کد خبر : ۷۰۹۹۸۷
۲۲:۳۶

۱۴۰۵/۰۳/۲۸
روایتی زیبا از عشق و ارادت کاشمری‌ها به سیدالشهدا در حسینیه حرم

عزاداریِ آیینی در ضیافت باران و اشک

عزاداریِ آیینی در ضیافت باران و اشک
دیشب هم زمان با شب سوم محرم، صحن قدس حرم مطهر رضوی، حال و هوایی دیگر داشت؛ گویی آسمان هم لباس عزا بر تن کرده بود تا در سوگ فرزند زهرا (س)، همراه عزاداران کاشمری شود. از همان لحظه‌ای که هیئت‌های مذهبی کاشمر وارد صحن شدند، فضای حرم رنگ و بوی محرم گرفت؛ رنگی از اشک، عشق، و ارادت به خاندان عصمت و طهارت.

به گزارش آستان نیوز، جمعی از عزاداران کاشمری، به نمایندگی از ۱۳۰ هیئت فعال این شهرستان، امسال برای نخستین‌بار توفیق یافته بودند که شب سوم محرم را در صحن و سرای امام رضا(ع) به عزاداری بگذرانند؛ حضوری که برای بسیاری از آنان، آرزویی دیرینه و رویایی دست‌نیافتنی بود.

اما آستان امام هشتم، چنان که رسم مهمان‌نوازی‌اش است، آنان را در آغوش گرفت و بارانِ رحمتش را بر این جمع سوگوار فرو ریخت؛ بارانی که عصر هنگام، با دلواپسیِ خادمانِ هیئت همراه شد، اما به گفته حاج صادق، «امام رضا(ع) آبرومون رو خرید.»

نذرهایی با دستان کوچک

در میان این جمع، چهره‌های کوچک و بزرگ، هر کدام روایتی از عشق و نذر و دلدادگی بودند. مسعود، نوجوان کاشمری، با دستانی کوچک اما دلی بزرگ، بسته‌های نذری را میان دخترکان حاضر در صحن توزیع می‌کرد. وقتی از او پرسیدند این‌ها چیست، با سادگی کودکانه و شوقی آمیخته به اشک گفت: «شب حضرت رقیه است، نذری آوردم. پول‌هایم را جمع کرده بودم؛ فکر نمی‌کردم قسمت بشود بیایم حرم و عزاداری کنم.» همین یک جمله، به‌تنهایی، عمق دلدادگی نسل نوجوانی را نشان می‌داد که هنوز طعم زندگی را نچشیده، اما دل در گروی رقیه(س) و حسین(ع) دارد.

در گوشه‌ای دیگر، سمانه خانم از کاشمر، با بغضی مادرانه از نذر دیرینه‌اش می‌گفت: «اسم دخترم را رقیه گذاشتم و نذر کرده بودم او را به پابوس آقا بیاورم.» او دختر کوچکش را با شوقی آمیخته به اشک در آغوش داشت و با هر نگاه، انگار از آقا امام رضا(ع) برای دخترش برکت و آرامش می‌طلبید.

آقا مرتضی یکی دیگر از عزادران بود که نیز همراه کاروان شده بود، دخترش را می‌بوسید، در حالی که دل‌نگرانِ مصیبت دختر سه‌ساله امام حسین(ع) بود، زیر لب زمزمه می‌کرد؛ زمزمه‌ای که در هیاهوی جمعیت گم نمی‌شد، چون از عمق جان برمی‌آمد.

و اما شب، شبِ حضرت رقیه(س)؛ شبی که صدای سوزناک مداح، دل‌ها را به کربلا می‌برد و اشک‌ها را بی‌اختیار جاری می‌کرد. مادران، پدران، نوجوانان و پیرغلامان، همگی در یک سوگ مشترک جمع شده بودند. پدرانی که شانه‌هایشان از شدت اشک می‌لرزید، با هر بیت مرثیه، گویی داغی تازه را در دل مرور می‌کردند؛ و در میان جمعیت، پیرمردی با وقار و عزت برخاست و چاوشی خواند. صدای او لرزان بود، اما از چشمان اشک‌بارش، صداقت و شوقِ حضور می‌بارید؛ حضوری که حرم را به مجلس عزای اهل‌بیت(ع) بدل کرده بود.

از علم بندان تا نوای حیدری حیدا

این مراسم، تنها یک عزاداری نبود؛ تجلی آیین‌های اصیل و سنتی مردم کاشمر بود. به گفته محمدحسین صداقتی، مسئول اداره تبلیغات اسلامی شهرستان کاشمر، این حضور در ادامه‌ی سنتی دیرینه و برخاسته از فرهنگ مذهبی غنی این منطقه شکل گرفته است، او گفت: کاشمر ۱۳۰ هیئت فعال دارد و هیئت‌های بزرگ آن هر کدام جمعیتی چند هزار نفری را در خود جای می‌دهند. در این مراسم، آیین‌های شاخص کاشمر نیز به نمایش درآمد؛ از علم‌بندان که دو روز پیش از محرم در هیئت‌های شهر و روستا اجرا می‌شود، تا سینه‌زنی پای علم یا همان آیین "حیدری حیدا" که با نغمه‌ای خاص و هماهنگ، دل‌های عزاداران را به هم پیوند می‌دهد.

قاسم تارم، مسئول شورای هیئت مذهبی شهرستان کاشمر، نیز با شعری از عمق جان، حال و هوای این حضور را چنین توصیف کرد:

از ازل در طلب از ذکر لبم گفت حسین(ع)

هر کجا بال زدم بال و پرم گفت حسین(ع)

وی افزود: مردم کاشمر سال‌هاست با نام حسین(ع) و با یاد شهدا زندگی می‌کنند و این حضور در حرم رضوی، برایشان نه یک برنامه‌ی تشریفاتی، که یک زیارتِ عاشقانه و عزاداریِ خالصانه بود.

در این مراسم نورانی همه چیز به نام حسین(ع) معنا پیدا کرده بود؛ از علم‌های برافراشته تا بسته‌های کوچک نذری، از اشک‌های پدران تا لبخندهای خیسِ کودکان، از باران عصر تا نوای حزن‌انگیز مداح. و در نهایت، آنچه در ذهن می‌ماند نه فقط تصویر یک مراسم، که تصویر شهری است که با همه‌ی وجودش آمده بود تا در جوار امام نوکری کند.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها