کد خبر : ۷۱۰۲۶۴
۱۷:۵۵

۱۴۰۵/۰۴/۰۳
شبی که حسینیه حرم رضوی، زبان‌ها را یکی کرد

روضه‌ای به زبان انگلیسی و اشک‌هایی برای علمدار کربلا

حسینیه حرم
شب تاسوعای حسینی، "حسینیه حرم" در صحن قدس حرم مطهر رضوی حال و هوایی دیگر داشت. این بار نه جمعیتی که هم‌زبان باشند، بلکه دلدادگانی از آن سوی مرز‌های زبانی گرد هم آمده بودند تا در سوگ حضرت سیدالشهدا (ع) و یاران وفادارش عزاداری کنند.

مراسمی که پس از اقامه نماز مغرب و عشاء برگزار شد، با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاری‌پور در تبیین معارف عاشورا و مرثیه‌خوانی احمد عبدالله‌زاده مهنه و سید محمد سجاد واعظ لیواری، فضایی متفاوت از سوگواری را در جوار حرم امام مهربانی‌ها رقم زد. در این شب، روضه به زبان انگلیسی خوانده شد که برای بسیاری از حاضران، زبان مادری‌شان بود؛ اما مضمون آن، همان عشقِ قدیمیِ به حسین (ع) و وفاداری به علمدار کربلا بود. زائرانی که هر کدام به زبانی با حسین (ع) سخن می‌گفتند، اما در یک نقطه مشترک بودند: قلب‌هایی که برای او می‌تپید و اشک‌هایی که در فراقش جاری بود. گزارش پیشِ رو، روایتِ لحظاتِ ناب این شبِ بی‌نظیر است.

نشسته‌ام در حسینیه. آقای خادم، با مو‌هایی سفیدتر از سیاه، از همان لحظه‌ی ورود چایی تعارف می‌کند و از عشقش به حسین (ع) می‌گوید. دلم بغض می‌شود. دو درخت سرو بالای سرشان پرچم سه‌رنگ ایران را به اهتزار درآورده‌اند؛ ترکیبی از دکور که یادآور میهن است.

سخنران نام حسین را بر زبان می‌آورد و از او به عنوان انسان آزاده‌ای یاد می‌کند که تا آخرین قطره خون ایستاد، پا پس نکشید و پرچم «هیهات منا الذلة» را در جهان تشیع بلند کرد. او به آیه‌ی «رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه» گریز می‌زند و تأکید می‌کند که حسین (ع) عشقِ همه است؛ کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان نمی‌شناسد. قلب همه برای او می‌تپد.

در میانه این عزاداری کودکی با کنجکاوی به آقای سخنران نگاه می‌کند و دستش لیوان‌های کاغذی چای را گرفته است. به ذهنم می‌رسد که حتما او هم از نام حسین (ع) به وجد آمده و خواسته از کودکی، خادمی‌اش را به نام او شروع کند.

سخنران «مثل یبایع مثل یزید» را با لحنی کوبنده فریاد می‌کشد. ناگهان چهره‌ی آقای شهید جلوِ رویم نقش می‌بندد؛ مشت گره‌کرده، مصمم که تا پای جان از ایران دفاع کرد و در این راه به آرزوی دیرینه اش که شهادت بود در ماه رمضان و زبان روزه رسید.

سخنران‌ها چنین از جناب مسلم (ع) می‌گوید، از یاری که تا آخرین لحظه شانه خالی نکرد و از یاران خاص مولا بود.

در خیل عظیم عزاداران این محفل معنوی، مردی با مو‌های جوگندمی از جمعیت می‌خواهد دست‌های راستشان را به نشانه‌ی عهد بالا بیاورند. تأکید می‌کند که حضرت عباس (ع) به دست‌های خالی ما نگاه می‌کند. یادِ علما و امام رضا (ع) می‌افتد و جمعیتِ صحن، ذکر «لبیک یا حسین» سر می‌دهد. صدا در صدا غرق می‌شود.

سال‌هاست به روضه‌های عربی می‌روم، اما روضه‌ی انگلیسی‌خوان را تا امروز نشنیده بودم. برای اولین بار است مداحی به زبان مادری‌اش، با همان واژه‌ی مشترک، نام تو را صدا می‌زند: حسین، حسین...

ناگهان به فارسی برمی‌گردد:

«زندگی مردگی بی عشق تو...»

زبان‌مان یکی می‌شود.

«اگر تو مرا رها کنی رهایت نمی‌کنم

سر از تنم جدا کنی، چون و چرا نمی‌کنم...»

ابیاتی از حاج میثم مطیعی که سال‌هاست می‌شنوم، اما همچنان جگرم را می‌سوزاند. مداح انگلیسی‌زبان با ظرافت این بیت را می‌خواند و اشک از چشمانم جاری می‌شود.

او روایت «یا ابن الشبیب» را می‌خواند و مردم حسینیه دست‌به‌سینه به آقای عزیزمان، حسین (ع)، سلام می‌دهند:

"السلام علی الحسین... و علی علی بن الحسین... و علی الاولاد الحسین... و علی اصحاب الحسین... "

در پایان این مراسم، مداح صلوات پایانی را به سلطان علی بن موسی الرضا (ع)، تقدیم می‌کند.

عزاداری حسینیه حرم در شب تاسوعا به پایان رسید، اما نام عمو عباس (ع) همچنان بر سر زبان‌ها بود. زائران انگلیسی‌زبان، با همان اشک‌هایی که در سوگ سقای تشنه‌لب کربلا ریخته بودند، حسینیه را ترک کردند؛ گویی عشق به اباعبدالله (ع) زبانی نمی‌شناسد و در هر گوشه‌ای از جهان، دلدادگانی را گرد هم می‌آورد که قلب‌هایشان برای او می‌تپد. اینجا در جوار حرم رضوی، زیر سایه خورشید هشتم، عاشورا هر سال زنده‌تر از قبل می‌شود و پرچم عزای حسین (ع) تا ابد برافراشته خواهد ماند. «یا حسین (ع)»؛ ندایی که هیچ‌گاه خاموش نمی‌شود، نه به فارسی، نه به عربی و نه حتی به انگلیسی.

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها