کد خبر : ۷۰۹۰۴۵
۱۲:۴۴

۱۴۰۵/۰۳/۰۹
شبِ اشک و اشتیاق در پناه گنبد طلا؛

روایتی از حال و هوای حرم رضوی در شب جمعه پس از عید قربان

حرم
بعضی دعوت‌ها را نمی‌شود با واژه‌ها توضیح داد؛ باید دلت را برداری و راه بیفتی…مثل همان لحظه‌ای که پس از چهار ماه دوری دوباره نامم در حوالی صحن‌های حرم امام رضا (ع) نوشته شد؛ چهار ماه پس از آخرین زیارت، چهار ماه پس از آن داغ سنگینی که با رفتن پدر بر جانم نشست و بسیاری از قرارهای دلم را ناتمام گذاشت.

علی فرقانی، فعال رسانه ای استان مرکزی در یادداشتی آورده است؛ پدر، تنها ده روز مانده به آغاز سال جدید بار سفر بست و رفت و من ماندم با اندوهی که حتی شوق پوشیدن دوباره لباس خادمیاری امام رضا (ع) را نیز برای مدتی از دلم گرفت اما صاحب این بارگاه خوب می‌داند چه وقت باید زائرش را دوباره به آستان خویش فرا بخواند.

فردای عید قربان بود؛ حوالی ساعت دو بعدازظهر وقتی از باب‌الجواد (ع) قدم به صحن‌های نورانی حرم گذاشتم همان نخستین سلام بغضی چندماهه را شکست. انگار تمام خستگی این روزها در همان لحظه کوتاهِ «السلام علیک یا علی بن موسی‌الرضا» فرو ریخت.

حرم آرام‌آرام خود را برای شبی متفاوت آماده می‌کرد؛ شبی که در تقویم دل‌های عاشق رنگ و بوی دیگری دارد؛ شب جمعه، شب زیارتی سیدالشهدا (ع). قدم‌هایم مرا به صحن غدیر رساند؛ جایی که خادمان حضرت بی‌وقفه در حال خدمت به زائران بودند. گرمای هوای مشهد چایخانه حضرت را به ایستگاه مهربانی بدل کرده بود؛ شربت خنک آبلیمو و کیک میان زائران توزیع می‌شد و گوشه‌ای دیگر استکان‌های چای داغ عطر محبت امام را در فضای صحن می‌پراکند.

در حرم امام رضا (ع) پذیرایی فقط یک خدمت ساده نیست؛ اینجا هر لبخند خادم تکه‌ای از کرامت رضوی است و هر جرعه شربت طعم آرامش می‌دهد. از صحنی به صحن دیگر رفتم از میان ازدحام عاشقانی که هرکدام با دلی شکسته و امیدی پنهان آمده بودند.

جمعیت لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شد و صحن‌های حرم آرام‌آرام در موج زائران غرق می‌شدند گویی تمام دل‌های بی‌قرار، قرارشان را با گنبد طلایی گذاشته بودند. خورشید که آرام‌آرام پشت گلدسته‌های حرم پنهان شد صدای ملکوتی اذان و گلبانگ «الله‌اکبر» در آسمان مشهد پیچید؛ صدایی که صحن‌ها را از هیاهوی دنیا جدا می‌کرد و به آسمان پیوند می‌زد.

صفوف نماز جماعت شکل گرفت؛ شانه‌هایی که کنار هم ایستاده بودند بی‌آنکه یکدیگر را بشناسند اما همه در یک نقطه مشترک بودند؛ پناه آوردن به امام رئوف.

پس از نماز، حرم وارد حال و هوایی دیگر شد؛ حال و هوای شب‌های دعای کمیل. زائران آرام‌آرام جانمازها را پهن می‌کردند، تسبیح‌ها در دست می‌چرخید و زمزمه صلوات در صحن‌ها طنین انداخته بود. ساعت از ۹ شب گذشته بود که سخنرانی حجت‌الاسلام واعظ شریفی آغاز شد و اندکی بعد، صلوات خاصه امام رضا (ع) با صدای جاودانه مرحوم انصاریان در فضای حرم پیچید؛ آن صدا فقط یک نوای مذهبی نبود؛ انگار دری از اشتیاق را در دل زائران گشود.

لحظاتی بعد نوای دعای کمیل با مداحی جعفر ملائکه حرم را غرق در اشک و نجوا کرد. صحن‌های رضوی دیگر شبیه صحن‌های معمولی نبودند؛ هر گوشه خلوتی عاشقانه شکل گرفته بود. پیرمردی آرام اشک می‌ریخت، جوانی سر بر زانو گذاشته بود، مادری دست‌هایش را رو به آسمان بلند کرده بود و کودکی در آغوش پدر محو نگاه به گنبد طلا بود.

هرکس با امامش سخنی داشت… هرکس زخمی، حاجتی، آرزویی یا دلتنگی‌ای را با خود آورده بود؛ اما آن شب حال و هوای حرم تنها رنگ دعای کمیل نداشت؛ بوی محرم می‌آمد… بوی کربلا… گویا اشک‌های زائران، پیش از آنکه برای دعا باشد برای کاروانی بود که قرن‌ها پیش حج را نیمه‌تمام رها کرد و راهی سرزمین نینوا شد؛ کاروانی که این روزها دوباره در دل‌ها به حرکت درآمده است.

بسیاری از زائران از امام رضا (ع) «برات کربلا» می‌خواستند؛ براتِ رسیدن به اربعین، براتِ زنده ماندن تا محرم، براتِ پوشیدن دوباره پیراهن سیاه سیدالشهدا (ع).

در میان جمعیت با مردی حدوداً ۶۰ ساله هم‌کلام شدم. چشمانش خیس بود و صدایش می‌لرزید. آرام گفت: «فقط از امام رضا می‌خوام به محرم برسم… همین که دوباره لباس عزای امام حسین (ع) رو بپوشم، برای من یک دنیا ارزش دارد.»

کمی آن‌سوتر، بانویی که می‌گفت هر سال زائر اربعین است، با اطمینانی عجیب زمزمه کرد: «آمده‌ام امشب برات کربلایم را از امام رضا (ع) بگیرم… من معتقدم امضای اربعین دست امام رضاست» و حقیقتاً آن شب، حرم رضوی بیش از هر زمان دیگری شبیه کربلا بود؛ جایی میان اشک و دعا، میان دلتنگی و امید، میان صدای «یا حسین»‌هایی که آرام در گوشه‌وکنار صحن‌ها زمزمه می‌شد.

شب جمعه پس از عید قربان، حرم امام رضا (ع) غرق در ازدحام بود؛ اما عجیب آنکه هر زائر در میان آن همه جمعیت خلوتی خصوصی با امام خویش داشت و من در میان آن صحن‌های لبریز از اشک و نیایش بیش از همیشه فهمیدم آدمی هرچقدر هم خسته باشد باز راهی برای بازگشت دارد راهی که انتهایش به گنبد طلایی امام رضا (ع) می‌رسد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها