به گزارش آستان نیوز، نشست علمی «نقش نسخهشناسی در تصحیح متون» دوشنبه ۲۶ مردادماه با ارائه حجتالاسلاموالمسلمین ابوالفضل حافظیان، نسخهشناس و فهرستنگار و دبیری دکتر حسین لطیفی، پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، در تالار نمایشگاه دائمی این بنیاد برگزار شد.
لطیفی در ابتدای این نشست با بیان اینکه شناخت نسخههای خطی هم برای نسخهشناس و هم برای محقق اهمیت دارد، افزود: نسخهشناس باهدف تشخیص اصالت نسخه و شناخت صحیح آن بر پایه اصول و فنون نسخهشناسی به سراغ اثر میرود؛ اما برای پژوهشگر علوم اسلامی، نسخه خطی علاوه بر این، یکی از منابع اساسی در فرایند تصحیح و احیای متون و همچنین تحقیقات حوزه علوم عقلی و نقلی به شمار میآید.
وی با تأکید بر ضرورت مراجعه مستقیم پژوهشگران به منابع خطی اظهار کرد: بخش قابلتوجهی از منابع موردنیاز مطالعات تاریخی و معارفی همچنان بهصورت نسخه خطی در کتابخانههای مختلف جهان نگهداری میشود، درحالیکه در بسیاری از تحلیلهای تاریخی، پژوهشگران به منابع دستدوم یا باواسطه مراجعه میکنند. در این زمینه، پژوهشگران غربی و مستشرقان در بهرهگیری مستقیم از نسخههای خطی در برخی حوزهها پیشتر حرکت کردهاند.
این نسخهپژوهی با اشاره به کمرنگ بودن مراجعه مستقیم به نسخههای خطی در برخی حوزههای علمی، از جمله مطالعات تاریخ فلسفه اسلامی، تصریح کرد: برای انجام پژوهشهای بنیادی در حوزههای مختلف دانش اسلامی، نمیتوان از این بخش مهم از میراث مکتوب چشم پوشید؛ ازاینرو، بهرهگیری از متون خطی در مطالعات معارفی و تاریخی یک ضرورت پژوهشی است.
حافظیان در ادامه نشست، نسخهشناسی را اساس و پایه تصحیح متون دانست و گفت: بدون نسخهشناسی صحیح و عمیق نمیتوان به تصحیحی درست و قابلاعتماد از یک متن دستیافت.
وی نسخهشناسی توصیفی، نسخهشناسی تاریخی و نسخهشناسی تطبیقی را سه مرحله اصلی این فرایند برشمرد و افزود: در مرحله توصیفی، محقق ابتدا باید نسخههای موجود از اثری را که برای تصحیح انتخاب کرده است، شناسایی کند؛ از جمله اینکه بداند اثر دارای نسخهای منحصربهفرد است یا نسخههای متعددی از آن وجود دارد و این نسخهها در چه مراکزی نگهداری میشوند.
این نسخهشناس با اشاره به تغییر شرایط دسترسی به نسخههای خطی اظهار کرد: شناسایی نسخهها درگذشته به دلیل چاپنشدن بسیاری از فهرستها، نبود نمایههای مناسب و در دسترس نبودن پایگاههای اطلاعاتی دشوار بود؛ اما امروز امکانات بیشتری برای شناسایی و دسترسی پژوهشگران به نسخههای موجود در کتابخانههای مختلف فراهم شده است.
حافظیان درباره مرحله نسخهشناسی تاریخی نیز گفت: پس از شناسایی نسخهها باید آنها را از نظر تاریخی بررسی کرد و از نسخههای کهنتر تا متأخرتر مرتب ساخت. در صورت وجود نسخهای به خط مؤلف، فرایند تصحیح از پشتوانه مهمی برخوردار خواهد بود و پس از آن نیز نسخههای نزدیکتر به روزگار مؤلف، به طور معمول در اولویت قرار میگیرند.
وی درعینحال، قدمت را تنها معیار اعتبار یک نسخه ندانست و افزود: گاهی نسخهای که در دورهای متأخر کتابت شده، به دلیل استنساخ از نسخهای کهن یا مقابله با چند نسخه قدیمی، از نسخهای که تاریخ کتابت آن قدیمیتر است، اعتبار بیشتری دارد.
حافظیان در نمونهای از اهمیت بررسی دقیق نسخهها به نسخههای خطی نهجالبلاغه اشاره کرد و گفت: تا کنون حدود ۷۰۰ نسخه خطی از نهجالبلاغه شناسایی شده است و شمار قابلتوجهی از نسخههای باقیمانده این اثر نیز کهن هستند.
وی با اشاره به یکی از نسخههای نهجالبلاغه در کتابخانه مجلس توضیح داد که معرفی مختصر یک نسخه در فهرست، لزوماً نشاندهنده اهمیت واقعی آن نیست و بررسی تفصیلی همان نسخه نشان داده است که کاتب آن از شاگردان شهید اول بوده و نسخه از جایگاه مهمی در میان نسخههای نهجالبلاغه برخوردار است.
این نسخهپژوه، محل کتابت را از دیگر اطلاعات مؤثر در شناخت نسخه دانست و گفت: مصحح باید بداند نسخه در چه منطقهای کتابت شده است، زیرا نسخههای یک متن که در مناطق مختلف نوشته شدهاند، ممکن است در برخی ساختهای زبانی، واژگان یا ویژگیهای گویشی تفاوت داشته باشند.
حافظیان افزود: بیتوجهی به این تفاوتها ممکن است سبب شود پژوهشگر دو صورت متفاوت از یک متن را بهاشتباه دو اثر مستقل تلقی کند؛ درحالیکه تفاوت موجود به محیط و محل کتابت نسخه بازمیگردد.
وی درباره نسخهشناسی تطبیقی نیز بیان کرد: پس از شناسایی و ارزیابی تاریخی نسخهها، باید نسخههای برگزیده با یکدیگر مقایسه شوند تا اعتبار آنها در مواضع حساس متن مشخص و نسخه مناسب برای مبنای تصحیح انتخاب شود.
حافظیان ادامه داد: در این مرحله، نسخهای که از نظر اعتبار به متن مؤلف نزدیکتر تشخیص داده شود، میتواند نسخه اساس قرار گیرد و نسخههای معتبر دیگر نیز برای ثبت اختلافات و نسخهبدلها مورداستفاده قرار گیرند.
وی درعینحال، بر ضرورت پرهیز از اعتماد مطلق به نسخه تأکید کرد و گفت: مصحح باید درباره واژهها و عبارتهای موجود در متن پرسشگر باشد و آنها را از نظر تناسب با سیاق، اصطلاحات آن علم، زبان مؤلف و احتمال اشتباه کاتب بررسی کند.
این نسخهشناس، شناخت سیر تاریخی علوم را نیز از پیشنیازهای تحقیق در متون دانست و اظهار کرد: محقق هنگام بررسی انتساب یک اثر به مؤلف باید توجه کند که مسائل مطرحشده در متن با مباحث رایج در دوره تاریخی آن مؤلف سازگاری دارد یا خیر.
حافظیان با اشاره به اینکه علوم مختلف در طول زمان تحول پیدا کرده و مسائل تازهای به آنها افزوده شده است، افزود: بررسی همین سیر تاریخی میتواند در تشخیص زمان تألیف یک متن و ارزیابی صحت یا نادرستی انتساب آن به یک مؤلف نقش داشته باشد.
وی همچنین تأکید کرد که پژوهشگر باید با زبان علمی و شیوه بیان مؤلفی که اثر به او نسبتدادهشده است، آشنا باشد تا بتواند در کنار شواهد نسخهشناختی، درباره اصالت و انتساب متن بادقت بیشتری داوری کند.
حافظیان در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه فهرستنگاری و نسخهپژوهی یکسان نیستند، گفت: هدف از فهرستنگاری نباید صرفاً تهیه فهرستی از نسخههای موجود در یک کتابخانه باشد، بلکه باید اطلاعاتی از نسخه استخراج شود که پژوهشگران را به شناخت ارزش علمی، تاریخی و محتوایی آن برساند.
وی با ذکر نمونههایی از مواجهه با نسخههایی که در فهرستها بهصورت مختصر معرفی شده بودند، افزود: بررسی دقیق متن، راویان، منابع مورداستفاده، تاریخ تقریبی تألیف و دیگر شواهد نسخهشناختی گاه میتواند ابعاد ناشناخته یک اثر را آشکار کند؛ اطلاعاتی که در صورت فهرستنگاری ناقص ممکن است برای سالها از نگاه محققان پنهان بماند.
این نسخهپژوه، فهرستنگاران را واسطه میان مخازن نسخههای خطی و پژوهشگران میراث مکتوب دانست و تصریح کرد: فهرستنگار در برابر اثری که در اختیار او قرار گرفته و همچنین در برابر پژوهشگرانی که بعدها به آن فهرست مراجعه میکنند، مسئولیت دارد و باید ویژگیهای مهم نسخه را تاحدامکان منعکس کند.
حافظیان در پایان بر ضرورت تسهیل دسترسی پژوهشگران به فهرستهای نسخههای خطی تأکید کرد و گفت: فهرستهایی که با صرف وقت و هزینه تهیه و منتشر میشوند، زمانی کارکرد پژوهشی خود را بهدرستی پیدا میکنند که در دسترس محققان قرار گیرند و امکان مطالعه و مقایسه نسخهها را برای آنان فراهم کنند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز