کد خبر : ۷۰۹۹۷۴
۲۱:۴۷

۱۴۰۵/۰۳/۲۸
‏‏چگونه حضور حضرت رقیه (س) در کاروان اسرا، منشور مظلومیت جبهه حق را تکمیل کرد؟

سفیر کوچک در امتداد حماسه

یادداشت
در سومین ایستگاه از کاروان محرم، دل‌ها به سوی غربت کوچکی پر می‌کشد که مزارش در قلب دمشق، سندی زنده بر پیروزی مظلومیت بر قدرت پوشالی ستمگران است. روز سوم، مجالی برای درک این حقیقت است که چگونه یک کودک می‌تواند با سلاح اشک، ستون‌های کاخ استکبار را به لرزه درآورد. کارشناس دینی در این یادداشت، به واکاوی این حضور تمدن‌ساز در نهاد خانواده و جبهه مقاومت پرداخته است.

در یادداشتی به قلم حجت الاسلام والمسلمین حامد مقیسه، مدرس و پژوهشگر حوزه علوم اسلامی انسانی دیجیتال؛ الهیات مقاومت در آینه اسارت و نقش راهبردی حضرت رقیه(س) در این مسیر تبیین شده است. در متن این نوشتار می‌خوانیم:

‏تجلی غربت حضرت رقیه(س) در امتداد کاروان عشق

حضرت رقیه(س)، دردانه سه ساله امام حسین(ع)، نماد مظلومیتی است که مرزهای سن و سال را درنوردیده است. اگرچه در برخی منابع تاریخی و مقاتل، نام مبارک او به صراحت ذکر شده، اما در برخی دیگر از متون مانند کتاب «ریاض الاحزان»، از ایشان با نام «فاطمه صغری»یاد شده است. این تفاوت در نام‌گذاری، خدشه‌ای به حقیقت وجودی و نقش تمدن‌ساز او در جریان اسارت وارد نمی‌کند. بر اساس مستندات تاریخی، ایشان در روز سوم صفر سال ۶۱ هجری قمری، در حالی که کاروان اسرا در شهر شام و در میان ویرانه‌ها مستقر بود، از دنیا رفت. نام‌گذاری شب سوم محرم به نام این بانوی کوچک، تدبیری هوشمندانه از سوی پیرغلامان بوده است؛ چرا که در گرماگرم دهه اول، پیش از آنکه شور عاشورا به اوج برسد، یادآوری مظلومیت او، دل‌ها را برای درک عمق فاجعه کربلا آماده می‌کند. او سفیر کوچکی است که پیام پیروزی خون بر شمشیر را از ویرانه‌های شام به گوش تاریخ رسانده است.

‏هویت‌شناسی در آینه مقاتل؛ از فاطمه صغری تا رقیه(س)

در بررسی اسناد تاریخی، مواجهه با نام‌های متعدد برای فرزندان امام حسین(ع) امری رایج است. برخی مورخان معتقدند که رقیه(س) همان فاطمه صغری است که در جریان سفر به شام، به دلیل رنج‌های فراوان و فراق پدر، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. این کودک، تجسم عینی مظلومیت خاندانی است که برای حفظ دین، از عزیزترین داشته‌های خود گذشتند. حضور او در کاروان اسرا، نشان‌دهنده این است که در مکتب حسینی، جهاد تنها مختص مردان جنگ‌آور در میدان نبرد نیست، بلکه حتی یک کودک سه ساله نیز با تحمل رنج اسارت و با زبان اشک، می‌تواند پایه‌های کاخ ظلم را بلرزاند. او در واقع، بخش مکمل «الهیات جنگ» است؛ بخشی که نشان می‌دهد دشمن برای رسیدن به قدرت، حتی از پایمال کردن حقوق اولیه یک کودک نیز ابایی ندارد.

در متون دینی و قرآنی، پیوند میان ایمان والدین و سرنوشت فرزندان به زیبایی تبیین شده است. خداوند در آیه ۲۱ سوره مبارکه طور می‌فرماید: «‏وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ»(طور: ۲۱)

این آیه به ما می‌آموزد که فرزندان صالح، در مراتب معنوی به پدران خود ملحق می‌شوند. حضرت رقیه(س) مصداق بارز این الحاق است؛ او که در دامان سیدالشهدا(ع) پرورش یافته بود، چنان با ایمان پدر گره خورده بود که تاب تحمل دنیای بدون او را نداشت ،این پیوند عاطفی و ایمانی، از او شخصیتی ساخت که در اوج خردسالی، به درکی عمیق از مفهوم ولایت رسیده بود.

‏خانواده در میدان نبرد؛ پیوند ایمان و عاطفه در الهیات مقاومت

یکی از درس‌های بزرگ شب سوم، بازخوانی نقش خانواده در جریان مبارزه است. در الهیات جنگ، خانواده می‌تواند هم عامل حرکت باشد و هم مانع آن. شیطان همواره تلاش می‌کند تا از طریق علایق خانوادگی، انسان را از مسیر جهاد بازدارد. اما در کربلا، خانواده به محرک اصلی مقاومت تبدیل می‌شود. حضرت رقیه(س) در این میان، نقش پدافند روانی کاروان را ایفا می‌کند. حضور کودکان در کاروان اسرا، اگرچه رنج‌بار بود، اما باعث شد که چهره واقعی و ضدانسانی حکومت اموی برای همگان آشکار شود. دشمنی که مدعی خلافت اسلامی بود، با به اسارت گرفتن کودکان، عملاً مشروعیت خود را از بین برد.

در دنیای امروز نیز، ما با جنگ‌های وجودی روبرو هستیم که در آن دشمن، کانون خانواده را هدف قرار داده است. درس گرفتن از سیره این کودک سه ساله به ما می‌آموزد که چگونه می‌توان در سخت‌ترین شرایط و در میان ویرانه‌ها، بر اصول حق پافشاری کرد. او به ما یاد داد که گریه بر مظلوم، خود یک سلاح است؛ سلاحی که می‌تواند وجدان‌های خفته را بیدار کند. اگر امروز می‌بینیم که نام رقیه(س) در شب سوم محرم طنین‌انداز می‌شود، به این دلیل است که او نماد ایستادگی در برابر ظلم، حتی در اوج ضعف جسمانی است. او نشان داد که برای دفاع از حق، نیازی به شمشیر نیست؛ گاهی یک آغوش خالی و یک قلب شکسته، کار هزاران لشکریان را انجام می‌دهد.

‌سفیر کوچک در ویرانه‌های شام؛ پدافند روانی در دل اسارت

واقعه وفات حضرت رقیه(س) در شام، نقطه پایانی بر ادعاهای پیروزی یزید بود. زمانی که سر مطهر امام حسین(ع) را برای این کودک آوردند، او با زبان کودکانه خود، بزرگ‌ترین خطبه تاریخ را ایراد کرد. او از پدر پرسید که چه کسی محاسن او را به خون خضاب کرده و چه کسی او را در یتیمی رها ساخته است. این پرسش‌ها، نه از سر ناتوانی، بلکه برای رسوا کردن رژیمی بود که خود را پیروز میدان می‌پنداشت. در واقع، شهادت این کودک در خرابه شام، پیروزی نهایی جبهه حق را امضا کرد. او با مرگ خود، شام را به لرزه درآورد و باعث شد که حتی در میان دشمنان، ندای مظلومیت اهل‌بیت طنین‌انداز شود.

این بخش از تاریخ کربلا به ما می‌آموزد که در محاسبات الهی، هیچ کنشی بی‌پاسخ نمی‌ماند. رنج‌های یک کودک، به موتور محرک تاریخ تبدیل می‌شود. ما در شب سوم، با گریه بر او، در واقع بر مظلومیت تمام کودکانی گریه می‌کنیم که در طول تاریخ، قربانی زیاده‌خواهی ستمگران شده‌اند. این شب، شبِ تجدید میثاق با آرمان‌هایی است که حتی در سخت‌ترین اسارت‌ها نیز فراموش نمی‌شوند. رقیه(س) به ما یادآوری می‌کند که حق، حتی اگر در ویرانه‌ها مدفون شود، باز هم راه خود را به سوی نور پیدا خواهد کرد.

‌طلوع خورشید از ویرانه‌های غربت

در پایان، باید بر این حقیقت پای فشرد که نام‌گذاری شب سوم به نام حضرت رقیه(س)، فراتر از یک سنت مذهبی، یک ضرورت معرفتی است. او پیوند میان حماسه عاشورا و پیام‌رسانی اسارت است. اگر حسین(ع) در مقتل به شهادت رسید، رقیه(س) در اسارت به شهادت رسید تا ثابت کند که جبهه حق، هیچ‌گاه تعطیل‌بردار نیست. این یادداشت، دعوتی است برای بازگشت به اصالت عاطفه در کنار عقلانیت دینی. ما با یاد او، می‌آموزیم که در مسیر حق، حتی کوچک‌ترین قدم‌ها و کوتاه‌ترین عمرها، اگر با ایمان همراه باشند، جاودانه خواهند شد. او کوچک‌ترین سفیر بزرگی است که تاریخ به خود دیده است؛ سفیری که مزارش در قلب دمشق، همچنان پناهگاه دل‌شکستگان و سندی بر حقانیت راه حسین(ع) است.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها