به گزارش آستان نیوز از آذربایجان شرقی؛ مسجدالنبی تبریز آن شب حالوهوای دیگری داشت. نه صدای معمول اذانی که بهتنهایی گفته میشد؛ بلکه نغمه «اللهم اجعلنا شهادت...» بود از ته دلها برمیخاست. شبی که قرار بود یادواره شهدای جنگ رمضان منطقه قراملک برگزار شود؛ اما نه بهرسم همایشهای رسمی و پر از صندلیهای مرتب، بلکه به سبک خودمانی کانونهای رضوی؛ صمیمی، باصفا و پر از آن عشقی که فقط در دل مادران شهید جا میشود.
اینجا مسجد است؛ جایی که هنوز میشود رد پای مردمی را دید که جانشان را بر کف دست گرفتهاند. مادرانی که سینهشان به آتش جنگ سپرده شده، همسرانی که شبها را با نام شهادت گرهزدهاند و فرزندانی که اولین کلمهشان «بابا» بود، اما معنایش را دیر فهمیدند: «بابای شهید».
خادمیاران و یاوران رضوی در کنارشان ایستاده بودند؛ نه برای میزبانی که بهعنوان برادر خونی شهید. مراسم با آیات قرآن آغاز شد؛ نوبت به صلوات خاصه رسید؛ دلها که بهسوی شاه خراسان، پیامآور عدالت روانه شد عهدی تازه بست؛ «تا آخرین قطره خون ایران، پای آرمانهای انقلاب و وفاداری به امام رضا (ع) خواهیم ماند».
در این مراسم، خطبهای از نهجالبلاغه درباره جهاد فیسبیلالله سخن به میان آمد و ارزش و مقام شهدا تبیین شد؛ آن هم درست در جمع کسانی که شهیدشان را با پوستواستخوان لمس کردهاند، سپس در ختم قرآن، دست همه به آسمان بلند شد: «خدایا ما را در راهت شهادت عطا کن...» این دعا فقط برای شهدا نبود؛ برای خودشان بود؛ برای آن لحظه که شاید روزی باید بروند، اما نه با ترس با ایمان.
در پایان، فضا عوض شد؛ عطر گلهای روضه، نوای گرم مداحی اهلبیت (ع) و صدایی حماسی که دلها را تکان میداد، همه در هم آمیخت. از مادران و همسران شهدای قراملک که در جنگ رمضان قد ایمانشان را بهجای جانشان گذاشتند، با هدایایی متبرک و یادگاری تجلیل شد؛ نمادی از این حقیقت که شهید هرگز نمیمیرد.
آن شب در مسجدالنبی تبریز، هیچکس غریب نبود؛ نه خادم، نه مادر شهید، نه کودکی که «بابا» گفته بود و «شهید» شنیده بود. همه زیر یک پرچم جمع شده بودند؛ پرچم علی ابن موسیالرضا (ع).
یادداشت: نسترن جدیدالاسلام
انتهای پیام/
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز