به گزارش آستاننیوز، نشست علمی افق فقاهت ۲ با موضوع نقش ارتکاز در فهم حدیث با ارائه حجتالاسلاموالمسلمین دکتر دلبری، استاد خارج فقه و اصول حوزه خراسان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، از برنامههای مدرسه و مرکز فقهی امام علی بن موسیالرضا (ع) برگزار شد و در آن، جایگاه قرائن و زمینههای ذهنی راوی در فهم دقیقتر نصوص روایی و استنباط احکام فقهی مورد بررسی قرار گرفت.
دکتر دلبری در این نشست با تأکید بر اینکه فهم حدیث تنها به قواعد لفظی و اصولی محدود نمیشود، اظهار کرد: در فرآیند استنباط، ظهورات مبتنی بر قرائن اهمیت اساسی دارند و قواعدی همچون ظهور صیغه امر در وجوب، در شرایطی کاربرد دارند که قرینهای برخلاف آن وجود نداشته باشد؛ بنابراین با وجود قرینه، این قرینه است که در تعیین مراد گوینده نقش اصلی را ایفا میکند.
وی در ادامه، «ارتکاز» را یکی از عناصر مهم در فرآیند فهم حدیث دانست و توضیح داد: ارتکاز نوعی ادراک ناخودآگاه، مفروغعنه و باور اجمالی و تهنشینشده در ذهن است که میتواند منشأ عقلی، عرفی یا شرعی داشته باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگرچه ارتکاز در بسیاری از استدلالهای فقهی و فتاوای فقها بهصورت عملی مورد استفاده قرار گرفته است، در مباحث نظری علم اصول، کمتر بهصورت مستقل به آن پرداخته شده و همین مسئله ضرورت توجه بیشتر به کارکردهای آن در فهم نصوص را نشان میدهد.
وی با بیان اینکه بسیاری از پیشفرضهای ذهنی در هنگام سخن گفتن به زبان آورده نمیشوند، گفت: گاهی یک مطلب برای گوینده و مخاطب آنقدر بدیهی و مفروض است که نیازی به تصریح ندارد؛ از این رو، برای فهم صحیح یک روایت باید دید راوی با چه پیشفرضی سؤال کرده و معصوم (ع) در چه فضای ذهنی به آن پاسخ داده است.
دکتر دلبری، توجه به نوع سؤال راوی را یکی از راههای مهم برای کشف فضای صدور روایت دانست و افزود: گاهی پرسش راوی، حاوی یک باور ارتکازی است و همین باور میتواند در فهم پاسخ معصوم (ع) نقش قرینه داشته باشد.
وی با اشاره به نمونهای درباره پوشاندن سر مُحرم در شرایط اضطرار و هجوم حشرات بیان کرد: نوع سؤال راوی میتواند نشان دهد که در ذهن او اصل حرمت پوشاندن سر در حالت عادی مفروض بوده است؛ بنابراین پاسخ معصوم (ع) را نمیتوان جدا از این پیشفرض ذهنی تحلیل کرد.
به گفته وی، در چنین مواردی، توجه به سؤال و فضای ذهنی راوی کمک میکند تا مشخص شود پاسخ معصوم (ع) ناظر به چه مسئلهای بوده و مراد واقعی از روایت چگونه باید فهمیده شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در بخش دیگری از سخنان خود، به تفاوت برخی رویکردهای فقهی در مواجهه با نصوص اشاره کرد و گفت: در رویکرد دلالتشناختی مکتب قم، بهویژه در دیدگاه آیتالله بروجردی، توجه به قرائن، فهم عرفی، فطریات و شرایط تاریخی صدور روایت اهمیت ویژهای دارد؛ در مقابل، در مکتب نجف، با نمونهای مانند مکتب مرحوم میرزای نائینی، تأکید بیشتری بر قواعد اصولی و دقتهای لفظی دیده میشود.
وی افزود: این تفاوت رویکردها در واقع به دو شیوه متفاوت در رسیدن به مراد نص بازمیگردد و توجه به قرائن و فضای صدور روایت میتواند در کنار قواعد اصولی، تصویر دقیقتری از فرآیند فهم حدیث ارائه کند.
دکتر دلبری با تبیین کارکردهای گسترده ارتکاز در دانش فقه و حدیث اظهار کرد: ارتکاز تنها در فهم ابتدایی روایت اثرگذار نیست، بلکه میتواند در شکلگیری ظهور، تعیین مراد جدی گوینده و حتی رفع تعارض میان نصوص نیز نقش داشته باشد.
وی ادامه داد: ارتکاز در برخی موارد بهعنوان یک «قرینه لبّی متصل» میتواند دامنه یک حکم را تضییق یا توسعه دهد؛ یعنی با توجه به یک باور مسلم و مفروض در فضای عرفی یا شرعی، محدودهای که از ظاهر اولیه یک روایت فهمیده میشود، تغییر کند.
این استاد درس خارج فقه و اصول همچنین با اشاره به دیدگاه برخی فقها درباره نقش ارتکاز در ارزیابی روایات، بیان کرد: در برخی مبانی فقهی، ارتکاز حتی میتواند در جبران ضعف سند روایت نیز مورد توجه قرار گیرد؛ موضوعی که نشاندهنده گستره اثرگذاری قرائن غیرلفظی در فرآیند استنباط است.
فهم حدیث؛ فراتر از ظاهر واژهها بر اساس مباحث مطرح شده در این نشست، فهم دقیق حدیث نیازمند توجه همزمان به متن، قرائن، فضای صدور روایت و پیشفرضهای ذهنی راوی است؛ چراکه گاه معنای واقعی یک روایت نه صرفاً در واژههای آن، بلکه در پرسش راوی، فضای عرفی حاکم بر گفتوگو و ارتکاز مشترک میان گوینده و مخاطب آشکار میشود.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز