از همان لحظهای که خادمان حرم مطهر او را به فوریتهای پزشکی پایگاه مرکزی امام حسن مجتبی (ع) رساندند تا روزهایی که برای درمان فرزندش به دارالشفای امام (ع)، مراجعه میکند.
به گزارش آستان نیوز، نرگس حسنزاده، متولد سال ۱۳۶۶ و ساکن یکی از محلههای مشهد، هنوز هم شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان سال گذشته را با تمام جزئیات بهخاطر دارد؛ شبی که با نیت احیای شب قدر و رازونیاز با خداوند، پیاده از خانهاش راهی حرم مطهر امام رضا (ع) شد، اما همان شب، سرنوشت دیگری برای او، رقم خورد.
او، میگوید: آن شب همراه خواهرم، پیاده به حرم آمده بودم. حوالی ساعت ۱۱ شب بود که ناگهان درد شدیدی احساس کردم. درد لحظهبهلحظه بیشتر میشد و دیگر نمیتوانستم راه بروم. خادمان حرم مطهر که متوجه حال نامساعد او شدند، بلافاصله وارد عمل شدند و با انتقال او به فوریتهای پزشکی پایگاه مرکزی امام حسن مجتبی (ع)، اقدامات اولیه درمانی را انجام دادند.
پس از معاینه، او با آمبولانس به بیمارستان موسی بن جعفر (ع) منتقل شد تا روند درمان و زایمان، تحتنظر پزشکان، ادامه پیدا کند.
اما روایت این مادر تنها به آن شب ختم نمیشود.
خانم حسنزاده، میگوید: پیش از آنکه حتی از بارداری خود مطلع شود، تجربهای عجیب داشته است: یک شب بعد از نماز مغرب و عشا و خواندن زیارت عاشورا، به آسمان نگاه کردم. همان لحظه و در عالم رؤیا، صدایی شنیدم که میگفت تو باردار هستی و پسری خواهی داشت و اگر میخواهی فرزندت سالم باشد، نامش را، حسن، بگذار.
چند روز بعد، آزمایشها نشان داد که او باردار است و مدتی بعد نیز پزشکان خبر دادند که جنین پسر است. همین موضوع باعث شد نام «حسن» برای فرزندش انتخاب شود.
بااینحال، مسیر بارداری او بدون نگرانی نبود. در هفته هجدهم بارداری، پزشکان اعلام کردند که جنین تنها یک کلیه دارد.
این خبر برای این مادر شوک بزرگی بود. او میگوید: خیلی نگران شدم، اما به امام رضا (ع) توکل کردم و امیدوار بودم، همه چیز به خیر بگذرد.
پس از تولد نیز مشخص شد کلیه دیگر نوزاد دچار ورم شدید است و در چهارماهگی، نیاز به عمل جراحی دارد.
عمل جراحی انجام شد و اکنون این کودک با یک کلیه زندگی میکند؛ کلیهای که به گفته پزشکان سالم است؛ اما باید به طور مرتب، تحتنظر باشد.
این مادر مشهدی، توضیح میدهد: پزشکان گفتهاند فعلاً وضعیت کلیه خوب است، اما باید مرتب سونوگرافی انجام شود تا وضعیت آن بررسی شود.
احتمالاً وقتی بچه به دوسالگی برسد، یک عمل دیگر انجام میشود تا مسیر ادرار که اکنون از پهلو خارج میشود، دوباره به مثانه، وصل شود.
در این مسیر طولانی درمان، هزینههای پزشکی، آزمایشها، سونوگرافیهای تخصصی و مراقبتهای ویژه، فشار زیادی بر خانواده وارد کرده است.
همسر او کارگر یک پارچهفروشی است و تأمین هزینههای درمان، دارو، شیرخشک و وسایل موردنیاز کودک، برایشان دشوار شده است.
بااینحال، حسنزاده از همراهی مجموعه دارالشفای حرم مطهر رضوی قدردانی میکند و میگوید: در این مدت مجموعه دارالشفا خیلی لطف داشتند. برای آزمایشها، سونوگرافیها و کارهای درمانی هر کمکی از دستشان برآمد انجام دادند و واقعاً، کنار ما بودند.
دارالشفای امام (ع)، در سالهای اخیر تلاش کرده است علاوه بر ارائه خدمات درمانی اولیه به زائران و مجاوران، در موارد خاص نیز با معرفی بیماران به مراکز تخصصی و پیگیری روند درمان، از خانوادههای نیازمند حمایت کند؛ حمایتی که برای بسیاری از بیماران به روزنهای از امید، تبدیل شده است.
نرگس حسنزاده، میگوید: هر زمان که نگرانی به سراغش میآید، به حرم امام رضا (ع) پناه میبرد: گاهی خیلی خسته میشوم و نگران آینده بچهام هستم. اما وقتی به حرم میروم، آرام میشوم. همیشه میگویم امام رضا (ع) همسایه ماست و اول باید از همسایه کمک خواست.
او حتی از لحظهای یاد میکند که پیش از تماس دوباره برای انجام این گفتوگو، در حرم حضور داشته و با اشک از امام رضا (ع) نشانهای خواسته است: چند ساعت در حرم گریه کردم و گفتم یا امام رضا (ع) یک نشانه به من بده که صدایم را شنیدهای.
فردای همان روز تماس گرفتند و گفتند میخواهند دوباره با من مصاحبه کنند. برای من، همین هم یک دلگرمی بود.
این مادر در پایان، تنها از یک آرزو میگوید: دعا میکنم فرزندم بهبود یابد و هیچ مادری با بیماری بچهاش امتحان نشود. از امام رضا (ع) میخواهم، همه بیماران را شفا بدهد.
روایت زندگی نرگس حسنزاده، نمونهای از امید و توکل در دلسختیهاست؛ امیدی که در سایه گنبد طلایی حرم رضوی برای بسیاری از مادران و خانوادهها، زنده میماند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز