به گزارش آستاننیوز، رمان «جهنم منهای من» تازهترین اثر حمیدرضا سهیلی، نویسنده پیشکسوت مشهدی، توسط انتشارات بهنشر (آستان قدس رضوی) منتشر و روانه بازار کتاب شد.
این نویسنده که کتابهایی، چون «صدسال تئاتر مشهد»، «شفایافتگان» و «بوی بهشت» را در کارنامه خود دارد، در جدیدترین اثر خود به سراغ روایت داستانی از تقابل عشق، خانواده و ایدئولوژی در بستر یکی از پرچالشترین مقاطع تاریخ معاصر ایران رفته است.
سهیلی در گفتوگو با خبرنگار آستاننیوز، جرقه اولیه نگارش این رمان را خاطرهای شخصی از دهههای پیش عنوان کرد و افزود: سالها پیش در خیابان فرودگاه مشهد، ناگهان هواپیمایی را دیدم که موتورش شعلهور شده بود و در فاصلهای بسیار کم از بالای سرم عبور میکرد. آن تصویر مهیج هیچگاه از ذهنم پاک نشد.
وی ادامه داد: سالها بعد، با شنیدن خبر سقوط یک هواپیمای خارجی و مشاهده تصاویر آن، آن خاطره قدیمی دوباره زنده شد و این پرسش برایم مطرح گردید که اگر سرنوشت مسافران آن پرواز هم مرگ میبود، چه زندگیها و چه سرنوشتهایی ناتمام باقی میماند.
این نویسنده مشهدی با اشاره به روند شکلگیری رمان توضیح داد: پیشتر دو داستان کوتاه با نامهای «آتش و احساس» و «همه چی رنگ و بوی عاشورا داشت» نوشته بودم که پس از حادثه آن هواپیمای خارجی، این دو اثر در هم آمیخته شدند و هسته اصلی «جهنم منهای من» را شکل دادند.
سهیلی درباره درونمایه اثر خود تأکید کرد: این رمان بیش از هر چیز درباره گزینشهای دشوار، هزینههای عشق و جستوجوی رهایی است. شخصیتهای داستان در میانه دو نیروی متضاد عشق به خانواده و تعهد به یک ایدئولوژی سیاسی گرفتار شدهاند و تلاش میکنند از جهنم درونی و بیرونی رهایی یابند.
وی با اشاره به شخصیتپردازی در این رمان، «شیرین» را نمادی از مقاومت زنانه دانست که از ایثار در عشق به پایداری در رنج میرسد و «محمود» را انسانی خاکستری توصیف کرد که سفر درونیاش از تعهد کورکورانه تا بیداری وجدان را طی میکند.
این نویسنده باسابقه با بیان اینکه برای باورپذیر کردن فضای دهه شصت و گروهکهای سیاسی، از تجربه زیسته خود در آن سالها بهره برده است، خاطرنشان کرد: در دهه شصت به دلیل فعالیت در تئاتر، با زندانیان عضو گروهک منافقین که در بندها گروههای هنری راه انداخته بودند، مراوده داشتم. این ارتباط مستقیم، شناخت عمیقی از حالوهوای فکری و رفتارهای آن فضا به من داد. در کنار آن، با افراد مرتبط نیز مصاحبههای هدفمندی انجام دادم تا جزئیات را دقیق بازسازی کنم.
سهیلی درباره حضور عنایات امام رضا (ع) در رمان تصریح کرد: من عنایت را نه به عنوان معجزه نمایشی، که به عنوان یک باور درونی و شخصی روایت میکنم. در جامعه ما، بهویژه در بافت مذهبی مشهد، بسیارند کسانی که عنایت امام رضا (ع) را در زندگیشان حس کردهاند. پرداختن به این تجربه، بازتاب بخشی از واقعیت زندگی بسیاری از مردم است.
وی با اشاره به نامهای نمادین فرزندان خانواده در داستان یادآور شد: این نامها مسیر یک سفر عاطفی را ترسیم میکنند؛ از امیدی که به یأس میگراید و آرزوی دستنیافتنی تا شخصیت بعدی که نماد تولد دوباره و گشایشی غیرمنتظره است.
این نویسنده با تاکید بر اینکه در خلق این اثر، نگاهی فراتر از یک روایت سیاسی صرف بوده است، اظهار کرد: قلب تپنده رمان، کاوش در وضعیت انسانی از ترس، عشق، ایمان، تردید و جستوجوی رهایی است. شخصیت محمود، انسانی خاکستری است که سفر درونیاش برای هر خوانندهای با هر گرایش سیاسی قابل درک است.
سهیلی در پایان از بازخورد مثبت خوانندگان نسبت به این اثر ابراز خرسندی کرد و افزود: اگر این رمان بتواند حس کنجکاوی تاریخی را در کنار لذت خوانش یک درام مهیج برانگیزد، به یکی از اهداف مهم خود دست یافته است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز