به گزارش آستان نیوز، مشروح گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین سید رضا شیرازی، استاد حوزه و عضو هیئتعلمی پژوهشکده علوم اسلامی رضوی دراینخصوص را، در ادامه میخوانید.
چرا تصویر امامزمان (عج) در ذهن بسیاری از افراد، بیش از حد قدسی و دور از زندگی واقعی است؟
بگذارید بیپرده بگویم؛ این «فاصله نجومی» حاصل یک خطای دید تاریخی و شاید کمی عافیتطلبی ناخودآگاه ماست. ما سالهاست که عادت کردهایم «غیبت» را با «نبودن» اشتباه بگیریم. در ذهن بسیاری، امامزمان (عج) شخصیتی است که گویی روی سیارهای دیگر نشسته و کاری به گرانی بازار، ترافیک خیابانها و تنهایی انسان مدرن ندارد.
این در حالی است که قرآن و روایات میگویند داستان کاملاً متفاوت است. خداوند در سوره فرقان میفرماید: «پیامبران ما کسانی بودند که غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند». چرا بازار؟ چون قلب تپنده واقعیت، محل سود و زیان و منافع آدمهاست. دین و ولی خدا باید وسط همین شلوغی حضور داشته باشند؛ نه در خلوتکدههای دور از دسترس.
یعنی امامزمان ما اینچنین حاضرند؟
امامزمان (عج) هم چنین هستند. روایات میگویند ایشان «روی فرشهای شما قدم میگذارند»، شما را میبینند؛ اما شما او را نمیشناسید. تفاوت است میان امام «نامرئی» و امام «ناشناس». وقتی این تصویر در ذهن ما درست شود، احساس تنهایی و رهاشدگی تبدیل به مسئولیت و امید فعال میشود.
نکتهٔ درستی است؛ اما راهکار چیست؟ چگونه میتوانیم این فاصله را کم کنیم؟
راهحل ساده است. باید این «قدسیسازی افراطی» را متوقف کنیم. امام را از آسمان به زمین بیاوریم، نه اینکه مقامش را پایین بیاوریم؛ بلکه درکمان را واقعی کنیم. نسل امروز اگر بداند که امام مانند یک ناظر ارشد تکتک تلاشها و تعاملاتش را میبیند و برای اصلاح آنها برنامه دارد، دیگر احساس تنهایی نمیکند. کلید حل معما، تغییر تصویر ذهنی از یک «منجی غایب معجزهگر» به یک «رهبر حاضر ناظر» است که منتظر حرکت ماست.
آیا انتظار، میتواند بهجای عامل رشد، به عامل گریز از مسئولیت اجتماعی ما تبدیل شود؟
متأسفانه، بله و این خطر بزرگی است. انتظار تحریفشده مثل مُسکنی قوی است که درد را آرام میکند، ولی بیماری را درمان نمیکند. انتظار حقیقی، مثل «آدرنالین» است؛ عاملی برای هوشیاری و اقدام.
بگذارید مثال قرآنی بزنم. در سوره مائده، بنیاسرائیل به حضرت موسی گفتند: «تو و خدایت بروید بجنگید، ما همینجا نشستهایم!» یعنی انتظار را به معنای تماشاچی بودن گرفته بودند. این همان چیزی است که پیش از انقلاب اسلامی در بعضی جریانات مذهبی هم دیده میشد؛ «بگذارید آقا بیاید و اصلاح کند». امام خمینی (ره) با شجاعت ایستاد و گفت: این منطق، خلاف عقل و قرآن است. راستش رهبر انقلاب هم گفتند انتظار یعنی «قانعنشدن به وضع موجود و تلاش برای رسیدن به وضعیت مطلوب».
این یعنی انتظار فقط یک کار فردی نیست. درست است؟
دقیقاً! انتظار یک تمرین گروهی است، نه یک عبادت فردی. نمیشود در اتاق دعای عهد بخوانیم و بیرون با همکار یا در خیابان با راننده کناری دعوا کنیم، بعد بگوییم: «آقا بیا!». منتظر واقعی، کسی است که وسط دعواها نقش «چسب» را بازی کند، دلها را به هم نزدیک کند و جامعه را آماده ظهور سازد.
جامعهای که پر از شکاف، سوءظن و بیاعتمادی است، چقدر میتواند خود را منتظر بداند؟
تقریباً هیچ! پروژه اصلی امامزمان (عج)، «پیوند دلها» است، نهفقط برداشتن مرزها یا استقرار نظم بیرونی. جامعهای که آدمهایش مثل جزیرههای جداافتاده زندگی میکنند، نمیتواند در مدار ظهور باشد. منتظر واقعی کسی است که در روابطش اعتماد، مهربانی و همکاری را تمرین کند.
اگر انتظار را یک سبک زندگی بدانیم، کدام رفتارهای اجتماعی امروز بیشترین تعارض را با آن دارند؟
دو ویروس اصلی در سبک زندگی داریم: فردگرایی افراطی؛ یعنی «من، خودم و دیگر هیچ». موفقیت را جلو زدن از دیگران میبینند و گذشت و ایثار را حماقت میدانند. این دقیقاً نقطه مقابل تفکر مهدوی است و دومین ویروس، بیتفاوتی اجتماعی است. سبکی از زندگی که دردهای دیگران را نمیبیند و میگوید: «به من چه؟».
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز