کد خبر : ۷۰۹۱۳۱
۱۶:۰۶

۱۴۰۵/۰۳/۱۱
وقتی برکت نذر، موتور پیکان قدیمی را روشن نگه می‌دارد

روایت کشاورز ورامینی از جاده‌های عاشقی تا چایخانه حضرت رضا(ع)

روایت کشاورز ورامینی از جاده‌های عاشقی تا چایخانه حضرت رضا(ع)
یک کشاورز ورامینی که پیکانش را به خیمه کوچک سیار برای جابه‌جایی بار تبدیل کرده، به‌تنهایی، بارِ سنگینِ نذرِ اهالی یک روستا را، به مشهد می‌رساند.

به گزارش آستان‌نیوز، اینجا صحن و سرای حرم حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) است، جایی که هرکس تمام داشته‌اش را چه کم چه زیاد، نذر این امام مهربان می‌کند.

«امیر مهری»، مردی از تبار خاک و آفتاب و از اهالی غیرت‌مند ورامین از همین جنس آدم‌هاست.

مردی که دلش، آیینه‌بندانِ مهرِ امام رئوف است. او نه با ماشین‌های سنگین و مجهز، که با همان پیکانِ سالخورده‌اش، جاده هزار کیلومتری ورامین تا مشهد را به عشقِ رساندنِ نذورات کشاورزان، طی می‌کند.

۱۰۰۰ کیلومتر شوق زیارت

وقتی از او می‌پرسم با این سن و سال و این خودروی قدیمی، خسته نمی‌شوید؟ لبخندی می‌زند که تمام خستگی جاده را می‌شوید و می‌گوید: خستگی؟ وقتی بوی حرم به مشام می‌رسد، خستگی معنا ندارد.

من هر چند روز یک‌بار این مسیر طولانی را می‌آیم و برمی‌گردم. این پیکان و این جاده، شاهدان شوق من هستند. حقوق بازنشستگی من اندک است و زندگی‌ام ساده، اما در این آستان، من ثروتمندترین آدم روی زمین هستم، چون اجازه دارم چای دست زائر بدهم.

او از جاده‌هایی می‌گوید که برایش نه مسیرِ رفت و آمد، که صراطِ بندگی است.

نذرِ سبز؛ از مزارع ورامین تا سفره حضرت

محورِ اصلی زندگی امیر آقا، «نذر» است؛ اما نه فقط نذرِ خودش. او واسطه خیر میان کشاورزان ورامین و آستان قدس رضوی است. او توضیح می‌دهد: آقای ما خودش دریای کرم است و نیازی به این چیز‌ها ندارد؛ این ما هستیم که محتاج عنایت ایشان هستیم.

کشاورزان روستا و اقوام بنده، محصولاتی را که دسترنج خودشان است، به من می‌سپارند. یکی می‌گوید ۵۰ کیلو، آن یکی می‌گوید ۱۰۰ کیلو بارِ من را هم ببر.

همه دوست دارند یک طوق نوکری به گردنشان باشد. من هم با هماهنگی حرم مطهر، این بار‌ها را می‌آورم تا در چایخانه یا مهمان‌سرا، استفاده شود.

برکت در چرخ‌های پیکان خسته

شاید در محاسبات دنیوی، یک پیکان مدل‌پایین نباید دوامِ چنین بار سنگین و مسیر طولانی را داشته باشد، اما امیر مهری نگاه دیگری دارد: باور کنید این ماشین برای من دیگر یک تکه آهن نیست؛ انگار او هم می‌فهمد که بارش چیست و مقصدش کجاست.

من سال‌ها راننده جاده بوده‌ام، اما این پیکان برکت دیگری دارد. در تمام این سال‌ها که بارِ نذرِ مردم را برده‌ام، حتی یک بار هم این ماشین در جاده خراب نشده و نقص فنی، پیدا نکرده است. برکت نذر یعنی همین سلامت تن و آبرویی که امام رضا (ع)، به ما بخشیده است.

سلطان بُوَد آن‌کس که به راه تو گدا شد

وقتی صحبت از نوکریِ آقا می‌شود، بغضِ کهنه‌ای در گلوی این خادمِ بااخلاص می‌شکند. او که فرزندِ یک مؤذن و ذاکرِ قدیمی است، با صوتی دل‌نشین، شعر عاشقی‌اش را این‌گونه زمزمه می‌کند:

عالم، همه حیران حریم تو، رضا (ع) شد

حاجات بشر از کرمت، جمله روا شد

رخصت بده تا خادم زوار تو باشم

سلطان بُوَد آن‌کس که به راه تو گدا شد

اشک در چشمانش حلقه می‌زند و ادامه می‌دهد: افتخار ما این است که زیر پرچم امام رضا (ع) هستیم و در کشوری زندگی می‌کنیم که صاحبش ایشان است. ما همه خادم و نوکر این آستان هستیم.

نذرِ جانی برای آرامش زائران

آقای مهری نذر را فراتر از مال می‌بیند. او می‌گوید: نذر کرده که اگر زائری را در راه مانده یا درمانده ببیند، از هیچ کمکی دریغ نکند.

اگر ببینم زائری غریب مانده، به خدا سوگند، تا او را به مقصد نرسانم یا برایش جای خواب فراهم نکنم، آرام نمی‌گیرم.

نذر فقط محصولات کشاورزی نیست؛ نذر کرده‌ام که جان و مالم فدای آرامش کسانی باشد که قدم به این صحن و سرا می‌گذارند.

او در پایان با همان لهجه شیرین و صادقانه، برای جوانان ایران دعا می‌کند و زندگی در سایه امام مهربانی‌ها را، بزرگ‌ترین ثروت می‌داند.

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها