کد خبر : ۷۱۳۴۶۱
۱۹:۰۳

۱۴۰۵/۰۶/۱۶

جامعه امروز به «سواد فهم گوهر دین» نیاز دارد

جامعه امروز به «سواد فهم گوهر دین» نیاز دارد
یادداشت| هشتم سپتامبر، برابر با ۱۷ شهریور و روز جهانی سوادآموزی، فرصتی برای بازاندیشی در معنای «سواد» است؛ مفهومی که امروز دیگر به توانایی خواندن و نوشتن محدود نمی‌شود و در حوزه دین نیز نیازمند عبور از ظاهر متون و رسیدن به فهم معنا و غایت است.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمدمهدی کمالی، عضو هیئت‌علمی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی و نویسنده و پژوهشگر برگزیده سال خراسان رضوی، در یادداشتی به‌ضرورت دستیابی جامعه امروز به «سواد فهم گوهر دین»، پرداخته است.

در ادامه، مشروح این یادداشت را می‌خوانید:

آینده هر تمدنی در گرو سواد مردم آن است. روزگاری سواد، به معنای خواندن و نوشتن بود و سواد دینی نیز غالباً در روخوانی و روان‌خوانی متون دینی خلاصه می‌شد. در این نگاه، معیار سواد قرآنی، توانایی تلاوت بدون غلط بود؛ اما چنین تعریفی، دین را به متنی تقلیل می‌دهد که باید آن را «درست خواند»، نه پیامی که باید آن را «درست فهمید».

تفاوت این دو رویکرد، همان تفاوت میان سواد خواندن و سواد فهمیدن است. امروز که خواندن و نوشتن دیگر یک امتیاز ویژه محسوب نمی‌شود، پرسش از «سواد دینی» نیز معنایی تازه یافته است.

در عصر ارتباطات، کتاب‌های دینی، تفاسیر، ترجمه‌های قرآن و حدیث و انبوهی از محتوای دینی در فضای مجازی در دسترس همگان قرار گرفته است؛ بااین‌همه، گویی تشنگی عمیق‌تری وجود دارد؛ تشنگی برای فهمیدن آنچه می‌خوانیم.

جامعه امروز با پدیده‌ای روبه‌روست که نه لزوماً از کمبود اطلاعات، بلکه از بحران فهم سرچشمه می‌گیرد. برخی باوجود آشنایی با ظواهر دین، رغبت چندانی به آن نشان نمی‌دهند؛ زیرا گاه دین را مجموعه‌ای از محدودیت‌ها تصور می‌کنند که آمده است آزادی و لذت را از انسان بگیرد. حال آنکه دین، نه برای محروم‌کردن انسان از لذت، بلکه برای نشان‌دادن لذتی برتر و بازگرداندن کرامت انسان آمده است.

دین؛ نه محدودیت بلکه تعالی

آورنده این دین، پیامبری اُمّی بود؛ پیامبری که به‌ظاهر سواد الفبایی نداشت، اما عمیق‌ترین و کامل‌ترین فهم از حقیقت دین از آنِ او بود. همین مسئله ما را به بازتعریف «سواد دینی» فرامی‌خواند.

سواد دینی راستین، تنها سواد خواندن خطوط و عبارات نیست؛ بلکه توانایی فهم گوهر و حقیقت دین است. گوهری که در ورای همه دستورات و احکام می‌درخشد و آن، «معرفت خداوند» و «عشق به او» ست.

روایت مشهور «هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ» و تفسیر «لِیَعْبُدُونِ» به «لِیَعْرِفُونِ» در آیه شریفه «وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدونِ» (ذاریات/۵۶)، هر دو ما را متوجه این حقیقت می‌کنند که غایت نهایی دین، شناخت خداوند و عاشقانه زیستن در حریم اوست.

دین آمده است انسان سرگشته و غرق در غفلت را به اصل خویش بازگرداند؛ همان حقیقتی که قرآن کریم می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الإِنسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلیٰ رَبِّکَ کَدحًا فَمُلاقیهِ» (انشقاق/۶)؛‌ای انسان، تو با تلاش و رنج به‌سوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی کرد.

سه ساحت دین؛ اعتقادات، اخلاق و احکام

دین اسلام را می‌توان به درختی تناور تشبیه کرد که سه ساحت اصلی دارد. نخست اعتقادات و در رأس آن توحید که ریشه باور انسان را در عمق جان او استوار می‌کند. دوم اخلاق که میوه آن باورهاست و انسان را به صفات الهی می‌آراید؛ و سوم احکام که شاخ‌وبرگ این درخت را تشکیل می‌دهد.

احکام هرچند گاهی در ظاهر، محدودیت‌هایی برای خواسته‌های انسان ایجاد می‌کنند، در حقیقت مرز‌هایی برای صیانت از کرامت او هستند. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَقَد کَرَّمنا بَنی آدَمَ» (اسراء/۷۰)؛ ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.

همین کرامت، خط قرمزی است که دین برای برخی لذت‌های انسان ترسیم می‌کند تا او از مقام انسانیت به ورطه حیوانیت سقوط نکند. انسان که از سوی خداوند شایسته خطاب و تکلیف دانسته شده است، نمی‌تواند هر آنچه نفس طلب می‌کند بی‌درنگ اجابت کند.

دین نمی‌گوید لذت نبر؛ بلکه می‌گوید: «لذت برتر را بشناس»؛ لذتی که در برابر آن، بسیاری از لذت‌های زودگذر جسمانی رنگ می‌بازند.

راه فهم گوهر دین؛ نقل، عقل و دل.

اما چگونه می‌توان از ظاهر دین عبور کرد و به فهم گوهر آن رسید؟ برای این شناخت، سه سرچشمه معرفتی پیش روی انسان قرار دارد.

نخست «نقل»؛ یعنی آیات قرآن و روایات معصومان (ع) که سرچشمه اصیل دین‌شناسی‌اند و هر فهمی از دین باید به این منابع بازگردد.

دوم «عقل» است؛ ابزاری که بدون آن، مواجهه با نقل می‌تواند به برداشتی سطحی یا حتی متناقض منجر شود. عقل به انسان کمک می‌کند از ورای الفاظ به مقاصد و غایات الهی راه یابد.

سوم «دل» است؛ جایی که اوج فهم دینی در آن تجلی پیدا می‌کند. دلی پاک و صیقل یافته که با مجاهدت و انس باخدا، از ظاهر عبور می‌کند و با حقیقت روبه‌رو می‌شود.

چه‌بسا کسانی که سواد خواندن و نوشتن چندانی ندارند، اما به برکت صفای دل و انس با معنویت، حقیقت دین را عمیق‌تر از بسیاری از تحصیل‌کردگان درک کرده‌اند. در مقابل، ممکن است کسی در علوم گوناگون به‌مراتب بالایی رسیده باشد؛ اما از این گوهر بی‌بهره مانده باشد.

سواد دینی راستین، حاصل همراهی همین سه ساحت است؛ نقلی که باعقل فهم می‌شود و دلی که حقیقت آن را درمی‌یابد.

دین در دو افق فردی و اجتماعی

گوهر واحد معرفت و عشق، در دو افق فردی و اجتماعی ظهور پیدا می‌کند. در زندگی فردی، دین با عبادات و احکام، انسان را به ضیافت الهی فرامی‌خواند و با دستورات اخلاقی، روح او را به صبر، صدق، تواضع و دیگر فضایل می‌آراید.

در عرصه اجتماعی نیز احکام معاملات، عقود، ایقاعات و روابط اجتماعی، برای سامان‌دادن به زیست جمعی و شکل‌گیری جامعه‌ای عادلانه و پاکیزه طراحی شده‌اند.

اما سواد دینی اصیل آن است که انسان در هر دو حوزه، در ظاهر حکم متوقف نماند و غایت آن را نیز دریابد؛ بداند که هر حکم، نشانه‌ای از حقیقتی بزرگ‌تر و هر امرونهی، مسیری برای تعالی انسان است.

از فهم دین تا زیستن با دین

اگر مردم بدانند که ریشه دستورات الهی، خیرخواهی و محبت خداوند به انسان و غایت آنها تعالی خود اوست، نگاهشان به دین نیز تغییر خواهد کرد.

قرآن کریم می‌فرماید: «یُحِبُّهُم وَیُحِبّونَهُ» (مائده/۵۴)؛ خداوند آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند. پیش از آنکه انسان عاشق خداوند شود، این محبت الهی است که او را دربرگرفته است.

در چنین نگاهی، عبادات و احکام دیگر باری سنگین بر دوش انسان نیستند، بلکه پلی برای رسیدن به «خودِ برتر» و قرب محبوب عالم خواهند بود.

البته سواد گوهر دین اگر به زندگی انسان راه پیدا نکند، همچون درختی بی میوه خواهد بود. فهم دین، برای خودِ فهم نیست؛ مقدمه‌ای برای عمل است. دین تنها کتابی برای خواندن یا حتی فهمیدن نیست؛ کتابی است که باید با آن زندگی کرد.

کسی که به گوهر دین دست‌یافته باشد، نمی‌تواند در برابر نیاز‌های جامعه، ستم، فقر و تنهایی دیگران بی‌تفاوت بماند. فهم دینی حقیقی، انسان را به مسئولیت اجتماعی و اخلاقی فرامی‌خواند و از او انسانی متعهد، عادل و مهربان می‌سازد.

ازاین‌رو، سواد دینی مطلوب برای جامعه امروز، سوادی است که از خواندن متون دینی به فهم گوهر دین برسد؛ از شناخت ظواهر به شناخت غایت و از دانش صرف به زندگی سرشار از معنا و عمل صالح.

جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین سوادی نیاز دارد؛ سوادی که نه در گرو سواد الفبایی است و نه در انحصار عالمان دینی. همان سوادی که با همراهی نقل، عقل و دل و با مقصد معرفت و عشق الهی شکل می‌گیرد.

وقتی این سواد در جامعه ریشه بدواند، انسان دیگر به «خواندن دین» قناعت نمی‌کند؛ آن را در رگ‌های زندگی خود جاری می‌سازد و از دل آن، تمدنی پدید می‌آورد که غایتش قرب الهی است؛ همان حقیقتی که انسان تشنه امروز، در میان همه سرگشتگی‌هایش، همچنان در جست‌وجوی آن است.

 

 


گزارش خطا

برچسب ها: یادداشت دین اسلام
ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها