کد خبر : ۷۱۲۵۲۸
۱۷:۱۷

۱۴۰۵/۰۵/۲۱
روز‌های پایانی ماه صفر و حضور زائران در مواکب مشهد

اینجا خانه زائران امام رضا (ع) است

اینجا خانه زائران امام رضا (ع) است
بعضی مهمان‌ها را نمی‌شود فقط مهمان صدا زد. وقتی چند روز در راه بوده‌اند، وقتی کیلومتر‌ها جاده را به شوق یک گنبد طلایی پشت سر گذاشته‌اند، رسیدنشان دیگر فقط رسیدن به یک شهر نیست؛ آنها آمده‌اند تا به امامشان برسند.

این روز‌ها مشهد دوباره منتظر است؛ منتظر قدم‌هایی که از شهر‌های دور و نزدیک می‌آیند، با پا‌های خسته، چمدان‌های در دست و دل‌هایی که انگار زودتر از خودشان به حرم رسیده‌اند.

در دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع)، پیش از آنکه زائران برسند، همه چیز آماده شده است. ریسه‌های سیاه و سرخ در گوشه‌گوشه محوطه دیده می‌شود، موکب‌ها برپا شده‌اند، رده‌ها مرتب شده و محل‌های استراحت برای مسافرانی که قرار است چند شب مهمان این خانه باشند، آماده است.

این چند روز، راهرو‌های دانشگاه شاهد رفت‌وآمد مسافرانی است که از شهر‌های دور آمده‌اند و قرار است خستگی راه را همین‌جا از تن بیرون کنند؛ جایی که هر کلاس، هر گوشه حیاط و هر فضای آماده‌شده، بخشی از مسیر زیارت آنها شده است.

از دورترین شهر‌ها تا یک مقصد

بیش از هزار و ۳۰۰ زائر که از نقاط مختلف کشور خودشان را به مشهد رسانده‌اند؛ از استان‌های شمالی تا یزد و کرمان و از شهر‌های جنوبی تا سیستان و بلوچستان. چهار شبانه‌روز قرار است این دانشگاه میزبانشان باشد؛ از دوشنبه بعدازظهر تا جمعه ظهر.

یکی چمدانش را گوشه‌ای می‌گذارد و نفسی تازه می‌کند. مادری دست کودک خسته‌اش را گرفته و دنبال محل اسکان می‌گردد. چند کودک، خستگی راه را فراموش کرده‌اند و در محوطه مشغول بازی‌اند. اینجا حالا بیشتر از آنکه شبیه یک محیط دانشگاهی باشد، به خانه‌ای بزرگ می‌ماند که مهمانانش یکی‌یکی از راه می‌رسند.

یکی از زائران تازه‌رسیده و هنوز چمدانش را زمین نگذاشته است. خستگی سفر در چهره‌اش پیداست، اما شوق رسیدن به مشهد بیشتر از آن است که خستگی به چشم بیاید. کنارش می‌ایستم و از راهی که آمده می‌پرسم. از شهرش می‌گوید و از چند روزی که در مسیر بوده؛ از جاده‌ای طولانی که حالا به مشهد رسیده است.

از او می‌پرسم: بعد از این‌همه راه، الان اولین کاری که میخواید بکنید چیه؟ لبخندی می‌زند و بی‌درنگ جواب می‌دهد: حرم... فقط می‌خوام برم حرم.

شاید همین چند کلمه، تمام قصه این مسافران باشد؛ راه طولانی است، اما مقصد آن‌قدر عزیز است که خستگی، جایی در میان راه جا می‌ماند. شاید برای همین است که این‌همه آدم، خستگی راه را به جان می‌خرند؛ برای چند لحظه ایستادن روبه‌روی پنجره فولاد، برای سلامی که بعد از روز‌ها انتظار بالاخره گفته می‌شود و برای دیداری که تمام این مسیر به شوق آن، طی شده است.

میزبانی فقط یک جای خواب نیست

برای چنین جمعیتی، همه چیز از قبل پیش‌بینی شده است. پذیرش زائران انجام می‌شود، مشخصات ثبت می‌شود و کارت تردد در اختیار آنها قرار می‌گیرد تا اقامتشان بانظم و آرامش همراه باشد، اما میزبانی اینجا فقط به فراهم‌کردن جایی برای خواب خلاصه نمی‌شود.

صبحانه، ناهار و شام آماده است و میان‌وعده، چای و شربت نیز در اختیار زائران قرار می‌گیرد. گوشه‌ای از حیاط، صدای جوش‌آمدن آب و برخورد استکان‌ها شنیده می‌شود. خادمی چای می‌ریزد و زائری که ساعت‌ها در راه بوده، استکان را در دست می‌گیرد؛ جرعه‌ای برای رفع خستگی و لبخندی برای تشکر.

گاهی یک استکان چای، ساده‌ترین شکل خوشامدگویی است.

در کنار پذیرایی، نماز جماعت، مراسم مذهبی و عزاداری شبانه، برنامه‌های فرهنگی و مشاوره‌ای نیز برای زائران تدارک‌دیده‌شده است. قرار است در روز شهادت، کاروان زائران از دانشگاه راهی حرم مطهر رضوی شود؛ تا مسیری که از شهر‌های دور آغاز شده، سرانجام به صحن و سرای امام رضا (ع) برسد.

سهم کودکان از این سفر

در میان این‌همه رفت‌وآمد، کودکان هم سهم خودشان را از سفر دارند. گوشه‌ای از دانشگاه به «حسینیه کودک» اختصاص پیدا کرده است. صفحه‌های بازی روی زمین پهن شده و بچه‌ها میان رنگ‌ها و نقش‌ها سرگرم‌اند. کودکی بازی می‌کند، دیگری کنار مادرش نشسته و آن یکی با چشم‌های خسته، جمعیت را تماشا می‌کند.

شاید برای بزرگ‌تر‌ها این سفر، روز‌های زیارت و عزاداری باشد؛ اما برای این کودکان، همین چند روز، همین بازی‌ها و همین شب‌هایی که در کنار خانواده می‌گذرانند، بعد‌ها بخشی از خاطراتشان از مشهد خواهد شد.

کمی آن‌طرف‌تر، پزشکی مشغول رسیدگی به یکی از زائران است. عده‌ای در پذیرش‌اند، گروهی محل اسکان را مرتب می‌کنند و خادمی دیگر به دنبال کاری است که هنوز انجام نشده. هرکس گوشه‌ای از این میزبانی را گرفته است؛ بی‌آنکه لازم باشد کسی بگوید وظیفه‌اش چیست.

شاید برای بزرگ‌تر‌ها این سفر، روز‌های زیارت و عزاداری باشد؛ اما برای این کودکان، همین چند روز، همین بازی‌ها و همین شب‌هایی که در کنار خانواده می‌گذرانند، بعد‌ها بخشی از خاطراتشان از مشهد خواهد شد.

با امامم عهد می‌بندم در میان این همه رفت‌وآمد، روی یکی از دیوار‌ها جمله‌ای چشم را می‌گیرد: با امامم عهد می‌بندم.

بنری بزرگ که حالا با نوشته‌های زائران و خادمان پر شده است. هرکس چیزی نوشته؛ یک دعا، چند کلمه، یا عهدی که شاید فقط خودش و امامش معنای آن را بدانند.

نوشته‌ها کنار هم نشسته‌اند؛ مثل دل‌هایی که از شهر‌های مختلف آمده‌اند، اما مقصدشان یکی است. شاید فردا که این زائران راهی حرم شوند، کسی نداند چه کسی چه جمله‌ای روی این بنر نوشته است؛ اما رد دست‌هایشان می‌ماند، یادگاری از روز‌هایی که برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد آمده بودند.

وقتی همه برای یک زائر پای کارند

این میزبانی فقط کار یک مجموعه نیست. استادان، کارکنان، دانشجویان، دانش‌آموختگان و خیرین، هرکدام سهمی از آن را بر عهده گرفته‌اند. یکی وقتش را آورده، دیگری توانش را و آن یکی بخشی از امکاناتش را.

برای چند روز، عنوان‌ها چندان مهم نیستند. مهم این است که زائری از راه رسیده و کاری برای انجام‌دادن وجود دارد.

آفتاب که پایین می‌رود، رفت‌وآمد همچنان ادامه دارد. زائری تازه از راه می‌رسد، چمدانی گوشه حیاط قرار می‌گیرد و کودکی دست مادرش را می‌گیرد و از میان جمعیت عبور می‌کند. چراغ‌ها یکی‌یکی روشن می‌شوند و دانشگاه برای شبی دیگر از میزبانی آماده می‌شود.

شب که برسد، شاید فضای دانشگاه آرام‌تر شود؛ اما چراغ خدمت خاموش نمی‌شود. هنوز کسی باید شام را آماده کند، کسی باید محل استراحت را مرتب نگه دارد و کسی باید حواسش به زائری باشد که شاید دیرتر از بقیه برسد.

چند روز دیگر، چمدان‌ها بسته می‌شوند. کلاس‌ها دوباره به محل درس برمی‌گردند، موکب‌ها جمع می‌شوند و حیاط دانشگاه به روز‌های معمول خودش بازمی‌گردد.

اما این چند شب، دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع) برای بیش از هزار و ۳۰۰ زائر، فقط محل اقامت نیست؛ بخشی از مسیر زیارتی است که از شهر‌های دور آغاز شده و قرار است به حرم امام رضا (ع) ختم شود.

خانه‌ای موقت برای مسافرانی که آمده‌اند در روز‌های رحلت پیامبر اکرم (ص)، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و شهادت امام رضا (ع)، خودشان را به حرم برسانند.

شاید فاصله دانشگاه تا حرم چند کیلومتر باشد، اما برای زائری که خسته ازراه‌رسیده، دستی که چمدانش را می‌گیرد، استکانی چای که به دستش می‌رسد و لبخندی که به استقبالش می‌آید، می‌تواند بخشی از همان زیارتی باشد که برایش این‌همه راه آمده است.

زیارت گاهی از همان‌جایی شروع می‌شود که کسی برای زائر، قدمی برمی‌دارد. اینجا همه آمده‌اند تا زائر به مقصد برسد؛ و مقصد همه، یک جاست؛ حرم امام رضا (ع).

 

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها