کد خبر : ۷۱۴۱۱۳
۱۴:۲۶

۱۴۰۵/۰۷/۰۴
‏بازخوانی علمی اتهامات تاریخی پیرامون مختار ثقفی به مناسبت سالروز قیام در آینه تاریخ تشیع

پایمردی بر مدار ولایت؛ غبارروبی از سیمای منتقم کربلا

پایمردی بر مدار ولایت؛ غبارروبی از سیمای منتقم کربلا
یادداشت| ‏تقویم تاریخ، امروز را با طنین یکی از سرنوشت‌سازترین خیزش‌های علوی پس از فاجعه جان‌سوز عاشورا رقم زده است؛ سال روز قیام مختار بن ابی‌عبیده ثقفی در دارالاماره کوفه که با طنین شعار «یا لثارات الحسین (ع)» به خون‌خواهی سبط پیامبر (ص)، برخاست.

در منظومه معارف مکتب اهل‌بیت (ع) و به‌ویژه در امتداد سیره تبیینی عالم آل محمد (ع)، حضرت امام رضا (ع)، احیای امر ولایت همواره با زدودن غبار تحریف از چهره یاران مخلص و راویان صادق پیوند خورده است. نهضت مختار اگرچه مرهمی بر قلوب شکسته آل‌الله نهاد و طاغوت‌های زمان را به سزای اعمال ننگینشان رساند، اما دست‌های پنهان دستگاه جعل و تزویر اموی و زبیری سال‌ها کوشید تا سیمای این حرکت الهی را با اتهاماتی، چون قدرت‌طلبی و انحراف عقیدتی بیالاید؛ شبهاتی که واکاوی آنها ضرورتی دینی در مسیر دفاع از میراث مظلومان تاریخ است.

برای فهم عمیق این رخداد و واکاوی ریشه‌های تهمت‌نگاری در منابع کهن، یادداشت زیر را از دکتر هادی وکیلی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد در این مورد، بخوانید.

غلبه قلم و درم بر حقیقت؛ بازتولید چهره‌ای مکار از مختار

در تمامی مکتوبات تاریخی، فارغ از نگاه دوست و دشمن؛ مختار همواره به عنوان یکی از شیعیان اهل‌بیت (ع) شناخته شده است. خیزش او حرکتی آشکار بر ضد حاکمیت امویان، افزون‌خواهی زبیریان و ساختار اشرافیت عربی و تسننی بود؛ همان جریانی که با بازتولید ارزش‌های جاهلی، به مشروعیت‌بخشی برای حاکمان ظالم، فاسد و غاصب دست می‌زد. مختار با پیروزی در کوفه، حکومتی بنا نهاد که حامی فرودستان و مستضعفان بود و بر پایه باور‌ها و آرمان‌های شیعی اداره می‌شد.

حال پرسش اساسی اینجاست: اگر چنین حکومتی شکست بخورد، فرمانده آن به شهادت برسد و زمام قدرت، سیاست، قلم و درم بار دیگر به چنگ جریان‌های زخم‌خورده و اشرافیت انتقام‌جو بیفتد، پس از آن چه تصویری از مختار و انگیزه قیامش بر اوراق تاریخ ثبت خواهد شد؟ خروجی تاریخ‌نگاری مسلط، چهره‌ای شد قدرت‌طلب، کذاب، حیله‌گر، فرصت‌طلب و سیاستمداری مکار که از همه‌کس و همه‌چیز در راستای دستیابی به مقاصد شخصی خود بهره‌برداری می‌کند؛ سیمای تحریف‌شده‌ای که بر اثر بازنویسی‌های غیرتحلیلی و غیراجتهادی از منابع کهن، حتی به پژوهش‌های روزگار ما نیز راه یافته است؛ هرچند پاک و کاملاً بی‌خطا دانستن مختار و حرکت او نیز ادعایی علمی و سنجیده نخواهد بود.

شصت سال تخریب سازمان‌یافته و روشنگری امام باقر (ع)

پس از شهادت مختار، انحصار تبلیغاتی و جو فکری و فرهنگی حداقل به مدت شصت سال در ید قدرت امویان، زبیریان و اشرافیت عرب باقی ماند. این بازه زمانی طولانی، آکنده از توهین، هتک حرمت و برچسب‌زنی بر این سردار شد؛ تهمت‌هایی که با گذشت ایام چنان در اذهان رخنه کرد که حتی بخشی از پیروان و شیعیان نیز او را فردی کذاب و بدمذهب پنداشتند و بر زبان خویش دشنام و لعن او را جاری ساختند. این فضاسازی شوم کار را بدان‌جا رساند که امام محمد باقر (ع) در اوج دوران مخاطره و خفقان تقیه، شخصاً وارد میدان شدند و برای زدودن این شبهه اعلام کردند: «مختار را دشنام ندهید، زیرا او قاتلان ما را کشت».

اگر تک‌تک دعاوی مطرح‌شده علیه مختار، نظیر دروغ‌گویی، ادعای مهدویت برای محمد بن حنفیه، یا پایه‌گذاری فرقه کیسانیه؛ در بستری از فضای شکل‌گیری و انگیزه‌های نقل اخبار مورد سنجش و داوری منصفانه قرار گیرد، روشن خواهد شد که او در عمده این اتهام‌های سنگین، ساحت پاکی دارد و تبرئه می‌شود.

اتهام کذب نبوت و تأویل واهی کلام مسجع

از روشن‌ترین مصادیق اتهام‌تراشی، نسبت دادن «ادعای پیامبری و نبوت» به مختار است. این مدعا افزون بر کتب عامه، حتی در روایتی از بحارالانوار به نقل از امام سجاد (ع) بازتاب یافته که متضمن لعن اوست بر این پایه که «بر خدا و بر ما دروغ بست، زیرا گمان می‌کرد به او وحی می‌شود»؛ در حالی که در این حدیث (که گویا نخستین بار در المحتضر حسن بن سلیمان در قرن هشتم آمده و در منابع متقدم دیده نمی‌شود) و دیگر متون شیعی ابداً روشن نشده که مختار چه زمان و چگونه چنین ادعایی را بر زبان آورده است. شگفت آنکه در آثار اهل سنت برای اثبات این مدعا استدلالی آورده‌اند که پرده از حقیقت برمی‌دارد: آنان نمونه‌هایی از خطبه‌ها و نامه‌های او را گواه آورده و مدعی شده‌اند که او به سبک قرآن و مسجع سخن می‌گوید.

با این وجود، در تمامی عبارات بازمانده از مختار، نه ادعای پیامبری به چشم می‌خورد و نه سخنی از نزول جبرئیل در میان است. حتی شگفت‌آورتر آنکه در همان خطب، او به‌شدت بر مسلمانی خود، یارانش و بر وعده نصرت الهی برای مسلمانان پافشاری می‌کند. حال باید پرسید آیا از این متون، پایبندی به اسلام آشکار می‌گردد یا ادعای نبوت؟ و آیا هرکس بیانی فصیح، زیبا و مسجع داشت، مدعی پیوند با عالم وحی است؟

نقد سندی روایات مذمت و هدف قرار دادن کل تشیع

ریشه‌یابی این اتهامات نشان می‌دهد که منشأ تمامی آنها منابع متقدم تسنن، چون «طبقات» ابن‌سعد، «المسند» احمد بن حنبل، «الامامة و السیاسة» منسوب به ابن‌قتیبه و «انساب‌الاشراف» بلاذری است؛ اخباری که به‌تدریج به آثار بینابینی، چون تاریخ طبری و مروج‌الذهب مسعودی سرایت یافت و در کتب متأخر ماندگار شد. در ساحت بررسی‌های رجالی و حدیثی شیعه، تحقیقات دقیق فقیهانی، چون مرحوم آیت‌الله خویی اثبات کرده روایاتی که در نکوهش مختار نقل شده، از حیث اسناد دارای ضعف اساسی بوده یا به لحاظ دلالت و متن مبتلا به اشکال‌های روشن است؛ حتی پاره‌ای از منقولات بحارالانوار نیز از این قاعده مستثنا نیست و نیازمند نقادی سندی است.

در پایان، طرح یک پرسش بنیادین پرده از مقاصد پشت‌پرده برمی‌دارد: آیا می‌توان پذیرفت در کانون اصلی تشیع یعنی عراق و کوفه، اکثریت شیعیان با کسی پیمان وفاداری بسته و تا پای جان کشته شده باشند که مدعی نبوت بوده است؟ سازندگان این اتهام پیش از آنکه تنها در پی تخریب مختار باشند، خیمه تشیع را نشانه گرفته بودند تا پیروان اهل‌بیت (ع) را در تاریخ به انحراف در شریعت و کفر به خاتمیت پیامبر اکرم (ص)، متهم سازند.

 

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها