در این روز تاریخی، امام رئوف در میان خروش بیسابقه کاتبان و مشتاقان، نابترین تصویر از یگانگی پروردگار را ترسیم کردند و با بیان کلام وحیانی «کَلِمَةُ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ حِصْنی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنی اَمِنَ مِنْ عَذابی» و «بشروطها و انا من شروطها» امنیت حقیقی انسان را به شرط پذیرش ولایت گره زدند.
این هجرت جریانساز، تدبیری هوشمندانه برای بیداری امت بود که پیام توحیدی آن هنوز هم پس از قرنها جان دلدادگان رضوی را جلا میدهد.
واکاوی اسناد مکتوب و ابعاد عمیق این رویداد سرنوشتساز، نیازمند تبیینی کارشناسانه است؛ ازاینرو به مناسبت این روز فرخنده، گفتوگوی ما با آیتالله دکتر سید محمدحسینی قزوینی، کارشناس برجسته تاریخ اسلام و مؤسس شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) را بخوانید تا ابعاد پنهان این سفر تمدنساز را مرور کرده و به تماشای افقهای نوینی از حقیقت ایمان و معرفت رضوی بنشینید.
پیوند ناگسستنی توحید و ولایت در ایستگاه تاریخ
آیتالله حسینی قزوینی با بازخوانی ابعاد این سفر تمدنساز تصریح میکند: هجرت تحمیلی، اما هوشمندانه حضرت رضا (ع) از مدینه به مرو که با طراحی مأمون عباسی انجام شد، باتدبیر الهی امام به یک فرصت بیبدیل برای تثبیت جریان اصیل شیعی مبدل گشت.
این سفر طولانی که در طول مسیر خود شور و نشاط معنوی ایجاد کرد، در نیشابور به نقطه اوج خود رسید. نیشابور در آن دوران مهد علم و کانون تجمع دانشمندان با گرایشهای گوناگون بود و حضور امام در این شهر، زمینهای فراهم ساخت تا حقیقت مذهب اهلبیت (ع) در برابر چشم همگان متجلی شود.
او با تحلیل شرایط فرهنگی آن دوران خاطرنشان میسازد: مأمون تلاش میکرد تا با کشاندن امام رضا (ع) به مرو و واگذاری ولایتعهدی، مشروعیتی برای خلافت غاصبانه خود دستوپا کند و امام را زیر نظارت مستقیم قرار دهد. اما حرکت امام رضا (ع) در این مسیر و بهویژه خطابه تاریخی ایشان در نیشابور، تمام بافتههای دستگاه خلافت را نقشبرآب کرد. امام (ع) با مطرحکردن توحید بهعنوان دژ مستحکم الهی و پیوندزدن آن بهشرط ولایت، خط بطلانی بر مشروعیت خلافت عباسی کشید و نشان داد که توحید واقعی بدون پذیرش حاکمیت الهی اهلبیت (ع) محقق نخواهد شد.
خوانشهای سندی از یک حقیقت واحد در منابع کهن
این کارشناس تاریخ اسلام باتکیهبر اسناد مکتوب شیعه یادآور میشود: حدیث شریف سلسلهالذهب در متون روایی ما با دو مضمون اصیل و اسناد محکم نقل شده است که هر دو به یک حقیقت واحد اشاره دارند.
روایت نخست که با سلسله سندی بینظیر از امام رضا (ع) از پدران بزرگوارشان تا رسول خدا (ص) و سرانجام از جبرئیل و میکائیل و اسرافیل از پروردگار نقل شده، بر محوریت ولایت امیرالمؤمنین (ع) استوار است.
این سند ارزشمند در کتاب عیون اخبار الرضا (ع) در جلد دوم، باب میهشتم، صفحه ۱۴۶ ولایت علی بن ابیطالب (ع) دژ محکم من است و هر کس وارد این دژ شود از عذاب من در امان خواهد بود.
آیتالله حسینی قزوینی در ادامه با تبیین روایت دوم این حدیث شریف بیان میدارد: عبارت دوم که شهرت بسیاری دارد، در زمان عبور کاروان رضوی از نیشابور و در میان خروش مردم و کاتبان ثبت شد. در این نقل، امام رضا (ع) کلام خود را با شعار توحید آغاز کرده و فرمودند کلمه لا اله الا الله حصار و قلعه من است و هر که به این حصار درآید ایمن از عذاب خواهد بود. اما نکته شگفتانگیز و تاریخساز این واقعه زمانی رخ داد که ناقه حرکت کرد و امام با صدای بلند شرط اساسی این ایمنی را اعلام فرمودند که همانا پذیرش ولایت ائمه و به شروطها و انا من شروطها بود. این تفکیکناپذیری نشان میدهد که توحید بدون ولایت، کالبدی بیروح و ادعایی توخالی است.
نخستین تجلی آفرینش و توسل به نور خاندان وحی
این استاد حوزه با تبیین ریشههای تکوینی ولایت و پیوند آن با آفرینش توضیح میدهد: عظمت ولایت خاندان رسالت ریشه در خلقت نخستین دارد؛ چرا که بر اساس روایات متقن، نخستین مخلوق پروردگار، نور پاک محمد و آل محمد (ص) بوده است. این ذوات مقدسه در محضر حقتعالی به تسبیح و تقدیس مشغول بودند و واسطه فیض برای آفرینش عوالم دیگر شدند.
این پیوند تکوینی میان توحید و ولایت چنان آشکار است که حتی بزرگان اهلسنت نیز نتوانستهاند منکر آن شوند و روایات متعددی را در این زمینه در کتب خود ثبت کردهاند.
ایشان با اشاره به اعترافات علمای اهلسنت در این موضوع اضافه میکند: حتی شخصی مانند ابنتیمیه نیز توسل حضرت آدم به نور پاک پیامبر اکرم (ص) و اهلبیت (ع) را در هنگام خروج از بهشت انکار نمیکند و پذیرفته است که این فضایل در منابع کهن اسلامی وجود دارد.
این همراستایی اسناد شیعه و سنی نشاندهنده آن است که پذیرش جایگاه تکوینی و تشریعی اهلبیت (ع)، یک ضرورت اسلامی برای درک حقیقت دین است و توحید الهی با این انوار پاک آغاز و با ولایت آنان کامل میشود.
حدیث ثقلین آیینه تمامنمای همبستگی قرآن و عترت
او با گرهزدن مفهوم ولایت به اصل قرآنی ثقلین متذکر میشود: برای فهم درست توحید باید به سراغ مفسران حقیقی کلام وحی رفت؛ چرا که امام و توحید دوروی یک سکه هستند و تعریف یکی بدون دیگری ممکن نیست.
همانگونه که در حدیث متواتر ثقلین آمده است، کتاب خدا و عترت پیامبر (ص) هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد. کتاب خدا تجلی توحید و کلام پروردگار است و عترت، مفسر و مجری این کلام در میان امت هستند؛ بنابراین جدایی میان این دو به معنای انحراف صریح از مسیر هدایت الهی است.
آیتالله حسینی قزوینی در نهایت با نگاهی به کارکرد اجتماعی و تربیتی این کلامِ ماندگار خاطرنشان میسازد: پیام جاودانه حدیث سلسلهالذهب برای انسان سرگردان امروز، ارائه یک الگوی زیست ایمن در برابر بحرانهای فکری و مکاتب عقیدتی گوناگون است.
امام (ع) با مشروط کردن دژ توحید به پذیرش ولایت، به ما میآموزد که ایمان بدون راهبر الهی، پویایی خود را از دست میدهد و حتی میتواند به ابزاری برای کجفهمی یا سوءاستفاده تبدیل شود؛ بنابراین، رهایی و آرامش حقیقی در حصار توحید، تنها زمانی معنا مییابد که با قطبنمای ولایت همراه شود تا جامعه اسلامی از انحراف در امان بماند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز