کد خبر : ۷۰۶۰۴۹
۲۲:۵۳

۱۴۰۵/۰۱/۱۳
روایت دانشجوی دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع) از تبدیل میز طراحی به اتاق عملیات رسانه‌ای

وقتی هنر به میدان نبرد می‌آید

وقتی هنر به میدان نبرد می‌آید
در روز‌هایی که جنگ تنها در میدان سخت تعریف نمی‌شود و روایت‌ها، تصویر‌ها و محتوای بصری نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به افکار عمومی دارند، ملیحه صوفی، دانشجوی دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع) و کارشناس سواد رسانه و هوش مصنوعی، از تجربه تبدیل میز طراحی به اتاق عملیات رسانه‌ای سخن می‌گوید؛ تجربه‌ای که به تولید پوستر‌ها و انیمیشن‌هایی با مضامینی، چون 《برای ما خدا کافیست و 《دختران میناب》و ... انجامیده و هدف آن، فراتر از اطلاع‌رسانی ساده، ایجاد یک جریان فکری، حماسی و امیدآفرین در فضای دانشگاه است.

در ادامه شرح کامل گفت‌وگوی آستان‌نیوز با این دانشجوی انقلابی را می‌خوانید:

به عنوان یک دانشجو، در روزهایی که شاید هم‌کلاسی‌هایت درگیر درس یا دغدغه‌های معمول هستند، چطور به این نتیجه رسیدی که میز طراحی تو باید به اتاق عملیات تبدیل شود؟

دغدغه‌های تحصیلی کاملاً محترم‌اند، اما وقتی متوجه می‌شوی که جنگ امروز، جنگ روایت‌ها و تصویرسازی‌هاست، دیگر نمی‌توانی بی‌تفاوت بمانی و اولویت‌سنجی می‌کنی. من درک کردم که الان خط مقدم دقیقاً همین فضای افکار جامعه است. وقتی ذهن مخاطب زیر بمباران محتوای رسانه‌ای قرار دارد، میز طراحی دیگر فقط جای خلق زیبایی‌ها نیست، بلکه باید به یک اتاق عملیات واکنش سریع تبدیل شود. ما با کمک هنر سعی کردیم این میز را به یک سنگر رسانه‌ای تبدیل کنیم؛ چون اگر ما محتوای درست و به‌موقع خلق نکنیم، دیگران روایت‌های تحریف‌شده خود را به خورد هم‌کلاسی‌های ما می‌دهند.

برخی معتقدند دانشجو باید فقط به علم بپردازد؛ اما آثار تو نشان می‌دهد که قائل به علم نافع در خدمت دفاع هستی. فکر می‌کنی نقش جنبش دانشجویی هوشمند در جنگ‌های نوین، به‌ویژه در فضای مجازی، چیست؟

به نظرم نقش جنبش دانشجویی هوشمند این است که فقط مصرف‌کننده خبر نباشیم بلکه روایت‌گر، تحلیل‌گر و کنشگر باشیم. امروز فضای مجازی فقط یک بستر ارتباطی نیست؛ بخشی از میدان نبرد است. اگر دانشجو آن‌جا حضور آگاهانه و خلاق نداشته باشد، عملاً میدان را به جریان‌های دیگر واگذار کرده است. علم نافع یعنی علمی که فقط در کلاس نباشد و در خدمت آگاهی، دفاع و ساختن روایت درست قرار بگیرد.

در دنیایی که اخبار با سرعت نور جابه‌جا می‌شوند، چرا احساس کردی که باید وارد فضای تولید محتوای بصری شوی؟ آیا متن و خبر به تنهایی کافی نبود؟

اتفاقاً دقیقاً به خاطر همین سرعت بالای اخبار بود که ما رفتیم به سمت محتوای بصری. ما الان در عصر اقتصاد توجه هستیم. امروز چالش اصلی رساندن خبر نیست، بلکه جلب توجه مخاطب است. متن همیشه ارزشمند است اما مغز انسان تصویر را هزاران بار سریع‌تر هضم می‌کند. در شبکه‌های اجتماعی امروز، خیلی‌ها حوصله خواندن متن‌های طولانی را ندارند، اما یک ریلز کوتاه یا انیمیشن پیام و احساسات را در چند ثانیه مستقیم به ذهن مخاطب شلیک می‌کند. تا قبل از حضور و بروز هوش مصنوعی، تولید انیمیشن هفته‌ها زمان می‌برد و عملاً از سوژه‌های روز جا می‌ماندیم اما الان با AI این معادله عوض شده. ما سرعت انتشار اخبار را با جذابیت و عمق محتوای بصری ترکیب کردیم تا پیام‌مان در این شلوغی رسانه‌ای، هم سریع دیده شود و هم در ذهن مخاطب قلاب شود.

به نظر تو هنر چه ویژگی منحصربه‌فردی دارد که می‌تواند بار سنگین مفاهیم الهیاتی و سیاسی این روزهای سخت را به دوش بکشد؟

حرف‌های سنگین و خبرها خیلی زود آدم را خسته می‌کند. مخاطب امروز حوصله خواندن متن‌های طولانی را ندارد. اما هنر یه زبان مشترک است که مستقیم با احساسات آدم‌ها گره می‌خورد. هنر مفاهیم سخت و ملتهب را برمی‌دارد و تبدیلش می‌کند به تصویر، رنگ یا قصه. این‌طوری مخاطب ناخودآگاه گاردش را پایین می‌آورد و پیام خیلی راحت می‌نشیند در قلبش. الان یک ریلز یا انیمیشن کوتاه می‌تواند به راحتی بار صد تا مقاله و سخنرانی را به دوش بکشد، چون به جای اینکه فقط با منطق طرف سر و کار داشته باشد، مستقیم قلب و احساسات مخاطب را هدف می‌گیرد.

هدف اصلی شما از این حرکت، صرفاً اطلاع‌رسانی است یا به دنبال ایجاد یک جریان فکری و حماسی در فضای دانشگاه هستید؟

قطعاً هدف ما خیلی فراتر از یک اطلاع‌رسانی ساده است. واقعیت این است که امروز گردش اطلاعات به قدری سریع شده که اخبار خام در کسری از ثانیه در دسترس همه قرار می‌گیرد؛ به‌ویژه برای قشر دانشجو که سواد رسانه‌ای بالایی دارد و نیازی به دریافت اخبار دست دوم ندارد. بنابراین، هدف اصلی تیم ما دقیقاً خلق همان جریان فکری و حماسی است. دانشگاه یک محیط پویا، جوان و به‌شدت تحلیلی هست. برای ارتباط عمیق با این فضا، نمی‌شود فقط به انتقال داده‌های خشک و بیانیه‌های رسمی بسنده کرد، بلکه باید یک اتمسفر ذهنی و عاطفی ساخت.

این پوسترها و انیمیشن‌ها  قرار است به کدام نیاز فکری دانشجویان در این برهه تاریخی پاسخ دهند؟

این آثار قرار نیست فقط خبر بدهند؛ قرار است به نیاز فکری دانشجو برای فهم، امید و تبیین قدرت پاسخ بدهند. در برهه‌های حساس، ذهن دانشجو با سؤال‌های زیادی روبه‌رو می‌شود و هنر می‌تواند به رفع ابهام، ایجاد امید و تقویت نگاه تحلیلی کمک کند. ما می‌خواهیم مخاطب فقط تماشاگر نباشد، بلکه درگیر فکر و تحلیل هم بشود.

ایده‌پردازی برای چنین پروژه‌هایی در زمان بحران چطور انجام می‌شود؟ آیا یک اتاق فکر دارید که محتوا را با مفاهیم دینی و روز تطبیق می‌دهد یا کار کاملاً خودجوش و ذوقی پیش می‌رود؟

در شرایط بحران، ما دقیقاً به ترکیبی از هر دو نیاز داریم. مفاهیم مهم را نمی‌شود فقط با احساسات لحظه‌ای و بدون پشتوانه تولید کرد. ما تیم تولید، محتوا، نشر و رصد داریم. تیم رصد اتفاقات و تولیدات روز و حتی هوش مصنوعی دشمن را رصد می‌کند و مفاهیم را با مهندسی معکوس به تیم محتوا و تولید می‌رساند. از طرف دیگر، بچه‌های تیم هم خیلی وقت‌ها کاملاً دلی و خودجوش ایده‌هایی خلق می‌کنند. کاری که من می‌کنم این است که این ایده‌های جوششی را در فرصت اندک چکش‌کاری می‌کنم. بعد با تیم تولید هوش مصنوعی، ایده‌ای که قبلاً تولیدش هفته‌ها زمان می‌برد را در بازه زمانی کوتاه‌تر به یک خروجی قابل قبول تبدیل می‌کنیم. در واقع، ما ذوق هنری بچه‌ها را با استراتژی رسانه‌ای گره زدیم.

در شرایط حساس و پرشوک، مثل شهادت رهبر(ره) و تغییرات سریع، چالش سرعت در تولید را چطور مدیریت کردید که از کیفیت کار کم نشود؟

در لحظات شوک و اندوه عمیق، آدم‌ها معمولاً دو نوع واکنش دارند؛ یا دچار فلج احساسی می‌شوند و دست از کار می‌کشند، یا حجم عظیم از غم را به یک انرژی متمرکز و سازنده تبدیل می‌کنند. برای من و تیم ما، این غم آن‌قدد سنگین بود که نمی‌توانستیم فقط گوشه‌گیر بشویم و سکوت کنیم. شاید لحظات اولیه این حس را داشتیم، اما هنر همیشه یک پناهگاه و یک راه برای برون‌ریزی احساسات من بوده. ما تصمیم گرفتیم به جای غرق شدن در شوک، آن را به خلق آثار تبدیل کنیم. وقتی رسانه را می‌شناسی و ابزار قدرتمندی مثل هوش مصنوعی در دست داری، رسالتت این است که نگذاری این بغض به ناامیدی ختم بشود. ما سعی کردیم این اندوه را با زبان تصویر ترکیب کنیم و از دل یک روایت حماسی بیرون بکشیم؛ روایتی که هم تسکینی برای دل خودمان باشد و هم روحیه امید و ایستادگی را در فضای دانشگاه و جامعه زنده نگه دارد.

فکر می‌کنی اگر دانشجویان در چنین وقایع مهم ملی و مذهبی سکوت کنند، چه خلأیی در فضای دانشگاهی و کشور ایجاد می‌شود؟

دانشجو ضربان قلب جامعه است. سکوت دانشجو یعنی از دست رفتن مرجعیت فکری دانشگاه و باز شدن فضا برای تسلط روایت‌های جعلی و اخبار دروغین. در دنیای رسانه ما اصلاً سکوت خنثی نداریم؛ وقتی روایت خودت را نسازی، فضا را دودستی تقدیم دیگران کرده‌ای. هدف ما این است که با ابزار هنر و هوش مصنوعی، به دانشجو کمک کنیم از انفعال خارج شود و خودش راوی خط‌شکن وقایع ملی و مذهبی باشد، نه صرفاً یک تماشاگر منفعل.

شعار آتش‌بس نیست! در تمام کارهای تو تکرار شده. این قاطعیت از کجا می‌آید؟ آیا این بازتاب صدای نسل جدید دانشجوهاست که دیگر به دیپلماسی‌های مرسوم اعتقادی ندارند؟

این قاطعیت از این باور نشات می‌گیرد که ما در جنگ روایت‌ها، هیچ‌وقت در حالت توقف نیستیم. تا وقتی فضای رسانه‌ای پر از تحریف و عملیات روانی است، آتش‌بس معنایی ندارد. این فقط یک شعار نیست؛ یک موضع است و به نظرم بازتاب صدای نسلی است که می‌داند در میدان رسانه، سکوت مساوی با عقب‌نشینی است. نسل جدید دانشجوها فهمیده که دفاع فقط در میدان سخت نیست؛ دفاع در ذهن‌ها، در تصویرها و در روایت‌ها هم جریان دارد.

آیا بعد از این مجموعه پوستر و انیمیشن، قرار است این مسیر رسانه فکری ادامه پیدا کند یا این فقط واکنشی مقطعی به یک واقعه خاص بود؟

قطعاً مقطعی نیست. تیم ما یک سال است به‌طور مستمر و فعال در این فضا تولید محتوا می‌کند. ما این رسالت رسانه‌ای را محدود به یک اتفاق خاص نکردیم، بلکه در تمام جریانات مهم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه حضور فعال داشتیم و این ثبات قدم را عملاً به مخاطب نشان دادیم. این مسیر حتماً ادامه دارد و هدف ما این است که این رسانه فکری را به عنوان یک جریان همیشه بیدار و پیشرو حفظ کنیم.

خانم صوفی، سخن پایانی‌تان به هم‌دانشگاهی‌های خودتان را می‌خوانیم.

من باور دارم دانشجو اگر روایت‌گر نباشد، ناخواسته به تماشاگر صحنه‌ای تبدیل می‌شود که دیگران برایش طراحی کرده‌اند. ما با هنر، سواد رسانه و هوش مصنوعی می‌خواهیم نشان بدهیم که می‌شود هم اهل علم بود، هم اهل کنش؛ هم اهل دانشگاه بود و هم اهل سنگر. برای ما، طراحی فقط خلق تصویر نیست؛ ساختن امید، آگاهی و ایستادگی است. در پایان فقط می‌خواهم به هم‌دانشگاهی‌هایم بگویم که دانشگاه فقط جای درس و کلاس نیست ؛ دانشگاه جایی است که باید در آن فکر کرد، دید، فهمید و اگر لازم شد، روایت ساخت. امروز هر کدام از ما می‌توانیم سهمی در روشن نگه داشتن چراغ آگاهی داشته باشیم. اگر ما روایت‌مان را نسازیم، دیگران برای ما روایت می‌سازند. پس بیایید در کنار علم، در کنار هنر و در کنار هم، اهل اثرگذاری هم باشیم.

گفت‌وگو: مهسا دانشمند



گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها