در روزهایی که مزین به نام این فرشتگان زمینی شده است؛ با چند خادم معلم، همصحبت شدیم تا از سخنان شیرین و تجربیاتشان بشنویم، بخوانیم و حظ ببریم:
تلفنی از یک شاگرد قدیمی
سی و دو سال سابقه خدمت دارد و راه ارتباط با نسل جدید را، در فهم آنها و شناسایی علایقشان میداند.
حسن سلامی دبیر آموزش و پرورش و دارای مدرک کارشناسی ارشد ریاضی از دانشگاه فردوسی است. او که سالها در رشته تحصیلیاش تدریس کرده، چند سالی میشود مدیریت مدرسه تیزهوشان را به عهده دارد.
این معلم باتجربه 25 سال، دروس مختلف ریاضی دوره دوم متوسطه را تدریس کرده است. سلامی در کنار آن، از سال 1400 در بخش نسیم رضوان حرم مشغول به خدمت بوده و دو سه سالی است، سمت سرکشیک در کشیک نسیم رضوان را به عهده دارد.
از آقا معلم مهربان میخواهم، داستان خادم شدنش را تعریف کند. میگوید: «دوران کودکی تا جوانی را در اطراف حرم بزرگ و با حال و هوای آستان ملکوتی امام رضا(ع) اخت شدم.»
از همان دوران جوانی به دلیل ذهن انتقادیاش، گاهی وقتها که به حرم امام رئوف مشرف میشده ،به برخی مسائل نقد داشته است.
وی ادامه میدهد: «اوایل دهه هشتاد، آستان قدس رضوی شروع به جذب گسترده خادمیار از طیفهای مختلف مردم کرد. خیلی از همکاران فرهنگیام جذب شدند ولی من این توفیق را پیدا نکردم.
وقتی همکارانم علت را سوال میکردند، میگفتم من اگر بیایم، مشکلات را ببینم و نتوانم کاری بکنم بیشتر معذب میشوم.»
اما وقتی عنایت امام هشتم بخواهد نصیب کسی بشود، ممکن است یک نفر مثل شاگردی قدیمی، واسطهای برای این عنایت، باشد.
سلامی توضیح میدهد: «یکی از روزهای اواخر سال 97 بود که تلفنم با شمارهای ناشناس زنگ خورد. یک نفر که خودش را شاگرد قدیمیام معرفی میکرد پرسید آقای سلامی شما میخواهید خادم شوید؟
ناگهان تمام تفکرات انتقادی جلوی چشمم ظاهر شد و از این تماس اینطور استنتاج کردم که گویا، آقا من را دعوت میکنند و میگویند تو که به همهچیز انتقاد داری، بیا ببینم میخواهی برای تسهیل عزت و احترام خدمت به زوار من چه کنی؟
بلافاصله جواب مثبت دادم و در موعد مقرر، جذب شدم. اولین جایی که سال 98 برای خدمت رفتم نعیم رضوان بود.
وقتی در آن فضا قرار گرفتم ،دائم این سوال ذهنم را درگیر میکرد: اگر آقا من را دعوت کردند تا بتوانم کاری انجام دهم، این خدمت که پشت سیستم بنشینم و فیش غذا به زائر بدهم را هرکس میتواند با تواناییهای حداقلی انجام دهد. پس قضیه چیست؟
مدتی بعد، نسیم رضوان راه افتاد و جمعی از بچههای نعیم رضوان جذب آن شدند. من در بخش فنی مشغول به خدمت بودم و فهمیدم اینجا میشود کارهایی انجام داد که با نگاه و هدفم سازگار است.
با فراز و فرودهای بسیار، نسیم رضوان به دو اداره فناوری و رسانه تقسیم شد. انتخاب من اداره فناوری بود.
ما نرمافزار را طراحی و دوستان فنی دیگر کدنویسی میکنند تا کارکنان بتوانند در ارائه خدمت، مسیر راحتتری را برای خدام و زائرین ایجاد کنند.»
از تربیت جامعه انسانی تا خدمت در بارگاه امامی عظیمالشأن
وقتی از او درباره مقایسه شغل شریف معلمی و شغل مقدس خادمی میپرسم، میگوید: «مسلما معلم یکسری وظایف دارد که عمده آن و مقدم بر همه، تربیت جامعه انسانی است.
پس وظیفه معلم بسیار خطیر است. خادم رضوی هم، وظیفه خدمترسانی به زائر علیبن موسیالرضا(ع) را بر عهده دارد که رسالت بزرگی است.
ما در بارگاه کسی در حال خدمت هستیم که،شأن و منزلت بسیار بالایی در بارگاه خدای متعال دارد و هم ارج و قرب زیاد در بین مردم.
اینجا خدمت من، خدمت از جانب کسی است با مقامات بالای معنوی که همه از آن مطلع هستیم.
این، مسئولیت بزرگی در حیطه کاری خودش است و میتوان گفت، هرکدام از این دو شغل، جایگاه خودشان را دارند و مهم و ارزشمند هستند.»
این معلم ، درباره رسالتش برای هدایت شاگردان خود در مسیر درست زندگی، میگوید: «درست است من بنا به تخصصم باید ریاضی را به شاگردان خود تفهیم کنم ولی به نظرم وظیفه اصلی یک معلم، تربیت فرزندان این مرز و بوم است تا انسانهایی شریف و مسئولیتپذیر و فهیم باشند. وظیفه دوم من تدریس و آموزش ریاضیات به آنهاست.
در تمام دوران خدمت سعی کردهام به این مهم عمل کنم و فقط خدا میداند وبس که، چقدر موفق بودهام.»
از معلم خادم، سوال میکنم، چطور میتواند با بچههای نسل جدید ارتباط برقرار کند. میگوید: «برای اینکه یک معلم بتواند با شاگردانش ارتباط خوبی برقرار کند، در قدم اول باید بتواند نسل جدید را بشناسد و ذائقه آنها را بداند. با علایقشان زندگی کند و با کتابها و فیلمها و آهنگهای مورد علاقهشان و اصطلاحاتی که به کار میبرند، آشنا باشد، تا بتواند ارتباط بگیرد.
اگه معلمی موفق شد این فهم را از شاگردش برای خود ایجاد کند، مسلما میتواند با او ارتباط برقرار کرده و کژیهایش را، به راستی تبدیل کند. اگر بخواهیم با تفکرات زمانه خودمان با شاگردان برخورد کنیم مسلما در این مسیر شکست خواهیم خورد و به راحتی توسط دانشآموز بایکوت میشویم، پس هر معلم باید علاوه بر اینکه در رشته آموزشی خودش مطالعه دارد، در مسائل عمومی جامعه هم باید، مدام در حال کنکاش و فهم باشد.»
خدمت در حرم رضوی باعث ارتباط نزدیکتر معلم با شاگردان میشود
از کودکی، دلباخته خدمتگزاری به آقا بوده است و بهبودی پدر و مادرش را زیباترین معجزه عنایت امام هشتم میداند.
نجمه چمبری، دارای مدرک دکترای مهندسی کامپیوتر نرمافزار از دانشگاه فردوسی مشهد است. اصالتی نیشابوری دارد و در شهر قلمدانهای مرصع ساکن است.
از سال ۱۳۹۷ به عنوان استاد دانشگاه درس میدهد و از سال ۱۳۹۹ در مقطع متوسطه دوم هنرستان به عنوان هنرآموز رسمی آموزش و پرورش تدریس میکندوقصه خادم شدنش را اینطور تعریف میکند: «در خانوادهای بزرگ شدم که با توجه به نذر پدرم هر دو هفته به زیارت امام رضا(ع) میآمدیم. از همان ابتدا ارادت خاصی به آقا داشتم و دلم میخواست خادم حرم ایشان شوم. ولی با توجه به اینکه شهرستانی و مجرد بودم این توفیق حاصل نمیشد.
بالاخره یک روز در دانشگاه با اطلاعیهای که روی بُرد و مرتبط با جذب خادم با تخصص کامپیوتر بود مواجه شدم و بعد از تماس و موفقیت در مصاحبه حضوری به آرزوی دیرینه خودم دست پیدا کردم.
از همه مهمتر اینکه خدمت من بر اساس تخصصم است و جای یک نفر دیگر را اشغال نکردهام.»
از این بانوی مدرس، درباره تأثیر خدمتگزاری در آستان امام رضا(ع) بر نحوه تدریس و برقراری ارتباط با شاگردانش میپرسم، میگوید: «این خدمتگزاری میتواند تاثیرات بسیار عمیقی بهویژه در حوزههای روحی و اخلاقی بر فرد، داشته باشد.
برای من به عنوان معلم، چنین تجربیاتی میتواند باعث رشد و بهبود در شیوه تدریس و ارتباط با شاگردانم شود.»
خانم معلم در ساعات خدمت حرم نیز، سعی دارد خدمتگزاریاش متفاوت و همراستا با اهداف شغلش باشد. او میگوید: «به عنوان یک معلم که در کنار تدریس، خادم حرم امام رضا(ع) است، سعی میکنم در ساعات حضور در حرم، همزمان با انجام خدمت، از جنبههای روحی و تربیتی نیز بهرهمند شوم.
حضور در این مکان مقدس، به من فرصت میدهد رفتار و کارهایم را با دقت بیشتری تنظیم کنم و به شاگردانم نیز آموختههایی از این فضا، انتقال دهم.
در این ساعات، حتی در دل شلوغیهای حرم، تلاش میکنم با استفاده از آرامش درونی که این مکان به من میدهد، در کلاسم، فضایی از آرامش و توجه به نیازهای روحی شاگردانم، فراهم کنم.»
وقتی از این او میپرسم، دشواری معلم یا خادم بودن بیشتر است؟ توضیح میدهد: «هر دو، ویژگیها و چالشهای خاص خود را دارند. مقایسه این دو از نظر سختی میتواند به زاویه دید و شرایط شخص بستگی داشته باشد، اما میتوان به برخی جنبهها اشاره کرد که نشاندهنده تفاوتها و شباهتهاست.
خادمی در حرم امام رضا(ع)، معمولاً به خدمترسانی به زائران و فراهم آوردن شرایط راحتی برای آنها میپردازد. این خدمت میتواند از نظر فیزیکی و روحی چالشبرانگیز باشد، زیرا در برخی مواقع ممکن است مجبور باشید در شرایط شلوغ و با فشار زیاد، به مردم کمک کنید.
در عین حال، خدمت به زائران نیاز به تواضع، صبر و دقت بالا دارد، چون باید همیشه رفتارهای مثبت و مهربانانه نشان دهید.
از طرفی، ارمغان خدمت در حرم میتواند داشتن روحیهای معنوی و آرامشبخش باشد، زیرا انسان در جوار امام رضا(ع) قرار میگیرد و این میتواند احساس رضایت درونی زیادی ایجاد کند.اما از لحاظ فیزیکی، ممکن است زیادتر از یک معلم در شرایط سخت قرار بگیرید.
از طرف دیگر، معلمی یک مسئولیت بزرگ و پیچیده است، چون علاوه بر آموزش علمی، باید به تربیت اخلاقی، اجتماعی و روانی دانشآموزان نیز توجه کنید.
پس اینکه کدام شغل سختتر است، بستگی به فرد و دیدگاه او دارد.برای کسی که به معنویت و خدمت به دیگران علاقه دارد، شاید خادمی راحتتر باشد، ولی برای کسی که به تربیت نسل آینده و تعاملات ذهنی علاقه دارد، معلمی میتواند جذابتر و در عین حال چالشبرانگیزتر باشد.»
یک معلم در کسوت خادمی نیز آماده کمک به دیگران است
آرمان یاقوتی نیت، دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی معماری است. معلم هنرستان و استاد دانشگاه در رشته معماری بوده و از سال ۹۰ مشغول تدریس است.
او که این روزها در سمت مدیر هنرستان مشغول به فعالیت است از سال ۱۳۹۷ مفتخر به خدمت در آستان قدس رضوی است. خادم مهربان آقا نیز قصهای مشابه همکارانش دارد.
اینکه از کودکی آرزو و شوق خدمت در آستان مقدس امام رضا(ع) را در دل و ذهنش داشته و همیشه دلش میخواسته این توفیق نصیبش شود. تا اینکه این اتفاق مبارک به واسطه پیگیریهای همسر مهربانش رقم خورده است.
«روزی همسرم از طریق همایشی که با حضور رئیسجمهور شهید آیتالله رئیسی تشکیل شد، با سامانه خادم رضوی آشنایی پیدا کرد و با توجه به علاقهای که از من به یاد داشت،بدون اینکه به من اطلاعی بدهد در سایت ثبتنام و اطلاعات من را بارگذاری کرد.
در یکی از روزهای ماه محرم که به پابوس آقا مشرف شده بودم، پیامی از مرکز امور خادمیاران دریافت کردم و این حس زیباترین و بهترین حسی بود که در زندگیام تجربه کردهام. با شروع فعالیت مجموعه نعیم رضوان افتخار خدمت در حرم مطهر امام رضا(ع) نصیب و روزی بنده شد و در حال حاضر سرشیفت کشیک ششم مجموعه نسیم رضوان هستم.»
آقا معلم خاطره اولین روز خدمتش را، اینطور تعریف میکند: «اولین روز خدمت من با اولین روز فعالیت مجموعه نعیم رضوان در روز پنجشنبه همراه بود و با توجه به اینکه فعالیت در این بخش صدور دعوتنامه الکترونیکی غذای حضرت است، وقتی برای اولین بار فیش دعوتنامه را به زائر آقا تقدیم کردم و ایشان من را دعا میکرد حسی بسیار زیبا و غیرقابل وصف داشتم.
در این شغل، اول از همه حس انساندوستانه و کمک به دیگران مطابق آموزههای دینی مخصوصاً کمک به سالمندان و کودکان و حس خوشحالی از رضایت زائران بسیار لذتبخش و دلنشین است.
یکی از زیباترین لحظات، تقدیم فیش غذای حضرتی به خانم زائر سالمندی بود که به مشهد مشرف شده بود و برای اولین بار غذای حضرتی نصیب و روزیاش میشد.»
این خادم حریم رضوی درباره تفاوت بین یک خادم معلم با سایر خادمین میگوید: «یک معلم همیشه آماده کمک به دیگران است. حتی بدون اینکه از او درخواستی شده باشد و این حس کمک به دیگران بدون هیچ چشمداشتی بوده و بسیار لذتبخش است. من به شخصه همیشه سعی دارم با پاسخگویی مناسب و پیگیری رفع مشکل زائران نسبت به رضایت آنها اقدام کنم.»
از کربلا تا مشهدالرضا(ع)
میگوید از امام رضا(ع) معجزه زیاد دیده است. اما دوست دارد روزی برسد که عاقبت به خیری را که همیشه از آقایش میخواسته درک کند و شاید این، بزرگترین معجزه زندگیاش باشد.
ثریا ریحانه معلم پایه ابتدایی در مقاطع مختلف مدارس دخترانه است. قبلا تدریس ریاضی و این روزها آموزش دروس هدیههای آسمانی و قرآن را بر عهده دارد.
او که ابتدا توفیق خدمت در بارگاه امام هشتم نصیبش شد و سپس جامه معلمی پوشید، بزرگترین آرزویش را عاقبت بهخیری خودش، دخترش و همه دخترانی که میشناسد و نمیشناسد، اعلام میکند.
این بانوی معلم، درباره نحوه مفتخر شدن به مقام خادمی امام علیبن موسیالرضا(ع)، میگوید: «از 31 خرداد 97 خادم شدم. نحوه خادم شدنم هم به سفر کربلا برمیگردد. آذر سال 95 برای اولین بار کربلا رفتم. بعد از برگشت، دلتنگی شدیدی برای کربلا و حال و هوای عجیب آن سفر و تغییراتی که داشتم ایجاد شد.
خواب دیدم تقاضای خدمت در حرم حسینی را از حضرت میکنم. همان لحظه فکر خادم شدن در حریم رضوی خیلی ناخودآگاه به ذهنم وارد شد.
بعد از آن خواب، چون دانشجوی مقطع ارشد بودم تصمیم گرفتم مدرکم را بگیرم و متبرک به نام امام هشتم کنم. خدا توفیق داد و امام منت گذاشتند تا این افتخار شامل حال من باشد.»
خانم معلم پرحوصلهی دخترهای دبستانی، از سختیها و شیرینیهای هر دو شغلش میگوید: «از نظر من خادمی و معلمی هم سخت و هم آسان هستند. من چون ایدهآلگرا هستم، همیشه در ذهنم میخواهم کاری را به بهترین نحو انجام بدهم و وقتی در کارم نقص ایجاد شود ذهنم درگیر خواهد شد.
مثلا اگر حین تدریس حس کنم مفاهیم را انتقال ندادهام یا زمان خدمت ناخواسته باعث شکستن دل زائر یا خادمی شده باشم، چالشهای ذهنی برایم به وجود میآید.
هم زائرین حضرت، هم خادمین و هم شاگردانم به عنوان فرزندان این سرزمین، هرکدام گنجینهای از معجزات و لطف و شگفتیهای خداوند هستند و خدمتگزاری به این افراد، واقعا سخت است.»
وی، ادامه میدهد: «آسان بودن این مشاغل هم به این خاطر است که وقتی آدم با جامعه مخاطبش از شاگردان تا زائرین و خادمین ارتباط برقرار میکند، هرکدام زیباییهای خاصی دارد و حس شیرینی به وجود میآورد.»
این بانوی خدمتگزار امام رئوف، درباره سنگینی رسالت خدمت در پیشگاه آقا، عقیده دارد: «همیشه ترجیحم این است در جامعه به عنوان خادم شناخته نشوم. حتی در مناسبتهای خانوادگی و همکاری این موضوع را عنوان نمیکنم چون به عنوان یک انسان ایراداتی دارم.
نمیخواهم خدای نکرده ایرادات شخصی من به واسطه خادم بودن به حرم آقا منتسب شود. رفتارهای ما خادمین حضرت، مورد قضاوت و کنکاش قرار میگیرد. اما امام مبرا از هر نقصانی هستند. معتقدم من اگر خادم هستم به خاطر خوب بودن خودم نیست.
بلکه به خاطر لطف آقاست که اجازه دادند زیر سایهشان باشیم شاید به واسطه این همجواری کمکم در مسیر درست قرار بگیریم. خیلی جاها ممکن است راه را خطا برویم. آنجاست که آقا دستمان را میگیرند و به سمت کار درست، سوق میدهند.»
فرزندان ما شبیه چیزی میشوند که خودمان هستیم
وی درباره نحوه ارتباط گرفتن با دانشآموزان امروزی میگوید:«فرزندان ما آنطور که میگوییم تربیت نمیشوند بلکه آنطور که هستیم تربیت میشوند.
مثلا کسی که نظم را رعایت نمیکند نمیتواند فرزندش را اجبار به منظم بودن کند. شاید آن فرزند مدتی از ترس یا علاقه به کسب رضایت والدین، این کار را انجام دهد. ولی در نهایت فرزندان ما شبیه چیزی میشوند که خودمان هستیم.
به عنوان یک معلم که خادم هم هست، فکر میکنم این تفکر باید در جامعه تسری پیدا کند. مثلا مسئولین ما که از نظر موقعیت اجتماعی تأثیرگذارتر هستند، وقتی از سادهزیستی و زندگی علوی و قناعت صحبت میکنند نمیتوانند در عمل به شکل دیگری برخورد کنند.
خودم، همیشه از نصیحت بدم میآید. بنابراین سعی میکنم ،طوری که دوست دارم دانشآموزم باشد را در رفتار نشان بدهم. مثلا گوش شنوایی داشته باشم و به دانشآموزم، ارزش بدهم.درباره سادهترین مسائل با آنها صحبت کنم و مشورت بگیرم.
ما آدمها هر چقدر هم نقاب بزنیم و ظاهری آراسته به خصوصیات اخلاقی خوب به نمایش بگذاریم، در نهایت باطن مان ، خودش را نشان خواهد داد.»
گزارشگر- هدیه سادات میرمرتضوی
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز