کد خبر : ۷۰۴۳۱۴
۱۸:۵۳

۱۴۰۴/۱۱/۲۱
در میان کاروان زیارت اولی‌ها و از میان دل‌هایی که مهمان بهشت توس شدند

به امام رضا (ع) گفتم: آقاجان؛ دلتنگ تو شدم

به امام رضا (ع) گفتم: آقاجان؛ دلتنگ تو شدم
اردیبهشت امسال بود که در یک ماجرای غم‌انگیز در روز دوم این ماه، بندر شهید رجایی به لرزه درآمد و با انفجاری مهیب، حدود ۷۰ نفر از کارکنان بندر و مردم جان خود را از دست دادند.

حالا چند ماه پس از آن حادثه، خادمان آستان حضرت رضا (ع) خانواده‌های آسیب‌دیده در این اتفاق دردناک را به حرم مطهر دعوت کردند؛ آنها سه روز معنوی را مهمان حرم مطهر شدند تا اینجا در نجوایی عاشقانه، با امامشان درد دل کنند...

به گزارش آستان نیوز، این جا رواق دارالمرحمه است، جایی که مهمانان طرح زیارت اولی‌های آستان قدس رضوی، مهمانانی ویژه دارد؛ ۱۵۰۰ نفر از خانواده‌های معادن و صنایع تولیدی کشور که خانواده‌های آسیب‌دیده در ماجرای انفجار بندر شهید رجایی نیز بخشی از این مهمانان هستند.

من این جا در رواق دارالمرحمه و در مراسم زیارت جمعی آنان حاضر شدم تا با تعدادی از آنان هم‌کلام شوم.

در گوشه‌ای از این رواق، بانویی را می‌بینم که قاب عکسی در دست دارد. به سراغش می‌روم و باب گفت‌و‌گو را با او آغاز می‌کنم.

سلام، لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید.

من زینب تیما هستم، مادر افسانه تیما که در حادثه انفجار اسکله شهید رجایی، هنگام کار جان خود را از دست داد.

همچنین علی تیما که خواهرزاده‌ام بود. این دو عزیز در یک جا مشغول به کار بودند، یکی در بخش اداری و دیگری در بخش عملیاتی.

ساعت دوازده و نیم ظهر، هنگام اذان، صدای انفجار همراه با لرزش شدیدی در بندرعباس شنیده شد.

بعد از تماس‌های بسیار فهمیدم دخترم که فقط چهار ماه از ازدواجش می‌گذشت، به همراه پسرخاله‌اش که در آنجا کار می‌کردند، جان خود را ازدست‌داده‌اند. (بغضش می‌ترکد...)

واقعاً حال خوبی ندارم، چون این قضیه بسیار سرپوشیده ماند و علت انفجار هنوز مشخص نشده است.

به امام رضا (ع) گفتم آقاجان دلتنگ تو شدم؛ دلتنگی من از این است که پیکر دخترم را ندیدم. ناراحتی دیگرم این است که لقب شهید به عزیزانمان ندادند... از آقا خواستم، بیایم حرمش...

آخرین باری که به حرم امام رضا (ع) مشرف شدید، چه زمانی بود؟

شهریورماه همین امسال آمدم، اما دلم باز، هوای حرم آقا کرد.

وقتی چشمتان به گنبد امام رضا (ع) افتاد، چه حالی داشتید؟

دلتنگ دخترم بودم، یاد او افتادم با خودم گفتم‌ای‌کاش، او همراهم بود در این سفر، اما چه کنم که نبود.

دلم برایش تنگ شده است. من این جا برای شفای همه مریضان و تعجیل در فرج آقا امام‌زمان (عج) دعا کردم.

گفت‌و‌گو - حمیده کراچیان


گزارش خطا

ارسال نظرات
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها