امروز این بنیاد، ستاد راهبری شبکهای از مدارس امام رضا (ع) است، اما مناسبت چهلسالگی بهانهای است برای دیدن چیزی عمیقتر، اینکه آیا مدرسه میتواند از نقش انتقالدهنده محفوظات عبور کند و به کارگاهی برای تمرین زندگی واقعی تبدیل شود؟
مسئله از اینجا آغاز میشود که بسیاری از نهادهای آموزشی هنوز در مدار کنکور و رتبه میچرخند. دانشآموز یاد میگیرد، امتحان میدهد و بعد از مدرسه رها میشود.
بنیاد فرهنگی رضوی از ابتدا این مدار را کافی ندانست و فلسفه وجودیاش بر تربیت تمام ساحتی استوار است؛ یعنی پرورش هم زمان ابعاد علمی، مهارتی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و معنوی.
مسئولان این بنیاد معتقدند، نظام آموزشی باید کسی را تحویل جامعه بدهد که بتواند در محیط اطراف خود تغییر مثبت ایجاد کند و پس از فارغالتحصیلی باری از دوش خود و دیگران بردارد نه اینکه صرفاً مصرفکننده امکانات باشد. این نگاه، مدرسه را از فضای منفعل به فضای فعال تبدیل میکند.
نخستین واحد آموزشی شبکه در قلعه ساختمان مشهد، منطقهای کمتر برخوردار که امروز شهرک شهید رجایی نام دارد، راهاندازی شد. امروز شبکه به شانزده واحد به همراه پژوهشسرای دانشآموزی و کانون زبان رسیده و عمدتاً در مشهد و چناران مستقر است.
مجموع دانشآموزان نزدیک به ۷ هزار نفر است؛ حدود ۲۰۰ نفر در پیشدبستانی، ۲۵۰۰ نفر در ابتدایی، ۲۱۰۰ نفر در متوسطه اول و همین تعداد، در متوسطه دوم.
در بخش دختران، ۷ مرکز آموزشی از پیشدبستانی تا متوسطه دوم بیش از ۲۲ هزار و پانصد مترمربع فضای آموزشی را پوشش میدهند، ۸۰۰ نیروی اجرایی و بیش از ۵۰۰ معلم و مربی را به خدمت گرفتهاند و حدود ۲۵۰۰ دانشآموز دختر را میزبانی میکنند.
این اعداد نشان میدهند، عدالت آموزشی اینجا به معنای پایین آوردن استاندارد نیست؛ بلکه به معنای بالابردن استاندارد به جایی است که معمولاً فراموش میشود.
دانشآموزان این مدارس، فقط یادگیرنده نیستند. آنها در المپیادهای علمی، جشنواره نوجوان خوارزمی و آزمونهای استعدادهای درخشان حضوری پررنگ دارند و بارها به مراحل استانی و کشوری راه یافتهاند.
در حوزه قرآن و عترت، تنها در یک سال، بیش از ۲۵۵ رتبه ممتاز و منتخب در سطوح ناحیه، استان و کشور، کسب کردهاند.
اما وجه دیگری هم هست که تصویر را کامل میکند؛ بازارچههای کارآفرینی.
سومین دوره بازارچه تکنیک، هنر، تکاپو با حضور ۳۰۰ دانشآموز دختر و پسر از ۱۱ واحد، در فضایی حدود ۱۲۰ مترمربع و با ۲۸ غرفه برگزار شد و فروش آن به حدود ۲۳۰ میلیون تومان، رسید.
این بازارچه فرصتی عملی است برای لمس چرخه تولید تا عرضه، مدیریت منابع مالی و مهارتهای ارتباطی.
بنیاد میخواهد تولیدات دانشآموزی بهتدریج به سمت محصولات فرهنگی و معرفتی مناسب برای زائران حرم مطهر هدایت، تا پیوندی میان مدرسه و فضای زیارتی، برقرار شود.
فعالیتهای معنوی نیز لایه دیگری از همین تربیت تمامساحتیاند. جشن تکلیف دختران کلاس سومی با حضور خانوادهها برگزار میشود و دانشآموزان با پوشش سپید و انجام وضو، ورود خود به سن عبادت را تجربه میکنند.
در ماه رمضان محافل انس با قرآن، پویش زندگی با آیهها و اطعام نیازمندان، جزو برنامههای ثابت است.
در دهه آخر صفر و مناسبتهای مذهبی، دانشآموزان در قالب خادمیاری، اجرای سرودهای حماسی و مدیحهسرایی در حرم مطهر حضور پیدا میکنند و گاهی، ساعات زیادی روی صحنه اجرا میمانند.
این تجربهها اگر فقط در مناسبتها بمانند سطحیاند؛ وقتی به مهارت و کنش اجتماعی گره میخورند، بخشی از هویت روزمره میشوند.
اینجا یک چرخش فکری لازم است. مسئله فقط تربیت دانشآموز موفق یا حتی متدین نیست. مسئله این است که نهاد آموزشی چگونه میتواند از نقش مصرفکننده هویت به نقش تولیدکننده هویت عبور کند.
مرکز مشاوره تحصیلی و تربیتی بنیاد، از مهرماه سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ با بستههای متعدد فعال شده و آزمونهای روانشناختی، جلسات مشاوره و پیگیری مستمر تا کنکور را، پوشش میدهد.
رویداد سالانه «معنا»، صدها معلم، مربی و معاون پرورشی را گرد هم میآورد تا چالشهای واقعی مسیر مربیگری را بررسی کنند.
همکاری با دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع) در محورهایی مانند رباتیک، تربیتمعلم و کارورزی دانشجویان، لایه دیگری از این شبکه را میسازد.
زیرساخت ورزشی هم بخشی از همان نگاه است؛ زمینهای چمن مصنوعی، سالنهای چندمنظوره، برنامههای تخصصی شنا و ژیمناستیک و المپیادهای درون مدرسهای.
اگر از این زاویه نگاه کنیم، بنیاد فرهنگی رضوی در حال آزمودن مدلی است که آموزش را از محفوظات صرف خارج میکند و آن را به فرآیندی زنده، مهارتی و مرتبط با زندگی واقعی تبدیل میکند.
دانشآموزی که در بازارچه کارآفرینی فروش میکند، همان دانشآموزی است که در حرم خادمیاری میکند و در المپیاد علمی رتبه میآورد.
این سه تجربه اگر از هم جدا بمانند، سه فعالیت جداگانهاند؛ اگر به هم وصل شوند، انسانی میسازند که هم میداند، هم میتواند و هم میخواهد، تغییر ایجاد کند.
۴۰سالگی این بنیاد، فرصتی است برای پرسیدن اینکه آیا این مدل قابلیت گسترش دارد یا نه؟ آیا مدارس دیگر میتوانند بخشی از همین منطق را وام بگیرند بدون آنکه هویت خود را از دست بدهند؟ آیا پیوند میان مهارت، معنویت و عدالت آموزشی میتواند از محدوده یک شبکه خاص فراتر برود و به تصور عمومی جامعه از مدرسه شکل بدهد؟
پاسخ این پرسشها دیگر فقط به بنیاد فرهنگی رضوی مربوط نیست، به تصوری ارتباط دارد که ما از تربیت نسل بعدی داریم و مسئولیتی که برای آن، میپذیریم.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز