به گزارش آستان نیوز، بیست و سومین پیشنشست علمی ششمین کنگره جهانی حضرت رضا (ع)، به همت دبیرخانه این کنگره و با همکاری مجمع عالی حکمت اسلامی، با سخنرانی دکتر مرتضی یوسفیراد، استاد دانشگاه باقرالعلوم (ع) موضوع «حضرت رضا (ع)، فیلسوف سیاسی امامت حق، کرامت، عدالت و سعادت محور» را بهصورت مجازی، تشریح کرد.
یوسفیراد، در این نشست اظهار کرد: بازخوانی منظومه فکری امام رضا (ع) نشان میدهد که امامت را نباید صرفاً یک منصب سیاسی یا موضوعی کلامی تلقی کرد، بلکه امامت در اندیشه رضوی، نظامی معرفتی و وجودی برای تنظیم نسبت انسان، جامعه و حاکمیت است.
وی افزود: روایات، مکاتبات، مناظرات و مواضع کلامی و سیاسی امام رضا (ع)، امکان استخراج فلسفهای منسجم از امامت را فراهم میکند که چهار مفهوم حق، کرامت، عدالت و سعادت، ارکان بنیادین آن را تشکیل میدهند.
این پژوهشگر حوزه فلسفه سیاسی با اشاره به شرایط تاریخی عصر امام رضا (ع) گفت: آن حضرت در دورهای میزیستند که جهان اسلام با چالشهای گسترده معرفتی، کلامی، فلسفی و سیاسی روبهرو بود؛ ترجمه آثار یونانی، گسترش مناظرات میان ادیان، حضور مکاتب فکری گوناگون و بحرانهای خلافت عباسی، فضای پیچیدهای را پدید آورده بود.
وی ادامه داد: امام رضا (ع) در چنین شرایطی، باتکیهبر عقلانیت وحیانی، گفتوگوی استدلالی و تبیین فلسفی آموزههای اسلامی، به مسائل زمانه پاسخ دادند و مبانی توحید، انسان، جامعه و سیاست را بازتعریف کردند.
یوسفیراد بیان کرد: فیلسوف سیاسی کسی است که مسائل جامعه و حاکمیت را در چارچوب یک منظومه فکری منسجم تحلیل کند و برای اداره جامعه و تأمین مصالح عمومی، راهحل عقلانی ارائه دهد. با این تعریف، امام رضا (ع) را میتوان برخوردار از حکمت نظری و عملی و دارای یک منظومه سیاسی و اجتماعی دانست.
وی حق را نخستین رکن فلسفه امامت رضوی برشمرد و گفت: در اندیشه امام رضا (ع)، حق مفهومی قراردادی و تابع قدرت نیست، بلکه ریشه در ساختار هستی دارد و معیار تشخیص صدق، عدالت و مشروعیت است.
این استاد حوزه فلسفه سیاسی افزود: مشروعیت امام و هر نظام سیاسی، به پیوند آن با حق وابسته است. هرگاه قدرت از حق فاصله بگیرد، مشروعیت خود را از دست میدهد؛ ازاینرو، امامت در نگاه رضوی بر شایستگی حقیقی استوار است؛ نه تصرف در قدرت.
وی با اشاره به موضع امام رضا (ع) در برابر پیشنهاد مأمون گفت: استدلال آن حضرت نشان میدهد که خلافت، اگر حق مأمون بود، واگذاری آن به دیگری معنا نداشت و اگر حق او نبود، اساساً اختیار بخشیدن آن را نداشت. این مواجهه، تقدم حق بر قدرت را آشکار میکند.
یوسفیراد کرامت را دومین رکن این منظومه دانست و اظهار کرد: انسان در اندیشه رضوی، دارای کرامتی ذاتی و برخوردار از استعداد رشد عقلانی و الهی است. وظیفه امام (ع) نیز سلطه بر انسانها نیست، بلکه هدایت، تربیت و فراهمکردن زمینه شکوفایی این ظرفیتهاست.
وی با اشاره به روایتی درباره فردی از اهل ذمه که بر اثر فقر میخواست فرزند خود را واگذار کند، افزود: امام رضا (ع) چنین انسانی را آزاد و غیر قابل خریدوفروش دانستند. این روایت نشان میدهد که کرامت انسان در نگاه رضوی به دین، قومیت یا موقعیت اجتماعی او محدود نیست.
این پژوهشگر ادامه داد: امام (ع) در نسبت با مردم، حاکمی دور از جامعه نیست، بلکه به تعبیر روایات، پدری مهربان، برادری دلسوز، مادری نیکرفتار و پناه مردم در پیشامدهای دشوار است.
وی عدالت را سومین رکن فلسفه امامت رضوی معرفی کرد و گفت: در اندیشه امام رضا (ع)، حکومت بدون عدالت از مشروعیت برخوردار نیست و عدالت تنها یک فضیلت فردی یا شعار سیاسی نیست، بلکه باید در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تحقق یابد.
یوسفیراد افزود: امام عادل باید پاکدامن، حکیم، مهربان، راستگو، بخشنده و درستکار باشد. طرح چنین ویژگیهایی در عصر خلافت عباسی، به طور ضمنی نقدی جدی بر نظام قدرت و شیوه حکمرانی آن دوره به شمار میآمد.
وی تصریح کرد: عدالت در این نگاه، ضامن رفع تبعیض، توزیع منصفانه فرصتها، تأمین امنیت و حفظ تعادل اجتماعی است و بدون عدالت اخلاقی، عدالت سیاسی نیز پایدار نخواهد ماند.
سخنران این نشست، سعادت را چهارمین رکن منظومه رضوی دانست و اظهار کرد: سعادت در اندیشه امام رضا (ع)، نتیجه پیوند معرفت، اخلاق و عمل و غایت نهایی آن، قرب الهی است.
وی با اشاره به پیام امام رضا (ع) به حضرت عبدالعظیم حسنی افزود: راستگویی، امانتداری، پرهیز از جدال بیهوده، صلهرحم و تقویت رابطه دوستانه میان مردم، از مسیرهای تقرب به خداوند و دستیابی به زندگی سعادتمندانه است.
یوسفیراد در پایان گفت: فلسفه امامت در اندیشه رضوی، مجموعهای پراکنده از توصیههای اخلاقی نیست، بلکه چارچوبی منسجم برای انسانشناسی، اخلاق، سیاست و تمدنسازی است و میتواند برای بازخوانی جایگاه امامت در جهان معاصر مورداستفاده قرار گیرد.
------ مهلا دانشمند
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز