار تحول دارد؛ درست است؟

بله نتیجه این سه ویژگی این است که نسل جدید مطالبه‌گر یک تحول است. ویژگی اول و دوم از او مطالبه‌گر و ویژگی سوم او، تحول‌گرایی را می‌سازد. به همین دلیل، به کلیشه‌های نسل‌های قبلی راضی نیست.

نسبت نسل جدید با انقلاب را چگونه می‌بینید؟

حالا می‌خواهیم با این اوصاف ببینیم که نسل جدید چه نسبتی با انقلاب دارد. دراین‌رابطه باید ببینیم که چه کسی این ویژگی‌ها را به رسمیت شناخت و برای آنها محتوا و محصول تولید کرد. ازآنجاکه بسیاری از نسل پیشین، درگیر مناسبات اقتصادی و... بودند و حکمرانی دقیقی بر فضای مجازی نداشته و به‌نوعی ولنگاری و رهاشدگی دامن زده است، این جوان نیازش را از بستر فضای مجازی ناامن، دریافت کرده است.

البته این چالش محدود به فضای مجازی نیست؛ بلکه فضای مجازی سکوی فرهنگ‌سازی مدرن و پست‌مدرن غربی بوده؛ لذا دقیقاً هویت جوان امروزی ما به غرب‌گرایی نزدیک شده است و شبه‌غربی است؛ لذا مسئله فقط در دیدن چند کلیپ و... نیست.

به‌عبارت‌دیگر، چالش فرهنگی برای نسل جوان دیدن چند کلیپ و گوش‌دادن به موسیقی متفاوت نیست؛ بلکه چالش آن هویت مناسب زیست‌بوم اوست که آن را ازدست‌داده و در مسیر هویتی دیگر قرار گرفته که با مناسبات هنجاری و اجتماعی او سازگار نیست، به همین دلیل دچار بحران هویت، شده است.

این اتفاق به معنای فاصله نسل جدید از انقلاب است؟

البته این امر به معنای این نیست که جوان ایرانی در منظومه انقلاب دیگر تمام شده و ازدست‌رفته است؛ بلکه جوان ایرانی اتفاقاً همچنان انقلابی است. دقیقاً شجاعت، فهم و خلاقیت او همان چیزی است که شعار‌های انقلاب را محقق می‌سازد. به همین دلیل، او امروز مطالبه عدالت را دارد که از شعار‌های اصلی انقلاب بوده است.

بااین‌حال، ازآنجاکه مدیران اجرایی در جمهوری اسلامی نتوانستند آن‌طور که باید این نیاز‌ها را پاسخ دهند، خلأ برای جوان ایرانی ایجاد کردند که این خلأ را، تمدن غرب، به‌سرعت پر کرد، براین‌اساس، به جوان ایرانی نباید برچسب ضدانقلاب بودن زد؛ بلکه اتفاقاً او کاملاً انقلابی است؛ ولی مسئولان از او عقب مانده‌اند و باعث این خلأ شده‌اند.

بنبنابراین، ی‌توانیم بگوییم انقلاب اسلامی نیازمند بازخوانی فرهنگی است؟

مبتنی بر آنچه دررابطه‌با جوان ایرانی گفته شد، طبیعتاً نیازمند بازخوانی فرهنگی هستیم. این درست است؛ ولی باید دقت کرد که جوان ایرانی خواهان تغییر گفتمان اصیل انقلاب نیست؛ بلکه خواهان بازگشت مسئولین به همان انقلاب هستند.

امروز مطالبه انقلاب اقتصادی دارند و انقلاب سیاسی بدون انقلاب اقتصادی را کافی نمی‌داند. جوان امروز در جستجوی دولت اسلامی است و به‌نظام اسلامی اکتفا نمی‌کند؛ همان چیزی که در مراحل تمدن اسلامی، مطرح شده است.

بهتربگویم، جوان ایرانی از تکرار سیاسی خسته شده است؛ چراکه همان کلیشه‌های سابق را تکرار می‌کند که نه با خلاقیت و نه بافهم جوان ایرانی سازگار نیست؛ ولی چنین نیست که خواهان عبور از انقلاب باشد. شعار‌های جوان ایرانی همان شعار‌های اصیل انقلاب است.

به نظر شما، نسبت انقلاب اسلامی با زندگی روزمره مردم را کجا باید جست‌و‌جو کرد؟

این نسبت را باید در همان اصل انقلابی جست‌و‌جو کرد. همان اصل و روحیه‌ای که منجر به انقلاب سیاسی و تشکیل نظام اسلامی شد،

‌می‌تواند انقلاب اقتصادی ایجاد کند؛ یعنی باید ایجاد کند.

انقلاب اسلامی وقتی توانست نظام اسلامی را پایه‌گذاری کند، توانست در عرصه سیاسی مقتدرانه گفتمان اصیلی در جهان ایجاد کند و فناوری نظامی‌گری مقتدرانه بود که امروز امنیت ایران و ایرانیان را تأمین می‌کند. پس از آن، انقلاب باید دولت اسلامی را ایجاد کند که محور مرکزی آن عدالت و کارآمدی است.

فناوری آن هم رشد و شکوفایی اقتصادی است. اینجاست که انقلاب اسلامی می‌تواند با زندگی روزمره مردم، نسبت برقرار کند.

اگر انقلاب را با معیار عدالت مهدوی بسنجیم، کدام نقاط آن نیازمند اصلاح است؟

البته عدالت مهدوی کلیدواژه ساختگی است. عدالت مهدوی و غیر مهدوی ندارد. حضرت (عج) مجری همان عدالتی هستند که عقل و فطرت بشر درک می‌کند و همه، خواهان آن، هستند.

به‌هرحال، انقلاب باید بر محور عدالت باشد؛ ولی برای این مسئله تئوری‌های علمی می‌خواهد. اینجاست که نهاد علم خیلی باید کار کند. اگر امروز عدالت در کشور، بحران است، علاوه بر مسئولین اجرایی، اهالی علم هم، مقصر هستند.

نهاد علم در ایران آن‌قدر نحیف شده است که امروز ما در احزاب و کنشگران سیاسی دچار شعارزدگی هستیم و کمتر تئوری‌های علمی مشاهده می‌کنیم. به نظرم در مسئله عدالت، ما به‌صورت جدی نیازمند تحول علمی هستیم.


گزارش خطا

ارسال نظرات
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها