کد خبر : ۷۰۸۸۵۹
۱۰:۰۸

۱۴۰۵/۰۳/۰۵

وقتی عطرِ گل‌های ضریح، بویِ جبهه می‌دهد

وقتی عطرِ گل‌های ضریح، بویِ جبهه می‌دهد
در تقویمِ ایثار، روزِ ملی مقاومت، بهانه‌ای شد تا «غلامحسین شاهی»، رزمنده و پزشکیارِ سال‌هایِ آتش و خون، دوباره به تماشایِ پیوندِ میانِ «عشق» و «معرفت» بنشیند. او که عمری است با یادِ سنگرهایِ اهواز و لحظه‌هایِ پرخطرِ امدادگری مأنوس است، امروز در «شمیم رضوان» و موزه حرم مطهر، پرده از حقیقتی برداشت که میانِ گلبرگ‌هایِ متبرکِ ضریح و نفس‌هایِ مسیحاییِ ملائک نهفته است؛ روایتی از جنسِ اشک، لبخند، و زمزمه‌هایی که در دلِ شب‌هایِ جنگ و روزهایِ زیارت، تنها راهِ نجات بوده است.

به گزارش آستان نیوز، وقتی با «غلامحسین شاهی» هم‌کلام می‌شوی، انگار تاریخِ پُرشورِ دفاع مقدس را ورق می‌زنی.

او که امروز به‌عنوان خادم در کنارِ خیلِ زائران ایستاده، با همان نگاهِ مهربانِ رزمندگانِ قدیمی، از آن روز‌ها می‌گوید: «از سال‌های پیش از شروعِ جنگ تا سال ۶۷ که پایانِ آن بود، قسمت شد در منطقه اهواز توفیقِ خدمت داشته باشم.

من پزشکیارِ گردان بودم؛ وظیفه‌ام مرهم نهادن بر زخمِ بچه‌هایی بود که هر لحظه ممکن بود آسمانی شوند.»

آقای شاهی با لبخندی که گوشهٔ لبش می‌نشیند، خاطره‌ای را بازگو می‌کند که هنوز، هم لبخند را بر لبانِ هم‌رزمانش می‌آورد: «در ایام عید قربان، همیشه یادِ آن روز‌ها می‌افتم.

طنزِ تلخ‌وشیرین دورانِ جنگ، امدادهایِ غیبیِ خداوند بود. به بچه‌ها به شوخی می‌گفتم یکی از بهترین امدادهایِ غیبیِ خداوند این است که در اوجِ حادثه و وقتی آتشِ سنگینی بر سر گردان می‌بارد، امدادگر‌ها یک‌دفعه غیبشان می‌زند! (می‌خندد).».

اما روایتِ او در «شمیم رضوان» رنگ‌وبویی دیگر دارد. وقتی از گل‌هایِ متبرکِ ضریح می‌گوید، صدایش رنگِ سکوت و عرفان به خود می‌گیرد: «من اینجا عطرِ گل حس نمی‌کنم؛ اینجا فضایِ دمیده شدنِ ذکر است.

وقتی می‌شنوم این گل‌ها ۲۴ تا ۴۸ ساعت در جوارِ ضریح، در گلدان‌هایِ خاص قرار می‌گیرند، با خودم فکر می‌کنم این گل‌ها در حریمِ امنِ امام، زیرِ بارانِ صلواتِ زائران و زمزمهِٔ انبیا و ملائک غسلِ معنوی کرده‌اند.»

این جانبازِ سرافراز، با تأکید بر تداومِ این بازدید‌ها می‌گوید: «ما به‌عنوانِ رزمنده، در آن روز‌ها امدادِ غیبی را در گلوله‌باران دیدیم، اما اینجا در حرم، امداد را در سکوتِ سنگین و معنویِ همین گل‌ها می‌بینیم.

زائرِ معمولی شاید از کنارِ این گل‌ها بگذرد، اما اگر کسی برایش روایت کند که چه ذکر‌هایی در این گل‌ها نهفته است، نگاهش به زیارت دگرگون می‌شود.»

او در پایان، با بغضی پنهان که نشان از دلتنگیِ روزهایِ جبهه دارد، می‌گوید: «تداومِ این روایت‌گری‌ها، پیوندِ میانِ گذشتهِٔ پرافتخار و حالِ معنویِ ماست. باید بدانند در همین ضریح، در همین گل‌هایِ معطر، هزاران‌هزار قصه از عشقِ مردم به اهل‌بیت (ع) نهفته است که اگر گفته نشود، در غبارِ زمان گم خواهد شد.»

امروز غلامحسین شاهی، نه‌تنها به‌عنوانِ یک خادم، بلکه به‌عنوانِ روایِ قصه‌هایی که بویِ جبهه و شهادت می‌دهند، پیوندی میانِ «میدانِ مقاومت» و «حریمِ زیارت» برقرار کرد؛ پیوندی که ثابت می‌کند عطرِ خوشِ ایثار، در هر کجایِ این سرزمین که باشد، جان‌بخش است.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها