کد خبر : ۷۰۵۰۸۸
۱۷:۱۳

۱۴۰۴/۱۲/۱۱

روایتی از صبح روز دهم اسفند 1404

روایتی از صبح روز دهم اسفند 1404
ندای الله اکبر اذان صبح روز دهم اسفند طنین انداز شد، هنوز قطراتِ وضو محو نشده بود که چشمم به زیرنویس قرمز رنگ شبکه خراسان افتاد. مغزم چیزی را که میدید، باور نمی‌کرد! پلک هایم را محکم باز و بست میکردم تا دوباره بخوانم. چرا این جمله عوض نمی‌شود؟ صدا و سیما هک شده؟ اما ثانیه‌ای بعد بغضِ مجری نشان داد که یک کوه سفر کرد از این دشت؛ کوهی که در طوفان ابتلائات، پشتمان به حضور پدرانه و مقتدرش محکم بود…

ما مشهدی‌ها عادت داریم وقتی غم روی سرمان آوار می‌شود، اول سراغ امام رضا (ع) بیاییم. برای همین است که هنوز خورشید روز دهم بالا نیامده صحن و سرای حرم، ملت عزادار را در آغوش کشیده بود…

درست شب قبل بود که برای تجدید پیمان با انقلاب در صحن انقلاب جمع شده بودیم و حالا هنوز یک روز نگذشته با چشمان اشک باری که زیرنویس شهادت رهبر امت اسلامی را باور نمی‌کرد، دوباره به حرم باز گشتیم…

این صحنه هارا فقط ظهر روز دهم محرم دیده بودم. مرد و زن بدون اینکه خجالت بکشند، بلند بلند گریه می‌کردند و حرم شما پناهگاهی بود که دل‌های عزادار مارا در آغوش می‌کشید. زیر لب میخواندم: بااینکه غم داشتیم، صاحب عَلَم داشتیم. اما این اشک‌ها وقتی وارد حرم شدیم، معنای دیگری پیدا کرد. این اشک‌ها از جنس ترس و بی پناهی نبود. ملت عزادار فوج فوج وارد حرم می‌شدند و با چشمان اشکبار و ایمانی راسخ شعار “ هیهات منا الذله” می‌دادند، “مرگ بر آمریکا” هایمان فقط طعم انتقام و برائت میداد. صدای شما که از بلند گو‌ها پخش میشد، صدای عزای ملت به آسمان هفتم میرسید. چشم چرخاندم و دیدم چند دختر جوان، یک چفیه را بغل گرفته‌اند و اشک می‌ریزند. حق داشتند! این چفیه شما بود که به دستانشان رسیده بود. مرد و زن و پیر و جوان و کودکان هنوز ساعتی از انتشار خبر شهادت شما نگذشته، آمده بودند و ما همه یک وجه مشترک داشتیم که اشک هایمان را معنا می‌بخشید: ما همگی یتیم شده بودیم…

امروز عاشورای انقلاب اسلامی بود. نگاهم به صفحه نمایشگر حرم می‌افتاد و باور نمیکردم این خط مشکی کنار عکس رهبر انقلاب ماست. باور نمیکردم دیگر قرار نیست پیام نوروزی شما را هنگام تحویل سال اینجا ببینم. خورشید روز دهم غروب کرد، اما هنوز جمعیت عزادار به حرم می‌آمدند. سمت ضریح امام رضا (ع) رفتم و دوباره اشک به چشمانم هجموم آورد. حالا انگار هربار که چشممان به ضریح امام رضا (ع) می‌افتد؛ باید تصویرِ غبار روبی‌هایی که با لباس سفید به زیارت مولایمان می‌آمدید، مقابل چشمانمان قد علم کند و به یادِ جای خالی ات اشک شویم…

ما عزادار شدیم، عزادار کسی که فقط رهبر ما نبود. سید علی خامنه‌ای، باورِ موجه زمانه‌ی ما جوانان بود به اینکه می‌شود تنها مقابل لشگریان باطل ایستاد و عقب ننشست. کاش همانطور که ابلهان میگفتند در پناهگاه مخفی کیلومتر‌ها زیر زمین بودی…

راستش شما لیاقتش را داشتی که همچون جدّ بزرگوارتان، با زبان روزه و با خانواده ات شهید شوی…

دلم برای خودمان می‌سوزد! برای خودمان که هیچوقت زورمان به گزافه گویی‌هایی که درباره ات می‌کردند؛ نرسید…

ما محکوم بودیم تاریخ را زندگی کنیم و تا وقتی زیارت عاشورا میخوانیم، اندکی بفهمیم که “هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین” یعنی چه!

عزاداری‌ها را نگه میداریم برای بعد؛ چرا که خداوند راه شکست را برما بسته است. ما پای آرمان انقلاب اسلامی هستیم و تا آخرین قطره خون، مقابل حرامزاده‌های تاریخ که اپستین گوشه‌ای از رذالت آن هاست، می‌ایستیم.

همانطور که خود شما در سخنرانی آخر گفتید که مولایمان حسین (ع) فرمود:

همچون منی، با همچون یزیدی بیعت نمی‌کند…

شما فهمیده بودی که روز‌های آخر است که برایمان از نبرد عاشورایی گفتی و درس‌های شیعی مان را برایمان مرور کردی...

خیالت راحت آقاجان! ما یک عمر در هیئت‌ها سینه نزدیم که حالا جلوی یزیدیان سر خم کنیم…

حق مشخص است و واضح؛ اگر کسی لقمه حرام آنقدر چشمانش را نبسته باشد! همانطور که خدا درباره شان گفت:

“خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ”. ما تا آخرین قطره خون پای آرمان انقلاب اسلامی ایستادیم و نمی‌گذاریم میدان به دست کسانی بیفتد که با شنیدن خبر شهادت قریب به دویست دانش آموز مینابی که با برخورد مستقیم موشک‌های آمریکا و اسرائیل، پیکر و آرزوهایشان غرق خون شد، هلهله شادی سردادند!

شما در روز‌های آخر از عاشورا برایمان گفتی و ما یقین داریم که عاشورا، معادلات تاریخ را برهم زد تا اسلام سال‌های سال زنده و استوار بماند. شهادت شما هم به دست یزیدیان تاریخِ ما، دل‌های زیادی را در سراسر جهان بیدار و همراه کرد و حالا امروز بیشتر از هر زمانی، ظهور منجی بشریت را به خود نزدیک میبینیم….

اما امام رضا (ع) این که دنیا با تمام قدرتش نمی‌تواند مارا تسلیم کند بخاطر وجود شماست که این ایران، شیعه خانه‌ی امام رضاست ومقابل یزیدیان تاریخ، سرخم نمی‌کند. یا صاحب الزمان (عج) نسل ما همه چیز را دید، کاش ظهور شما هم ببیند که یقینا دعای پدرانه‌ی شما این شانه‌ها را استوار نگه داشته است…

نویسنده: فاطمه سادات حمدی


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها