حجتالاسلام والمسلمین حسن سلامی، استاد و پژوهشگر علوم دینی، در یادداشت زیر با تبیین ابعاد اجتماعی و معرفتی سیره رضوی، به این پرسش میپردازد که چگونه میتوان با تکیه بر معارف امام رضا (ع)، از آشفتگی شناختی عبور کرد و امید و اعتماد را در جامعه زنده نگه داشت:
جنگهای روزگار ما دیگر تنها با غرش توپخانه و تصرف خاک تعریف نمیشوند. لایه عمیقتر و موریانه وارتر، این نبرد، که این روزها جامعه ما را آماج هجوم قرار داده، جنگ شناختی است؛ هجومی نامرئی که ابزارش محاصره اقتصادی، تحریف رسانهای و انفجار اخبار نا امیدکننده است، اما خاکریز اصلیاش ذهن، امید و اعتماد عمومی مردم است. هدف اصلی در چنین نبردی، ویران کردن مأمنهای آرامش و ایجاد حس بیپناهی و بیافقی در میان یک ملت است تا جامعه پیش از تسلیم نظامی، از درون دچار فروپاشی عاطفی و ازهمگسیختگی پیوندهای اجتماعی شود. در میان امواج متلاطم از تردید، اضطراب و اخبار جهتدار، پرسش اساسی این است: کدامین پناهگاه میتواند ملجأ و آرامشبخش پیکرهی جامعه باشد؟ و مهمتر از آن، مفهوم دینی و ملی پناه به امام رضا علیهالسلام، در این معرکه، چه کارکردی برای یک انسان درگیر بحران دارد؟ بزرگترین خطای شناختی در مواجهه با مفهوم پناه، تقلیل آن به پناهگاه انفعالی است یعنی گمان شود پناه بردن به امام رضا علیه السلام، صرفاً فرار از واقعیت، کنارهگیری از میدان، یا تخدیر روحی برای فراموش کردن سختیهاست.
اما در منطق معارف رضوی، پناه یک نسبت معنادار است که به جامعه قدرت ایستادگی، تحلیل درست و تابآوری میبخشد. امام رضا علیه السلام در یکی از دقیقترین تعابیر در توصیف جایگاه امام و ولیّ الهی در آشوبها میفرمایند: «الإِمامُ الأَنیسُ الرَّفیقُ، وَالوالِدُ الشَّفیقُ، وَالأَخُ الشَّقیقُ… وَمَفزَعُ العِبادِ فِی الدّاهِیَةِ النَّآدِ» (امام، همدمی مهربان، پدری دلسوز، برادری همراه… و پناهگاه و دادرس بندگان در هنگامه بلاها و مصیبتهای سخت است.)
تعبیر «الدّاهِیَةِ النَّآدِ» دقیقاً ناظر به امتحانات سنگین، بحرانهای پیچیده و تندبادهای اجتماعی است. پناه بردن به این امام علیه السلام، به معنای متصل شدن به یک تکیهگاه استوار است تا انسان در میانه فشار رسانهای و روانی، کنترل خود را بر واقعیت از دست ندهد.
از طرفی هدف جنگ رسانهای امروز، ساقط کردن قدرت سنجش عقلانی و جایگزین کردن عواطف هیجانی، ترس و زودباوری است. جالب اینجاست که در سیره و فرمایشهای حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام، نخستین ابزار برای پناه بردن از آشفتگی، عقل پرسشگری و دقت در نقل اخبار است.
امام رضا علیه السلام، میفرمایند: «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ» (دوست واقعی هر انسانی عقل اوست و دشمن حقیقی او نادانی و نا آگاهیاش است.)
پناه رضوی، یعنی بازگشت به عقلانیت نقاد، در فضایی که رسانههای دشمن ساعت به ساعت تولید ترس و یأس میکنند، دوست ما آن عقل سنجشگری است که در برابر شایعه مکث میکند، منبع خبر را میسنجد و ذهن خود را بیپناه و بیدروازه در اختیار عملیات روانی قرار نمیدهد.
علاوه بر این، امام در هشداری روشن درباره چگونگی مواجهه با روایتهای تحریفشده و اخبار دستکاریشده میفرمایند: «مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ؛ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ، وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ» (هر کس به گویندهای [با تمام وجود]گوش فرا دهد، او را بندگی کرده است؛ پس اگر آن گوینده از خدا بگوید، او خدا را بندگی کرده و اگر از زبان ابلیس [نفاق، تحقیر و یأس]سخن گوید، ابلیس را بندگی کرده است.)
در جنگ شناختی، گوش سپردن مداوم به بلندگوهایی که رسالتشان القای حس بنبست، فروپاشی و ذلت است، خلع سلاح شناختی انسان است. پناه رضوی یعنی مدیریت ورودیهای ذهن و حفاظت از حقیقت.
همان طور که مقتدای صالح و حکیم ما، آیت الله سیدمجتبی خامنهای (حفظه الله) در یادداشتی خطاب به ملت، فرمودند: «مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانههای تحت حمایت دشمن یا هم سوی با ایشان امری لازم است.»
یکی از دیگر از اهداف محاصره و فشار اقتصادی، ایجاد حس فردگرایی، بیاعتمادی مردم به یکدیگر و جنگ بقاست.
جامعهای که در آن انسانها احساس بیپناهی کنند، دست به انباشت طمعورزانه و بیتفاوتی نسبت به رنج دیگران میزنند. اما سیره رضوی نشان میدهد که پناه معنوی بلافاصله باید به پناه اجتماعی تبدیل شود. پیوند با امام، در عمل یعنی پناهدادن به دیگران. امام رضا علیه السلام در یکی از درخشانترین بیانات اخلاقی-اجتماعی خود، ملاک اصلی زیست مسلمانی در شرایط بحران را چنین توصیف میفرمایند: «لَیْسَ شَیْءٌ مِنَ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدَ الْفَرَائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ» (هیچ عملی نزد خدای متعال بعد از واجبات، برتر از نشاندن شادی و آرامش در دل یک مؤمن نیست.)
در شرایط تحریم و سختی، جامعهای از جنگ شناختی نجات مییابد که پناهگاه بودن را احیا کند: مسئول جامعه همت مضاعف و دلسوزی کند، بازاری به مشتری مدارا کند، همسایه به حال همسایه برسد، و جریانهای مواسات و قرضالحسنه فعال شوند. ملجأیت امام رضا علیه السلام زمانی در خیابان و بازار جاری میشود که مردم مظهر رأفت رضوی نسبت به یکدیگر شوند.
لایه نهایی جنگ روانی دشمن، کشاندن افکار عمومی به سوءظن به آینده، احساس یأس از امکان پیروزی و باور به این است که هیچ گشایشی ممکن نیست. امام رضا علیه السلام درست در برابر این احساس انسداد، بر عنصری تمدنی و روانی تاکید میکنند: حسن ظن به خدا و امید فعال
«أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ بِی، إِنْ خَیْراً فَخَیْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً»
(به خداوند گمان نیک بدار؛ چرا که خدای متعال میفرماید: من نزد گمان بنده باایمان خویشم؛ اگر گمانش نیک باشد، با او نیکی میکنم و اگر گمانش بد و مأیوسانه باشد، همان برایش رقم خواهد خورد.)
جامعهای که در اوج بحران، به تکیهگاه تاریخی، هویتی و معنوی خود پناه میبرد و افق را مسدود نمیبیند، اراده مقاومت و خروج از بحران را پیدا میکند. امام رضا علیهالسلام برای ما مردم ایران تنها یک مضجع نورانی در گوشهای از جغرافیا نیست بلکه ایشان پناهگاه هویت و توازن ملی است.
هنگامی که دشمن هجوم همهجانبه خود را برای تسخیر امید و اعتماد ما ترتیب داده است، تمسک به معارف شمسالشموس به معنای گریز از سختیها نیست؛ بلکه بازیافتن عقلانیت در برابر شایعه، آرامش در برابر هراس، مواسات در برابر فشار معیشتی، و پایداری در برابر بنبستنمایی است. پناه رضوی، نقطه بازآفرینی امید برای ملتی است که تصمیم گرفته در سختترین حوادث نیز، بر پای خود بایستد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز