کد خبر : ۷۱۰۴۰۳
۲۲:۳۰

۱۴۰۵/۰۴/۰۷
روایتی از شام غریبان حسینی در دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع)

تواضع پرچم‌داران دانش در مکتب حسین (ع)

علمی
هنوز چند قدمی تا ورودی دانشگاه بین المللی امام رضا (ع) مانده که محرم خودش را نشان می‌دهد. پرچم‌های سیاه از سردر تا مسیر‌های منتهی به محل برگزاری مراسم امتداد پیدا کرده‌اند و نور‌های ملایم، فضای همیشگی دانشگاه را به حال و هوایی دیگر برده است. جمعیت آرام آرام از راه می‌رسد؛ آدم‌هایی که کوله‌باری از غربت و اندوه را، روی دوش گرفته‌اند و به محفل حسین (ع) آورده‌اند. به شب شام غریبان.

به گزارش آستان‌نیوز، دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) از نخستین شب محرم، هر شب میزبان مراسم عزاداری سیدالشهدا(ع) بوده و شام غریبان، پایان‌بخش این شب‌های معنوی است؛ شبی که سخنرانی، مرثیه‌خوانی، آیین شام غریبان و برنامه‌های فرهنگی ویژه کودکان، در کنار حضور دانشجویان، خانواده ها و مجاوران دانشگاه، فضای متفاوتی را در محوطه دانشگاه رقم زده است.

با ورود به محل برگزاری مراسم، نخستین چیزی که جلب توجه می‌کند، سادگی فضاست. خبری از صندلی نیست. فرش‌ها روی زمین پهن شده‌اند و هرکس هرجا که جا پیدا کند، همان جا می‌نشیند. فاصله‌ای میان دانشجو، استاد و مردم دیده نمی‌شود؛ همه کنار هم، بی‌هیچ نشانی از جایگاه و عنوان.

کمی آن‌سوتر، بخشی از محوطه به کودکان اختصاص یافته است. چند نفر از خادمان مراسم که همگی از دانشجویان دانشگاه هستند، کنار بچه‌ها نشسته‌اند؛ یکی مدادرنگی میان کودکان پخش می‌کند، دیگری در ساخت کاردستی کمکشان می‌کند و چند کودک سرگرم نقاشی هستند. در شبی که نامش با اندوه گره خورده، لبخند کودکان هم بخشی از روایت کربلاست؛ روایتی که هر سال، آرام و بی ادعا، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

با آغاز برنامه، همهمه‌ها جای خود را به سکوت می‌دهد. پس از تلاوت قرآن، حجت‌الاسلام هرمززاده پشت تریبون قرار می‌گیرد. او سخنانش را ادامه مباحث شب‌های گذشته درباره نسبت حق و باطل قرار می‌دهد اما بیش از هر چیز بر یک نکته تاکید می‌کند؛ اینکه عاشورا را نباید تنها روایتی از گذشته دانست.

به گفته او، بسیاری از بزنگاه‌های تاریخ را نمی‌توان با نگاهی ساده تحلیل کرد، چرا که تشخیص جبهه حق از باطل همیشه آسان نبوده است. او عاشورا را مدرسه‌ای برای تقویت بصیرت می‌خواند و از حاضران می‌خواهد تاریخ را نه فقط برای دانستن، بلکه برای شناخت مسئولیت‌های امروز بخوانند.

سخنان او در میان جمعیت با سکوتی همراه است که گاه با زمزمه صلوات شکسته می‌شود. تاکیدش بر این است که آنچه انسان را در لحظه‌های سرنوشت ساز حفظ می‌کند، شناخت، دقت و عبرت گرفتن از تجربه‌های تاریخ است؛ همان درسی که به باور او، عاشورا برای همه نسل‌ها به یادگار گذاشته است.

با پایان سخنرانی، نوای روضه و مرثیه‌خوانی در محوطه می‌پیچد. صدای نوحه آرام آرام اوج می‌گیرد و جمعیت، بی آن‌که کسی از دیگری بخواهد، با زمزمه‌ها همراه می‌شود. از میان عزاداران عبور می‌کنم. چند دانشجوی خادم، بی سروصدا چای میان حاضران پخش می‌کنند. نه کسی آن‌ها را صدا می‌زند و نه خودشان دوست دارند دیده شوند؛ انگار سهمشان از این شب، همین خدمت بی‌ نام و نشان است.

فرصتی کوتاه پیدا می‌کنم تا با یکی از همین خادمان هم صحبت شوم. دانشجوی رشته مهندسی است و از نخستین شب محرم، هر شب در برگزاری مراسم حضور داشته است. می‌گوید: شاید خیلی ها فکر کنند خادمی فقط انجام چند کار اجرایی است، اما برای ما این شب‌ها یک تجربه متفاوت بود. هرکس گوشه‌ای از کار را برعهده گرفت تا مراسم با آرامش برگزار شود. همین کنار هم بودن، ارزشمندترین بخش این چند شب بود.

چند متر آن طرف‌تر، مادری کنار دختر کوچکش ایستاده است. کودک، کاردستی کوچکی را که دقایقی پیش ساخته، در دست گرفته و با دقت به شمع‌هایی که یکی یکی روشن می‌شوند، نگاه می‌کند. از او می‌پرسم چرا هر سال در این مراسم شرکت می‌کند. لبخندی می‌زند و می‌گوید: دوست داشتم دخترم محرم را فقط از کتاب یا تلویزیون نشناسد. این‌جا هم عزاداری را می‌بیند، هم کنار بچه‌های دیگر با فضای محرم آشنا می‌شود. امشب هم حرف‌های سخنران برایم یادآوری کرد که عاشورا فقط برای گریه کردن نیست؛ باید از آن برای زندگی هم درس گرفت.

هرچه به پایان مراسم نزدیک‌تر می‌شویم، سکوت بیشتر بر فضا سایه می‌اندازد. شمع‌ها یکی یکی روشن می‌شوند و نورشان روی چهره عزاداران می‌نشیند. بعضی زیر لب دعا می‌خوانند، بعضی تنها به شعله‌های کوچک خیره مانده‌اند و عده‌ای آرام اشک می‌ریزند. دیگر از هیاهوی ابتدای شب خبری نیست؛ انگار همه چیز به همان سکوتی رسیده که نام شام غریبان را معنا می‌کند.

مراسم به پایان رسیده است اما کسی شتابی برای رفتن ندارد. خادمان دانشجو، بی‌سروصدا وسایل را جمع می‌کنند و آخرین شمع‌ها هنوز روشن‌اند. جمعیت آرام آرام از همان مسیری خارج می‌شود که ساعتی پیش با سلام بر حسین(ع) وارد آن شده بود. دانشگاه دوباره در سکوت فرومی‌رود،

اما این سکوت دیگر شبیه ابتدای شب نیست؛ سکوتی است که صدای روضه را در خود نگه داشته است.

بعد از محرم دوباره، این محوطه دوباره میزبان کلاس‌ها، رفت وآمد دانشجویان و هیاهوی روزمره خواهد بود اما برای کسانی که امشب اینجا بودند، دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع) تنها یک فضای آموزشی نیست؛ جایی است که در شب‌های محرم، روایت کربلا را نه فقط شنیدند، بلکه آن را در کنار یک‌دیگر زندگی کردند. شاید همین، ماندگارترین تصویر شام غریبان باشد؛ روایتی که با خاموش شدن آخرین شمع پایان نمی‌یابد و تا محرم‌های بعد، در خاطر حاضران روشن می‌ماند.



گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها