امشب دلهای عاشقان و شیفتگان اهلبیت (ع) در میان اندوه و امید در نوسان است؛ از سویی داغ شهادت مظلومانه یازدهمین اختر تابناک ولایت، آقا امام حسن عسکری (ع) بر جانمان سنگینی میکند و از سوی دیگر، جان و جهان مان به نور آغاز امامت و ولایت قطب عالم امکان، فخر زمان، امان مردمان و اعلیحضرت دوران، حضرت صاحبالعصر والزمان (عج) روشن و امیدبخش میشود. این نقطه عطف تاریخی سرآغاز دورانی شگرف است که ایمان و معرفت شیعیان در بوته آزمونی سخت قرار میگیرد. به همین مناسبت و برای درک عمیقتر آموزههای مهدوی و ایمن ماندن از آفتهای این دوران، پای سخنان ارزشمند فقیه نواندیش، آیتالله سید مجتبی نورمفیدی، رئیس پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر نشستهایم تا معنای واقعی انتظار و راه نجات از سرگردانی در عصر غیبت را جویا شویم:
در روایات ما برای عصر غیبت تعابیر ویژهای به کار رفته است. یکی از برجستهترین این تعابیر «حیرت» است. چرا معصومین (ع) و بهویژه امام حسن عسکری (ع) بر این مفهوم دست گذاشتهاند؟
دوران غیبت، دوران آزمونی بس پیچیده است. «حیرت» در لغت و معارف دینی به معنای سرگردانی، گمگشتگی و بازنواختن راه درست از انحراف است؛ درست مانند انسانی که بر سر یک دوراهی سرگردان شده و مسیر راست را بازنمیشناسد. پیامبر اکرم (ص) و تمامی ائمه (ع) تا شخص امام حسن عسکری (ع) بارها نسبت به فرا رسیدن چنین دورانی هشدار دادهاند. برای نمونه، رسول گرامی اسلام (ص) فرمودهاند: «تَکُونُ لَهُ غَیْبَةٌ وَ حَیْرَةٌ تَضِلُّ فِیهَا الْأُمَمُ» (کشف الغمة، ج ۲، ص ۵۲۱)؛ برای او غیبتی است و حیرتی که امتها در این دوران گمراه میشوند.
همچنین امام حسن عسکری (ع) در روایتی درباره فرزندشان فرمودند: «أَلَا إِنَّ لَهُ غَیْبَةً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَ یَکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ» (کمالالدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۰۹)؛ آگاه باشید که همانا برای او غیبتی است که جاهلان در آن دچار حیرت میشوند، اهل باطل هلاک میگردند و کسانی که وقت تعیین میکنند، دروغ میگویند. این هشدارهای پیاپی نشان میدهد که غیبت صرفاً یک جدایی ظاهری نیست، بلکه زمینهساز لغزشهای عمیق فکری و عقیدتی است.
این سرگردانی و حیرتی که معصومین (ع) از آن یاد کردهاند، آیا در تاریخ امتهای گذشته نیز نمونهای داشته است یا اختصاص به امت اسلام دارد؟
طبق سنتهای الهی، اتفاقات امتهای پیشین در این امت نیز تکرار میشود. پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند: «کَائِنٌ فِی أُمَّتِی مَا کَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ» (کفایة الاثر، ص ۱۵)؛ هرآنچه در بنیاسرائیل بود، گامبهگام و موبهمو در این امت نیز وجود خواهد داشت. یکی از روشنترین نمونهها، غیبت حضرت موسی (ع) بود. او برای دریافت الواح تورات، ۳۰ روز از قومش فاصله گرفت و با اضافه شدن ۱۰ روز الهی، غیبتش به ۴۰ روز رسید. در همین ۱۰ روز، مردم دچار حیرت و انحراف شدند. سامری از این حیرت سوءاستفاده کرد و گوسالهای ساخت و مردم را به پرستش آن فراخواند. گوساله سامری در واقع رمز سخنان جذاب، فریبنده و انحرافات فکری بود که به جای حقیقت، خدای بدلی به مردم ارائه داد. در عصر غیبت امام زمان (عج) نیز سامریهای زمان با ارائه مهدی بدلی و برداشتهای انحرافی، درصدد سرگردان کردن شیعیان هستند. امیرالمؤمنین (ع) نیز پس از جنگ بصره، وقتی حسن بصری را در حال یادداشتبرداری دیدند، فرمودند: «أَلَا إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ سَامِرِیّاً وَ هَذَا سَامِرِیُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ» (الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۷۱)؛ آگاه باشید هر قومی سامری دارد و این شخص سامری این امت است، چراکه مطالب را از ما میگرفت و با هوای نفس خویش تفسیر میکرد.
پس گوساله سامری نمادی از انحرافات فکری در زمان غیبت رهبر الهی است. حال سوال اینجاست که چه عواملی در عصر غیبت امام زمان (عج) زمینهساز بروز این حیرت و انحراف در میان شیعیان میشود؟
نخستین و مهمترین عامل حیرت، ناآگاهی یا آگاهی ناقص نسبت به امام زمان (عج) است. وقتی شناخت ما از امام زمان (عج) سطحی و ناقص باشد، بهراحتی دچار اشتباه میشویم. امام زمان (عج) واسطه فیض الهی، ناظر بر اعمال و همچون پدری مهربان برای جامعه هستند. امام رضا (ع) در توصیف زیبای امام میفرمایند: «الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِیرِ وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِی النَّائِبَةِ» (الکافی، ج ۱، ص ۲۰۰)؛ امام همدمی سازگار، پدری مهربان، برادری دلسوز، مادری مهربان نسبت به کودک
خردسال و پناه بندگان در پیشامدهای بزرگ است. اگر ما چنین معرفت شناختی و عاطفی عمیقی به حضرت نداشته باشیم، در شناخت جایگاه ایشان دچار حیرت میشویم. ناآگاهی باعث میشود که افراد نتوانند میان حجت واقعی خدا و مدعیان دروغین تمایز قائل شوند.
اشاره فرمودید که ناآگاهی زمینهساز حیرت است. یکی دیگر از مفاهیمی که متاسفانه گاه دچار تحریف یا برداشت نادرست شده، خود مقوله «انتظار» است. برداشتهای انحرافی از انتظار چگونه باعث حیرت شیعیان میشود؟
یکی از مظاهر حیرت، بدفهمی از مسئله انتظار فرج است. برخی گمان میکنند انتظار یعنی دست روی دست گذاشتن تا دنیا پر از ظلم شود. این افراد به ظاهر برخی روایات نگریستهاند؛ مانند روایتی از امام باقر (ع) که میفرماید: «کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ» (نعمانی، الغیبة، ص ۱۱۵). در حالی که منظور روایت، نفی حکومت اسلامی یا مبارزه با ظلم نیست، بلکه مبارزه با مدعیان دروغین مهدویت است که پیش از قیام قائم، پرچم مهدویت به نام خود برمیافرازند.
گونه دیگر برداشت سطحی، این است که تصور کنیم انتظار یعنی فقط شمشیر یا تیری کنار بگذاریم و منتظر بمانیم! در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «لِیُعِدَّنَّ أَحَدُکُمْ لِخُرُوجِ الْقَائِمِ وَ لَوْ سَهْماً» (نعمانی، الغیبة، ص ۳۲۰)؛ میبایست هر یک از شما برای خروج قائم، هر چند به اندازه یک تیر مهیا کنید؛ و نیز از امام کاظم (ع) نقل شده که داشتن مرکب منتظرانه، «یَغِیظُ بِهَا عَدُوَّنَا» (کلینی، الکافی، ج ۶، ص ۵۳۵) موجب خشم دشمنان ما میشود.
اتکا به ظاهر بدون درک روح روایت، اشتباه است. آماده کردن یک تیر به تنهایی خطری برای دشمن ندارد؛ روح این روایات یعنی مجهز شدن به توانمندیهای علمی، اخلاقی، عملی و دفاعی بهگونهای که موجب هراس و خشم دشمنان دین شود. انتظار، یک حالت پویا و آمادگی همهجانبه است، نه انفعال و بیعملی.
در کنار برداشت غلط از انتظار، مسئله عجله و شتابزدگی و تعیین وقت برای ظهور (توقیت) نیز از ابتلاهای بزرگ جامعه شیعی بوده است. اهلبیت (ع) با این موضوع چگونه برخورد کردهاند؟
شتابزدگی و تعیین وقت برای ظهور، از دامهای بسیار خطرناک حیرت است؛ زیرا عجله در امر ظهور، انسان را از مسیر بندگی خارج میسازد. امام صادق (ع) در اینباره میفرمایند: «إِنَّمَا هَلَکَ النَّاسُ مِنِ اسْتِعْجَالِهِمْ لِهَذَا الْأَمْرِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَعْجَلُ لِعَجَلَةِ الْعِبَادِ» (الکافی، ج ۱، ص ۳۶۹)؛ مردم به سبب عجله در این امر هلاک شدند. خدا به خاطر عجله مردم شتاب نمیکند.
همچنین تعیین وقت برای ظهور قطعاً انحراف است. امام صادق (ع) خطاب به محمد بن مسلم فرمودند: «یَا مُحَمَّدُ مَنْ أَخْبَرَکَ عَنَّا تَوْقِیتاً فَلَا تَهَابَنَّ أَنْ تُکَذِّبَهُ فَإِنَّا لَا نُوَقِّتُ لِأَحَدٍ وَقْتاً» (الغیبة نعمانی، ص ۲۸۹)؛ای محمد، هر کس از طرف ما وقتی را برای ظهور معین کرد، بدون درنگ تکذیبش کن؛ زیرا ما اهلبیت (ع) برای هیچکس وقت ظهور را تعیین نکردهایم.
رسول خدا (ص) نیز ظهور را به برپایی قیامت تشبیه کرده و فرمودهاند: «مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ الَّتِی لَا یُجَلِّیهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ لَا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً» (کمالالدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۷۳)؛ ظهور او مانند قیامت است که، چون زمانش برسد آشکار میشود. بار رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است و جز به ناگهان بر شما فرود نمیآید.
ظهور امری ناگهانی است؛ از این رو تطبیقهای عجولانه نشانهها بر مصادیق خاص و وقتگذاری، موجب شک و در نهایت انکار میشود. نادیده گرفتن همین هشدارها و خوشبینی بیجا به ادعاهای انحرافی امثال شیخ احمد احساییها و سید کاظم رشتیها در طول تاریخ، باعث پیدایش انحرافات عمیقی شده است. امروز نیز متأسفانه برخی جریانهای مدعی مهدویت در منطقه از همین حیرت و ناآگاهی سوءاستفاده میکنند. وظیفه قطعی شیعیان بر اساس دستور صریح اهلبیت (ع)، تکذیب قاطعانه این وقتگذاریها و ادعاهای دروغین است.
در پایان، برای منتظرانی که در شب آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) میخواهند پیمان خود را تازه کنند، چه توصیهای دارید؟
شامگاه شهادت امام عسکری (ع) و سحرگاه امامت حضرت ولیعصر (عج)، فرصت تجدید پیمان با امامی است که حاضر، ناظر و واسطه فیض الهی است. تنها راه رهایی از حیرت عصر غیبت، کسب معرفت عمیق، پرهیز از شتابزدگی و تعمیق تقوا و اخلاق اسلامی است تا در زمره منتظران واقعی جای گیریم؛ همانگونه که امیرالمؤمنین (ع) فرمودهاند: «وَ الْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنَا کَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» (کمالالدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۴۵)؛ منتظر امر (و فرج) ما، مثل کسی است که در راه خدا در خون خود غلتیده باشد.
منتظر واقعی کسی است که دچار حیرت، گمگشتگی و سرگردانی در امر مهدویت نباشد و با خودسازی و جامعهسازی، زمینهساز ظهور نورانی حضرت حجت (عج) شود.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز