ولیامر مسلمین جهان، صبح دهمین روز ماه مبارک رمضان، توسط پلیدترین شیاطین، با دهان روزه، به شهادت رسیدند. آن هم در بیت رهبری!
انگار تاریخ تکرار شده بود؛ وقتی حضرت علی (ع) در محراب نماز به شهادت رسید و عدهای گفتند: "مگر علی نماز میخواند؟ "
انگار تاریخ تکرار شده بود که با شنیدن خبر شهادت، برخی گفتند: "مگر رهبر در بیت بود؟ مگر پنهان نشده بود؟ "
آری، انگار تاریخ تکرار شده بود، تاریخ کربلا و رفتن علمدار به میدان نبرد با عزیزترینها...
تاریخ، تاریخ شهادتها و رشادتهاست...
همان آقایی که خیلیها فکر میکردند جایی دیگر است، در کنار مردم، در بیت و محل کار خود ماند و با دهان روزه، به شهادت رسید.
رهبرم به آرزویش رسید؛ چرا که بارها از شهادت سخن میگفت و این بیت ورد زبانش بود:
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند
این شهادت، یادآور فداکاریهای بیشمار برای حفظ انقلاب و این سرزمین است.
خون شهدای جنگ آمریکایی - صهیونیستی، راه را برای آیندگان روشن میکند و دشمن را رسواتر.
خدا به ما صبر دهد، به مایی که انگار پدر از دست دادیم، پدری که بزرگترین رهبر سیاسی جهان بود، پدری که همیشه کنار مردم بود، از سخنرانی برای تحویل سال بگیر تا تبریک عید فطر و دیدارهای رسمی و غیررسمی ادبیات و شعر و خانواده شهدا...
آری ما پدر از دست دادیم، پدر زمانه را، پدر مهربان دخترکان مدرسهٔ شجره طیبهٔ میناب را، پدر همهٔ مردم ایران را، پدر همهٔ رهروان ولایت را، نه اصلاً پدر همهٔ آزادیخواهان جهان را....
اما
گرگها بدانند در این ایل غریب، گر پدر نیست تفنگ پدری هست هنوز
مریم عرفانیان
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز