کد خبر : ۷۰۵۷۲۰
۱۱:۵۵

۱۴۰۵/۰۱/۰۱
روایت سربازان کوچکی که قد کشیده‌اند

وارثان غیرت در حریم خورشید

وارثان غیرت در حریم خورشید
این روزها صحن و سرای امام رئوف تنها پناهگاه دل‌شکستگان نیست؛ این حرم به میعادگاه نسلی بدل شده که الفبای ایستادگی را پیش از حروف الفبا آموخته است.

در میان تجمعات پرشور و خروشان مردم که در پاسخ به حوادث اخیر و تجدید بیعت با ولایت شکل گرفته، قاب‌هایی به چشم می‌خورد که لرزه بر اندام بدخواهان می‌اندازد. دوربین که از فراز سر جمعیت پایین می‌آید، به چشمانی می‌رسد که به جای بازیگوشی‌های مرسوم کودکی، برقی از هوشیاری و حماسه را در خود دارند. این گزارش روایتی است عریان و واقعی از حضور سربازان کوچک انقلاب در قلب تپنده ایران؛ داستانی از پوتین‌های گلی، چادرهای کوچک عبایی و پرچم‌هایی که در دست‌های ظریف، استوار ایستاده‌اند.

مشق رزم در رواق آرامش
در پهنای صحن و سرای حرم مطهر، کودکی را می‌بینی که با لباس کامل رزم و سربندی که نام مبارک حضرت زهرا(س) بر آن نقش بسته، چنان با صلابت می‌دود که گویی مأموریتی ازلی بر دوش دارد. او در میان این حماسه بزرگ، نه برای بازی که برای اعلام آمادگی آمده است. باد که در میان لباس گشاد و نظامی‌اش می‌پیچد، او را شبیه به همان رزمندگان بی‌ادعایی می‌کند که تاریخ این مرز و بوم را با خون خود نوشتند. برای من که مشاهده‌کننده‌ام نماد نسلی است که از همین امروز ردای مدافعان حرم و وطن را به تن کرده است.

هم‌آغوش با امنیت و اقتدار
یکی از جان‌ دارترین قاب‌های این روزها، حضور خانواده‌هایی است که آرمان‌‌شان را نفس می‌کشند. روحانی جوانی را می‌بینی که فرزند خردسالش را با کلاه بافتنی سرخ، محکم در آغوش گرفته و در همان حال، پرچم ایران را استوار در دست دارد. این تصویر یعنی پدر، هم امانت‌دار نسل آینده است و هم نگاهبان پرچمی که قرار است به دست همین کودکان برسد. کودک در امن‌ترین جای جهان، یعنی آغوش پدر، شاهد اهتزاز پرچمی است که هویت اوست.

عَلَم‌داران کوچک؛ ایستاده تا پای جان
در میان جمعیت وقتی شعار 《یا حیدر》 طنین‌انداز می‌شود، پسربچه‌ای را می‌بینی که با تمام توان پرچم سیاه و شعار 《ما تا آخر ایستاده‌ایم》 را بالای سر نگاه داشته است. محکم و استوار ایستاده و نگاهش خیره به نقطه‌ای دور است. در کنار او، دخترکانی با چادرهای مشکی و هدبندهای لبیک یا زینب(س)، صفوفی منظم ساخته‌اند. آن‌ها نه با هیاهو، که با حضور قدسی خود در این تجمع به دنیا پیام می‌دهند که اگر علمداران بزرگی از میان ما رفتند، صدها دست کوچک آماده‌اند تا نگذارند این پرچم لحظه‌ای بر زمین بماند.

بیعت با نگاه؛ تمثالی بر فراز دست‌ها
قاب تکان‌دهنده دیگر، دختری است که بر شانه پدر نشسته و تمام توانش را در دست‌های کوچکش جمع کرده تا تمثال حضرت آقا(ره) را بر فراز جمعیت نگاه دارد. در نگاه او جدیتی است که از سن و سالش فراتر می‌رود. او بی‌هیچ حرفی و تنها با بالا گرفتن این تصویر، نشان می‌دهد که تکیه‌گاه و رهبرش را خوب می‌شناسد. این حضور خالصانه در میان مشت‌های گره کرده زائران، گویاترین فریاد برای تداوم مسیری است که با عشق گره خورده است.

میراث دار غیرت عباس(ع)
در میانه‌ جمعیت، پسربچه‌ای با نگاهی مصمم، پرچم سرخ «یا قمر بنی هاشم» را برافراشته است. رنگ سرخ پرچم در میان سیاهی جمعیت، شبیه به شعله‌ای است که خبر از زنده بودن راه کربلا می‌دهد. او با همان دستان کوچکش، پرچمی را بلند کرده که نماد وفاداری و ادب است. یاد می‌گیرد که در حریم امام هشتم(ع)، باید مثل عباس(ع) علمدار ماند و پشت ولی را خالی نکرد. این پرچم سرخ، برائت این نسل از امان‌نامه‌های دشمن است.

بهاری که از راه می‌رسد
ساعات پایانی سال ۱۴۰۴ در حرم مطهر بوی شکوفه نمی‌دهد؛ بوی عزت و ایمان و اراده می‌دهد. این کودکان که امروز در تجمعات حرم سربازان کوچک ولایت نام گرفته‌اند، همان‌هایی هستند که سال ۱۴۰۵ را با امید و صلابت آغاز خواهند کرد. آن‌ها ثابت کردند که شجره طیبه انقلاب ریشه‌هایش را در قلب پاک نسل نو دوانده است و تا زمانی که این دست‌های کوچک پرچم‌های بزرگ را نگاه داشته‌اند، این راه با قدرت ادامه خواهد داشت.
مهلا دانشمند


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها