کد خبر : ۷۱۵۷۲۳
۰۹:۳۵

۱۴۰۵/۰۸/۱۴
دیدار دانشجویان دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع) با جانباز دفاع مقدس

وقتی ایمان، معنای رنج را تغییر می‌دهد؛ روایت سردار باقرزاده و همسرش از جبهه، اسارت و زندگی پس از جانبازی

وقتی ایمان، معنای رنج را تغییر می‌دهد؛ روایت سردار باقرزاده و همسرش از جبهه، اسارت و زندگی پس از جانبازی
روایت زندگی سردار باقرزاده، جانباز دفاع مقدس، تنها به خاطرات جبهه و روز‌های سخت مجروحیت محدود نمی‌شود؛ او از سال‌هایی می‌گوید که پس از جانبازی، تلاش کرده با اتکا به ایمان و اراده، محدودیت‌ها را کنار بزند و زندگی را با همان روحیه ادامه دهد؛ مسیری که همسرش نیز در تمام این سال‌ها همراه او بوده است.

به گزارش آستان‌نیوز، کانون دفاع مقدس بسیج دانشجویی دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع) در برنامه‌ای همراه با هیئت و روضه‌خوانی و با حضور استاد عنابستانی، دیداری با سردار باقرزاده، جانباز دفاع مقدس، و همسرش، برگزار کرد.

در این دیدار، خاطراتی از دوران اسارت و مجروحیت، تجربه زندگی پس از جانبازی و سال‌های همراهی این زوج روایت شد.

صدق رسول‌الله؛ روایتی از مجروحان خیبر در اسارت

سردار باقرزاده در بخشی از سخنانش، خاطره‌ای از دوران اسارت و مواجهه با مجروحان عملیات خیبر تعریف کرد؛ خاطره‌ای که به گفته او، معنای روایتی از پیامبر اکرم (ص) درباره یاران امام حسین (ع) را برایش، روشن کرد.

او، گفت: من در اسارت که بودم، یک روایتی را خواندم از آقا رسول‌الله. بیست بار این روایت را خواندم، نفهمیدم معنایش چیست.

سردار باقرزاده توضیح داد: در آن روایت، از ویژگی یاران امام حسین (ع)، سخن گفته شده بود؛ از جمله اینکه درد شمشیر را احساس نمی‌کنند. تا پیش از دیدن آن صحنه، درک این معنا برایم دشوار بود.

او ادامه داد: بچه‌های مجروح خیبری را که آوردند، ما تقسیم‌بندی کردیم؛ بچه‌های آزاده را که هر کسی وظیفه داشت، دنبال کارش برود برای رسیدگی به این بچه‌های مجروح.

این جانباز دفاع مقدس درباره وضعیت مجروحان گفت: اینها را نمی‌شد ببرند بیمارستان؛ با همان وضعیت از صحنه جنگ آورده بودند مستقیم به اسارتگاه. دست قطع‌شده داشت، پا قطع‌شده داشت، شکم پاره‌شده داشت و مجروحین خیلی بدحال‌تر از این.

به گفته سردار باقرزاده، اسیران با امکانات محدودی که داشتند، تلاش کردند زخم مجروحان را ببندند: بچه‌ها از لباس‌های خودشان و لباس‌های خود بچه‌ها، با همان خون و خاک و چیزی که بود، تکه‌پاره کردن، جلوی زخمشان را گرفتند.

صبح روز بعد، هنگام سرکشی به آنها، سردار با مجروحی روبه‌رو شد که پایش از بالای زانو قطع شده بود و باوجود جراحت شدید، خودش تلاش می‌کرد زخم را ترمیم کند.

او با یادآوری آن لحظه گفت: من که رسیدم، همین‌طور مات و مبهوت ماندم. این دستش را گرفته بود به استخوانش، آورده بود بالا؛ همین‌جوری داشت گوشت‌ها را می‌برید و با این حلبه کار می‌کرد.

سردار باقرزاده ادامه داد: آنجا بود که سه بار گفتم: صدق رسول‌الله، صدق رسول‌الله، صدق رسول‌الله.

وقتی ایمان، معنای رنج را تغییر می‌دهد؛ روایت سردار باقرزاده و همسرش از جبهه، اسارت و زندگی پس از جانبازی

از مجروحیت شدید تا بازگشت به زندگی

سردار باقرزاده در ادامه، از مجروحیت شدید خود در جبهه و روز‌هایی گفت که بار‌ها بیهوش شد و به کما رفت. او نخستین لحظه به‌هوش‌آمدنش را این‌گونه به یاد آورد: بعد از اینکه به هوش آمدم، اولین چیزی که بر زبانم جاری شد، سوره شریفه والعصر بود.

او از شدت جراحات و آسیب‌دیدگی بخش‌های مختلف بدنش گفت و تأکید کرد: با وجود شرایط دشوار جسمی، آنچه در ذهنش اهمیت داشته، رضایت خداوند بوده است: در بدترین شرایطش، تا رسیدیم به الان، من به هیچیز فکر نکردم؛ هیچ در ذهنم نیامده جز رضای خدا.

اما روایت سردار باقرزاده به روز‌های جنگ و بیمارستان ختم نمی‌شود. بخش مهمی از صحبت‌های او به زندگی پس از جانبازی و تلاش برای کنارآمدن با محدودیت‌هایی اختصاص داشت که نابینایی برایش ایجاد کرده بود. او با اشاره به اینکه همچنان بسیاری از کار‌های روزمره را شخصاً انجام می‌دهد، گفت: همان‌طور که حاج‌خانم می‌گویند، الان من خودم هنوز که هنوز هست، احساس نمی‌کنم که نمی‌بینم. به همین خاطر تمام کار‌هایی که یک فرد سالم، چه بتواند چه نتواند، من وارد می‌شوم و انجام می‌دهم.

او از تعمیر وسایل خانه، از جمله پنکه، سماور و وسایل برقی و گازی، به‌عنوان نمونه‌هایی از کار‌هایی یادکرد که خودش انجام می‌دهد. نخ کردن سوزن نیز یکی دیگر از مهارت‌هایی بود که پس از نابینایی و با تمرین یاد گرفته بود تا برای انجام آن منتظر کمک دیگران نماند.

سردار باقرزاده درباره باوری که در این مسیر به آن تکیه کرده است، گفت: یکی از مواردی که ما در جبهه یاد گرفتیم این هست که می‌شود هر غیرممکنی را ممکن ساخت. آنجا هم ثابت کردیم و عمل کردیم.

او در پاسخ به پرسشی درباره شکل‌گیری این روحیه، به دوران نوجوانی اشاره کرد و از تلاش برای غلبه بر ترس‌ها و خواسته‌های زودگذر گفت. به گفته او، یاد خدا و توجه به هدفی فراتر از لذت‌های کوتاه‌مدت، در انتخاب‌های زندگی‌اش نقش داشته است. او این نگاه را چنین توضیح داد: اسلام دنبال لذت برتر است؛ به این لذت‌های کوچولو کاری ندارد.

وقتی ایمان، معنای رنج را تغییر می‌دهد؛ روایت سردار باقرزاده و همسرش از جبهه، اسارت و زندگی پس از جانبازی

مادرم می‌گفت: به پاسدار، دختر نمی‌دهم

همسر سردار باقرزاده نیز در این دیدار از خاطرات آغاز زندگی مشترک و نگرانی خانواده‌اش درباره ازدواج با یک پاسدار، گفت. او با یادآوری مخالفت مادرش، نقل کرد: مادرم می‌گفت به پاسدار دختر نمی‌دهم؛ نگرانی که با این جمله همراه بود: پاسدار ۶ ماه زندگی می‌کند.

او در ادامه، از سال‌های زندگی در کنار جانبازی گفت که باوجود نابینایی، بسیاری از کار‌های شخصی و امور روزمره‌اش را خودش انجام می‌دهد. همسر سردار باقرزاده با فروتنی، سهم خود را در این زندگی کوچک می‌شمرد و از توانایی و استقلال همسرش، سخن گفت.

سردار باقرزاده نیز، در توصیف نگاهش به زندگی مشترک، بر اهمیت عاشقانه زندگی‌کردن تأکید کرد و گفت: اگر آدم در همه امورات عاشقانه زندگی کند، خیلی چیز‌ها برایش راحت‌تر می‌شود؛ تحملش آسان‌تر.

همسر او همچنین از علاقه‌اش به فعالیت‌های بسیج و تجربه شرکت در دوره‌های امدادگری و اسلحه‌شناسی گفت؛ فعالیت‌هایی که بخشی از خاطرات او از سال‌های جوانی و دوران دفاع مقدس را شکل داده است.

این دیدار به همت کانون دفاع مقدس بسیج دانشجویی دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع)، فرصتی برای شنیدن روایت یک زندگی از روز‌های جبهه و اسارت تا سال‌های پس از جانبازی بود؛ زندگی‌ای که در آن، ایمان، تلاش برای حفظ استقلال و همراهی همسر، در کنار هم‌معنای تازه‌ای به ادامه مسیر داده‌اند.

شایان‌ذکر است، پیش از این دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع) در قالب پویش «عهد ماندگار» و با مشارکت کانون‌های فرهنگی و تشکل‌های دانشجویی، برنامه‌هایی برای دیدار با خانواده شهدا و بازخوانی خاطرات آنان برگزار کرده است. از جمله این برنامه‌ها، دیدار اعضای کانون مهدویت، کانون زیارت رضوی و انجمن علمی علوم ورزشی دانشگاه با خانواده شهید ورزشکار علی‌اصغر حسینی محراب بود که هم‌زمان با هفته تربیت‌بدنی برگزار شد و طی آن، خواهر و برادر شهید از فعالیت‌های ورزشی، مبارزات انقلابی، مسئولیت‌های نظامی و ابعاد خانوادگی زندگی او روایت کردند.

 

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها