این نوشتار با نگاهی به تکامل تاریخی ارتباطات از عصر پیدایش خط تا دوران هوش مصنوعی، بر این نکته تأکید دارد که علم بدون حلقههای ارتباطی میان پژوهشگران، به شکل جزیرهای و ایستا باقی میماند و در واقع، رشد دانش بشری مدیون تعامل نظاممند و اشتراکگذاری معنا در بستر ارتباطات علمی است. یادداشت را در ادامه میخوانید:
درباره ارتباطات و پژوهش که هر دو به قدمت حضور بشر سابقه دارند میتوان مدتها نوشت و سخن راند؛ تا کنون این عبارت که علم بر شانه غولها استوار است را شنیده و خواندهایم؛ آنچه در این عبارت مشهود است زنجیره ارتباطی است که بین پژوهشگران در اعصار مختلف و در زمینههای موضوعی گوناگون وجود داشته و دارد.
بدون حلقه ارتباطی در عمل پژوهشگران به شکل مجزا و جزیرهای عمل کرده و در نتیجه دو ویژگی عمده دانش بشری یعنی اثباتپذیری و استفاده از دانش پیشین هیچگاه شکل واقعیت به خود نمیگرفت. با چنین پیشانگارهای، در نوشتار پیش رو نقش ارتباطات را در فرایند پژوهش به بحث خواهیم نشست.
ارتباطات از منظرهای گوناگون و در سطوح مختلف موردتوجه قرار میگیرد. دلیل این امر آن است که ارتباط جزء مبنایی زیست و شکلگیری جامعه انسانی است، بهگونهای که با رشد تمدنی و فرهنگی بشر از زمان پیدایش خط تا عصر هوش مصنوعی، ماهیت ارتباط و ارتباطات نیز تحول جدی پیدا کرده و شاید بتوان گفت رشد بشر تا حد زیادی وابسته به آن بوده؛ تا آنجا که میتوان ردپای آن را در تمامی فعالیتها و امور انسان بهصورت ویژه و جامعه انسانی در معنای کلان، مشاهده کرد.
باوجوداین، نمیتوان از نقش ارتباطات در زمینه پژوهش غافل شد. پژوهش در سادهترین حالت به معنای کندوکاو در مسائل پیرامون انسان و جهان اطراف وی با بهرهگیری از روش علمی برای یافتن راهحلهای خردمندانه است. این در حالی است که فراگرد ارتباط از منظر صاحبنظران در مفهوم نمادین آن ناظر بر تعامل تنگاتنگ ارتباط گر و ارتباط گیر باهدف بهاشتراکگذاری معناست.
بنابراین، هنگامی که از ارتباطات در حوزه پژوهش سخن میگوییم در اصل به مفهوم کلیدی ارتباط علمی اشاره داریم که به پیوند بین عوامل اجرایی حوزه پژوهش (پژوهشگران) در درجه اول و ارتباط میان محصولات و تولیدات علمی در مرتبه بعدی میپردازد.
پژوهشگران، مؤسسات پژوهشی، سازمانهای علمی و صنعتی فارغ از موقعیت جغرافیایی، ماهیت کاری یا حتی حوزه موضوعی فعالیت همگی اجزاء یک جامعه علمی هستند (بهمثابه یک سیستم کلان و زیرسیستمهای آن) که به واسطه داد و گرفت پیامها (انتشارات علمی و پژوهشی) در بسترهای ارتباطی مختلف به تبادل اطلاعات علمی و پژوهشی با یکدیگر میپردازند.
ازاینرو، ارتباط دو یا چندجانبه بین این عناصر میتواند فرایند پژوهشهای علمی را نهتنها تسهیل بلکه گاه تسریع کند. حال باتوجهبه آنکه توسعه و رشد علم بشری بر مبنای ارتباطات بینفردی پژوهشگران و مؤسسات علمی صورتگرفته، در فرایند پژوهش نیز میتوان الگویی مشابه الگوی لسول در زمینه ارتباطات انسانی، ترسیم کرد.
این بدان معناست که بامطالعه ارتباطات علمی بهراحتی میتوان کشف کرد پژوهشگران فعال در حوزههای موضوعی مختلف چه میگویند، کدامیک فعالتر و اثرگذارترند و یاران پژوهش هریک چه کسانی هستند.
جالب آنجاست که مطالعه این ارتباطات سالهاست در حوزه تحلیل شبکههای اجتماعی بهصورت عام و علمسنجی بهصورت خاص وجه موردعلاقه گروه دیگری از دانشمندان همین خانواده بزرگ یعنی جامعه علمی بوده است.
با نگاهی به تاریخ علم از منظر ارتباطات علمی میتوان حتی به این نتیجه رسید که نهتنها افراد بلکه زیرساختها یا ابزارهای فناورانه – پژوهشی همچون وب جهانی و شبکههای اجتماعی علمی و روساختها یا عناصر غیرفناورانه همچون سازمانها، مقررات، و یا حتی پارادایمهای پژوهشی بهنحوی بر یکدیگر تأثیروتأثر دارند.
در نهایت، علم ارتباطات و مطالعه روابط در جامعه علمی تلاشی است روشمند که در حوزههای موضوعی مختلف همواره موردتوجه محققان و جامعهشناسان علم بوده و یافتههای این مطالعات الگوهای زیست در جوامع علمی و چگونگی تحول آنها را در اعصار مختلف ارائه میکند.
چنین یافتههایی به سیاستگذاران علم کمک کردهاند تا بهمنظور رسیدن به اهداف مختلف اعم از برتری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و یا صرفاً علمی، برنامهریزی کنند.
بنابراین، بر اساس آنچه پیشتر مطرح شد، در عمل اگرچه عرصه تولید علم و گسترش دانش بشری وامدار ارتباط میانفردی و بهصورت خاص ارتباط علمی است، از منظری دیگر بدنه علم و روش علمی نیز خود متقابلاً به رشد علم ارتباطات در مرزهای جدیدی همچون سیاستگذاری علم و علمسنجی کمک کرده و به عبارتی شاید بتوان گفت این کار ادای دینی به جایگاه کارکردی ارتباطات در عرصه تولید علم بوده است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز