حاج سعید حدادیان، مداح مطرح کشور، در آستانه اربعین قائد شهید، از همین زاویه به این مناسبت نگاه میکند؛ اربعینی که به اعتقاد او، هم میتواند یادآور یک شهادت و هم بستری برای تداوم یک حرکت باشد.
اگر اربعین را فقط در فاصله زمانی میان شهادت و چهلم خلاصه کنیم، بخش مهمی از معنای آن را نادیده گرفتهایم. اربعین در سنت شیعی، فرصتی برای بازگشت به یک واقعه و پرسش از پیام آن است؛ اینکه شهید برای چه هدفی ایستاد و جامعه پس از او چه نسبتی با آن آرمان، برقرار میکند.
تهران، قم، جمکران، مشهد، نجف و کربلا، هر یک شاهد حضور مردمی بودند که برای ادای احترام به شهید و همراهی با یک جریان معنوی و اجتماعی در این مراسمها حضور یافتند.
در این میان، حضور در نجف و کربلا معنای دیگری نیز پیدا میکند؛ گویی پیکر شهید پس از سالها مجاهدت، در امتداد همان راهی قرار میگیرد که از کربلا آغاز شده است. برای جامعهای که شهادت را بخشی از هویت تاریخی و دینی خود میداند، چنین حضوری صرفاً یک اجتماع انسانی نیست؛ بازخوانی یک پیوند تاریخی است.
۱۹ دی ۱۳۵۶ در قم، ۲۹ بهمن در تبریز و سلسله مراسمهای چهلم پس از آن، زنجیرهای از سوگواریهای مردمی را شکل داد که هر بار، یاد شهدای مرحله پیشین را زنده میکرد و در همان حال، زمینهای برای شکلگیری حرکت بعدی، فراهم میآورد.
اگر درباره یکی از فنون مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی پرسیده شود، پاسخ «اربعین» است؛ چراکه در آن روزها، چهلم شهدا تنها مراسمی برای سوگواری نبود، بلکه به بستری برای استمرار یک حرکت اجتماعی تبدیل شد.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که در فرهنگ شیعی، «یاد کردن» میتواند مقدمه «حرکت کردن» باشد. شهید از صحنه جامعه حذف نمیشود؛ بلکه یاد او در آیینهایی مانند اربعین، دوباره به متن جامعه بازمیگردد و اینجاست که مراسم، از یک اتفاق مناسبتی فاصله میگیرد و به یک ظرفیت فرهنگی، تبدیل میشود.
اما روایت یک راه، تنها در اجتماعات بزرگ و مراسمهای عمومی اتفاق نمیافتد. گاهی یک پیام در میان جمعیتهای انبوه شنیده میشود و گاهی در خلوت سحرگاهی، در صدای دعاخوانی که زائر را به مناجات دعوت میکند.
در نگاه نخست ممکن است ارتباط مستقیمی با موضوع اربعین نداشته باشد؛ اما در حقیقت، هر دو به یک مسئله بازمیگردند: چگونه یک معنا را زنده نگه داریم و به نسل بعد منتقل کنیم؟
مناجاتخوانی صرفاً یک هنر صوتی نیست. صدای دعاخوان، در فضای حرم مطهر رضوی، بخشی از تجربه معنوی زائر است و به همین دلیل، کیفیت اجرا، انتخاب محتوا، لحن و مهمتر از همه، برخورداری از پشتوانه معرفتی و اخلاقی، در اثرگذاری آن، نقش دارد.
«تقوا» از اصول اساسی این عرصه است. این تأکید از آن جهت اهمیت دارد که روایتگری دینی، پیش از آنکه به ابزار و تکنیک وابسته باشد، به شخصیت و باور روایتگر، وابسته است.
مداح، دعاخوان و مناجاتخوان، تنها شعر نمیخواند و دعا اجرا نمیکند؛ او در حال شکل دادن به بخشی از تجربه معنوی مخاطب است. بنابراین، آنچه از زبان او شنیده میشود باید بتواند میان احساس و معرفت، پیوند برقرار کند.
امروز نیز بخش مهمی از اشعار و نوحههای حماسی که در مجالس مذهبی خوانده میشود، بر مفاهیمی همچون امید، استقامت و مقاومت تأکید دارد. این ظرفیت، اگر با معرفت و دقت همراه شود، میتواند مناسبتهای مذهبی را از یک برنامه صرفاً آیینی به فرصتی برای تبیین مفاهیم دینی و اجتماعی، تبدیل کند.
اربعین قائد شهید، در نهایت، یک فرصت است؛ فرصتی برای اینکه جامعه دوباره به پیام شهادت گوش دهد و از خود بپرسد این پیام قرار است در زندگی امروز، چه اثری داشته باشد.
تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که چهلم شهدا میتواند به یک حرکت اجتماعی تبدیل شود و تجربه امروز نیز نشان میدهد که آیینهای مذهبی همچنان ظرفیت بالایی برای انتقال پیامهای دینی و فرهنگی دارند. از اجتماع بزرگ اربعین تا مناجات سحرگاهی در حرم مطهر رضوی، آنچه اهمیت دارد، زنده ماندن معناست.
در این میان، مسئولیت مداحان و دعاخوانان نیز تنها به اجرای یک برنامه محدود نمیشود. آنان بخشی از زنجیره روایتاند؛ زنجیرهای که باید خاطره شهید را به معرفت، معرفت را به احساس مسئولیت و احساس مسئولیت را به ادامه راه، پیوند بزند.
شاید معنای عمیق اربعین نیز همین باشد؛ شهید میرود، اما راه او با روایت درست، معرفت و حضور مردم ادامه پیدا میکند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز