به گزارش آستاننیوز، از همان دقایق نخست که وارد صحن قدس میشوید، هیاهویی از جنس عشق جاری است. جمعیت عزادار چنان صحن را پر کردهاند که گویی هر گوشه آن، قطعهای از کربلاست. در نزدیکی سن، حلقهای از مردان با لباس عزا دیده میشود که با شالهای سبز تیره، کمر به کمر یکدیگر گره زدهاند؛ نمادی از همبستگی که در آیینهای کهن این دیار ریشه دارد.
در میان این حلقه، پیرمردی میاندار با موهای سپید و پیشانیِ غرق در عرق، نبضِ مجلس را در دست دارد. او فقط عزاداری نمیکند؛ او «روایت» میکند. مداح از بالای سن نام شهدا را زمزمه میکند و پاسخِ این حلقه، لرزه بر اندامِ صحن میاندازد:
«حسن چه شد؟ شهید شد.»
«زینب چه شد؟ اسیر شد.»
وقتی نوای «اسیر شد» با غیرتِ مردانِ شالسبز و بغضِ سنگینِ جمعیت در هم میآمیزد، فضای صحن قدس گویی به ظهر عاشورا گره میخورد.
یکی از بخشهای چشمگیر این مراسم، اجرای آیین «سنگزنی» بود؛ آیینی که گویی پژواکی از خاک و سنگِ بر سر ریختنِ زنانِ کربلا در عصرِ یازدهم محرم است. صدایِ ریتمیک و منظمی که از برخوردِ دو چوبِ فشرده (سنگها) برمیخاست، در کنار حضورِ پیر و جوان، پیوندی میانِ نسلها برقرار کرد. دیدنِ دخترکی که در کنار مردان با صلابت سنگ بر هم میکوبید و کودکانی که سبک و سیاقِ بزرگان را مشق میکردند، نشان داد که این میراث، زنده است. در میانِ حلقه، مردی بر کنده زانو نشسته، پارچه مشکی بر سر بسته و سر بر علم نهاده بود و با هر ضربه، نام «اباالفضل» را فریاد میزد؛ تصویری که هر بینندهای را به تأمل وامیداشت.
حجتالاسلام والمسلمین غلامرضا مقیسه، امام جمعه سبزوار و نماینده خراسان در مجلس خبرگان، در سخنانی ضمن قدردانی از میزبانی آستان قدس رضوی، به پیشینه غنی این دیار اشاره و اظهار داشت: دیار سربداران، مهد پرچم سرخ علوی است؛ سرزمینی که قرنها پیش با تکیه بر همین پرچم، طایفه خونخوار مغول را نابود کرد. دشمن باید بداند این ملت پای پرچم حسینی ایستاده و پیامهای رهبران شهید خود را فراموش نخواهد کرد؛ همانگونه که در گذشته ایستاد، امروز نیز در آینده نزدیک شاهد نابودی ظالمان خواهیم بود.
در حاشیه این مراسم، با یکی از پیشکسوتان مداحی از منطقه «کرامت» سبزوار که ۵۵ سال در این مسیر گام برداشته است، همکلام شدیم. او با اشاره به اهمیتِ ثبت و آموزشِ علمیِ این میراث گفت: سبزوار از دوران تیموریان و نگارش کتاب «روضه الشهدا» پیشگام بوده است، اما ما اکنون نیاز به یک «پژوهشکده تخصصی مداحی» داریم تا هنرهای فنی، موسیقی ایرانی و مقاتلشناسی را به شکلی علمی به نسل جوان بیاموزیم.
به گفته او، هدف این است که مداحانی تربیت شوند که نه تنها با اخلاق، بلکه با تخصص هنری، این سنتهای اصیل را حفظ کنند.
پایانبخش این شب، نه پرچمهای اهدایی بود و نه تشریفاتِ معمول؛ بلکه نگاهی بود به چهرهی جوانی به نام «غلامرضا». او که ۲۵ سال داشت و از هجدهسالگی سنگزنی میکرد، برای اولین بار به زیارتِ امام رضا(ع) آمده بود. وقتی سنگها را به دست داشت و رو به گنبد، با احترام سلام میداد، چشمانش از ریزش بسیار اشک سرخ بود. او گفت: باورم نمیشود... از همین الان دلتنگِ حرم شدهام.
این آیینِ باشکوه در صحن قدس، تنها یک مراسمِ سنتی نبود؛ جریانی بود برای اتصالِ تاریخِ سربداران به حرمِ امام مهربانیها. شبی که در دفترِ خاطراتِ عزادارانِ سبزوار ثبت شد و نشان داد که میراثِ گذشتگان، با غیرتِ نسلِ امروز، همچنان زنده و پویاست.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز