وی با اشاره به حضور حماسی مردم در میدان، «اللهاکبر» را فریادی توصیف کرده که زمینهساز اعطای نعمت الهی برای عبور از بحرانها بوده و تقابل این نگاه را با نظریات رایج علوم اجتماعی غربی در تحلیل بحرانها مورد کنکاش قرار داده است. در ادامه، این یادداشت را میخوانید:
در بازۀ زمانی ۹ تا ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، جامعه ایرانی با ۶ بحران همزمان روبهرو شد: فقدان رأس نظام و تأثیر گستردۀ جایگاه ولیفقیه؛ وقوع جنگی سنگین باهدف فروپاشی و تجزیۀ نظام؛ تشدید اغتشاشات داخلی و جنگ شهری با تلفات گسترده؛ تضادهای توسعهای ناشی از دوگانۀ تمدن نوین اسلامی و الگوی توسعه غربی؛ گسترش شکاف میان ایرانگرایی و اسلامگرایی؛ و تلاش دشمنان برای انزوای منطقهای ایران.
برخی از این بحرانها، سابقهدارترند و اندیشمندانی، چون عباس عبدی، تقی آزاد ارمکی، محسن رنانی، محمود سریعالقلم و سعید حجاریان، حتی پیش از وقوع بحران جنگ و فقدان رهبری، در پاسخ به این چالشها، ایدۀ فروپاشی را مطرح میکردند. طبیعتاً بحرانهای اخیر، چون فقدان رهبری و جنگ، بایستی این فروپاشی را تسریع میکرد.
در منطق علوم اجتماعی غربی، بحرانها غالباً نیروی محرک شکلگیری مدرنیته و علومانسانی بودهاند. از رنسانس تا قرن بیستم، هر تحول علمی، صنعتی و سیاسی، پاسخی به بحرانهای تاریخی بوده است؛ اما این پاسخها ذاتاً سکولارند و مبتنی بر عقل خود بنیاد انسان، نه منابع وحیانی. فیالمثل، کُنت باتکیهبر فلسفۀ تاریخ مدرن، مفهوم ترقی را جایگزین مشیت الهی کرد. توماس کوهن منطق تغییرات علمی را در قالب تغییر پارادایمی توضیح داد و فوکو تحولات تاریخی را نتیجه گفتمانهای قدرت دانست. در مجموع، همه این نظریات بر اساس نیروهای اینجهانی، توضیحی برای بحرانها ارائه میدهند و خدا و ماوراء را از عرصه تبیین بحرانهای تاریخی، کنار گذاشتهاند.
در تحلیل شرایطی که جامعه امکان عبور از بحران را مییابد، نظریه کاریزمای وبر (که در روایتهایی نزد کارل مانهایم، توماس کوهن و میشل فوکو نیز بازتاب یافته) تناسب بیشتری با موضوع دارد. نظریه وبر به ریشههای شبهالاهیاتی کاریزما اشاره میکند و نشان میدهد چگونه یک جامعۀ تودهوار میتواند در لحظات بحرانی تحتتأثیر نیرویی کاریزماتیک دست به کنش جمعی بزند. بااینحال، جامعۀ تحت کنترل کاریزما، جامعۀ تودهای است و بهمحض استقرار عقلانیت ابزاری و سازوکارهای دموکراتیک، کاریزما را کنار گذاشته و به روابط روزمره و عقلانی بازمیگردد.
اما جامعۀ ایرانی در هشت روز بحرانی مورد بحث یعنی هشت روز ابتدایی جنگ، با وضعیتی متفاوت مواجه بود: نهتنها نیروی کاریزماتیک خود را به طور فیزیکی در اختیار نداشت، بلکه درست در آغاز اوج بحران آن را ازدستداده بود. در اینجا پرسش اصلی این است: در شرایطی که جامعه با دستکم ۶ بحران ویرانگر روبهرو بوده، چه نیرویی امکان عبور از بحران را در این هشت روز فراهم کرده است؟
رجوع به میدان اجتماعی، مشاهدات متعدد را نمایان میسازد؛ بهویژه در نقاطی که شهرها هدف موشک یا بمب قرار گرفتهاند، با واژهای پرتکرار روبهرو میشویم: «اللهاکبر». تکرار ناخودآگاه و غیرعمدی آن در لحظۀ اوج بحران، میتواند نشانۀ استمداد از نیرویی فراتر از توان انسانی باشد. جامعهای که مهمترین ستون خود را ازدستداده و با خطر فروپاشی نهادی مواجه است، دیگر امکان تکیه بر یک ابرانسان یا رهبر کاریزماتیک را ندارد؛ ازاینرو به نیرویی متوسل میشود که ورای همۀ نیروهای قابلتوصیف است: خدایی که بزرگتر از هر وصفی دانسته میشود. شاید استقبال از موسیقی «حسبی الله» با صدای محسن چاووشی نیز بازتاب همین وضعیت باشد. در چنین لحظهای، باور دینی به وجود واقعی و در دسترس نیرویی ماورایی به نام خدا، میتواند به عامل وحدتبخش جامعۀ ایرانی تبدیل شود.
باور جامعه به حضور عینی و واقعی «خدای لایوصف» در متن حادثه و بحران، تمایز بنیادینی میان جامعه تودهایِ کاریزماتیک و جامعه معتقد به خدای لایوصف ایجاد میکند. جامعه تودهای کاریزماتیک، اگرچه به نیرویی شبه ماورایی باور دارد، اما این نیرو ابدی و سرمدی نیست و قابلیت اعطای واقعیت جدیدی به جامعه تودهای را ندارد. این قابلیت اعطا واقعیت ازاینجهت اهمیت دارد که در الاهیات شیعی، خداوند، خالق است و فیض و لطف دائمی او بر بندگان جاری است. بااینحال، انسانها یا جوامع انسانی میتوانند از پذیرش لطف الهی اعراض کنند. خداوند، بخشنده و معطی است، منوط به اینکه بندگان او در جهت احیاء امر الهی گام بردارند و جهاد کنند. ثمره این حرکت و جهاد انسانی، اعطا و بخششی از خداوند است که در مفهوم نعمت تجلی پیدا میکند. اگر آن نعمت عظمی از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمّارگونه ملت ایران به این نظام اعطا گشت (پیام آیتالله سید مجتبی خامنهای، ۲۱/۱۲/۱۴۰۴).
نعمت الهی، برخلاف تصور رایج، محدود به لذایذ دنیوی یا معنوی نیست؛ بلکه بعضی از نعمتها، همراه با تکلف است. فیالمثل، خودِ تکالیف شرعی نظیر نماز و روزه، نعمت الهیاند. همانطور که از لفظ تکلیف برمیآید، همراه با سختی است، اما نعمت بودن آنها بهواسطه دوری انسان از شروری است که گرفتاری در آن شرور، بهمراتب دشواری بیشتری برای انسان به همراه دارد. ازاینجهت، مردم ایران در این ۸ روز، با پذیرش دشواریها و سختیهای غلبه بر بحرانها، نعمت با هم بودن، انسجام و همدلی را یافتند و با این نعمت، امکان عبور از بحرانهای مذکور برای آنها فراهم شد.
بحرانها شکلِ حادی از تغییر اجتماعیاند که معمولاً باعث ایجاد تحولی بزرگ در جوامع میشوند. مطابق مشاهدات میدانی، جامعۀ ایرانی، حداقل ۶ بحران کلان را در اسفند ۱۴۰۴ بهطور همزمان تجربه کرده است. در این شرایط، همۀ مقدمات برای فروپاشی این جامعه و ابطالِ کلِ نظم گذشته فراهم شده بود. موقعیت بحرانی، همانطور که نظریهپردازان توضیح دادهاند، موقعیتِ صفر و صدی است؛ یا بحران از میان میرود و هرگونه تغییری به سویِ آینده لغو میشود، یا با استمرار بحران، تمام نظم گذشته از میان میرود و نظمی بهکلی جدید و بیگانه با گذشته شکل میگیرد. راهمیانهای در میان نیست.
بااینحال، جامعه ایرانی در این موقعیت بحرانی، بهواسطۀ حضور گستردۀ مردمی در کف میدان خیابان، با تجمع پیرامون یک گفتارمحوری، یعنی «اللهاکبر»، پدیده پیچیدهای در تاریخ علوم اجتماعی معاصر را رقم زده است. در این موقعیت خاص، نهتنها نظم گذشته فرونپاشیده، بلکه نیروی کنترل بحران و نویدبخش نظم آینده، از همان ذخیره نظم گذشته سر برآورده است. علیرغم گسستی که در ارکان نظم گذشته رقم خورده است (شهادت آیتالله خامنهای) و عوامل بحرانی بیرونی آن را تشدید میکند (جنگ همهجانبه برای نابودیِ نظام یا ایران)، اما این جامعه بحرانزده، نهتنها از بحران بهسلامت عبور میکند، بلکه در عبور از این بحران، نظم گذشته را نیز محفوظ میدارد و حتی تشدید میکند.
در اینجا خلاف همه نظریههای توضیحدهنده تغییرات اجتماعی در غرب، دین در عمیقترین شکل خودش که در عبارت «اللهاکبر» تجلی مییابد، عامل اصلی تغییر و حرکت و عبور از بحرانهای مذکور است. خلاف نظر آگوست کنت، نهتنها دوره الاهیاتی به پایان نرسیده است، بلکه الاهیات و نیرویِ خدایی، عامل تغییر است. خدا در اینجا، درگذشته نمرده است، بلکه نیروی محرک هر شبوروز مردمی است که زیر بمب و موشک نظامی و رسانهای قرار گرفته است. کلیه تغییرات، با نیروی دینی کنترل میشود. دین و نیروهای دینی، عامل تغییرند. مردم، در اینجا توده تحت حمایت نیروی کاریزما نیستند، بلکه خود، رهبری کشور و جامعه را در دست گرفتهاند و این پدیده پیچیده بهواسطهٔ نعمتی است که از عالَمی دیگر، مطابق با سنتهای الهی به این مردم اعطا شده است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز