برخی از معتکفان قرآن به دست گوش میدادند، عدهای به اقامه نماز ایستادند و بعضی نیز در گوشهای از شبستان، سر بر سجاده گذاشته و در آرامشی کوتاه به خواب رفته بودند. این تنوعِ ساده، فضایی روحانی و صمیمی ایجاد کرده بود که هر کس به شیوه خودش با خدا خلوت میکرد.
زمزمه قرآن، سکوت شبستان و صمیمیت معتکفان. اینهاست که اعتکاف را از تصور کلیشهای فاصله داده و به تجربهای متفاوت تبدیل کرده است.
همزمان با روزهای اعتکاف، نوید و دیگر معتکفان از فرصتهای زیارت و راز و نیاز کنار امام رضا (ع) بهره میبردند. این تجربه معنوی به مراتب عمیقتر از تصور نوید بود. او با چشمانی برافروخته از زیارت شبانه روبهروی ضریح، از حال و هوای دلنشین حرم میگوید: «وقتی کنار امام رضا (ع) میایستم، حس میکنم که در کنار بزرگترین آرامش دنیا ایستادهام. سه شب کمخوابی، شاید کمی سنگین باشد، اما این سنگینی شیرین است. بین نماز شب و دعاهایی که در این مکان مقدس میخوانی، روح آدم به آرامش خاصی میرسد. انگار هر لحظهاش با خدا بودن، هر نفسش یک نوع غنای معنوی است که به آدم حس نزدیکی با امام معصوم میدهد.»
برای نوید که اولین بار است اعتکاف را پشت سر میگذارد، این سه روز تجربهای است که نه تنها از نظر روحانی، بلکه از نظر اجتماعی نیز برایش آموزنده و برکتآور بوده است.
«اینجا وقتی کنار دوستان و افرادی با عقاید و تجربیات مختلف مینشینیم، احساس همدلی عمیقی پیدا میکنیم. خیلیها به خاطر حضور در این مراسم از شبهای معمولی زندگیشان فاصله میگیرند و در سکوت، به معنای واقعی خودشان و به خدا نزدیکتر میشوند. این فضا به نوجوانها کمک میکند که درگیر دغدغههای دنیای بیرون نباشند و به آرامش درونی خودشان دست یابند.»
یکی از جذابترین نکات این اعتکاف برای نوید، دوری از دنیا و فضای اجتماعی بیرون بود: «وقتی که وارد شبستان میشوی، انگار هیچچیز از دنیای بیرون مهم نیست. همهچیز به سمت عبادت و خودسازی پیش میرود. در اینجا هیچ فشاری برای انجام کاری نیست، هیچکس برای خودنمایی تلاش نمیکند. همه در یک سطح از روحانیت به سر میبرند. همه آمدهاند تا از این لحظات معنوی بهره ببرند.»
نوید فرصتهای کمیابی برای دعا و راز و نیاز تجربه میکرد؛ آن هم در آبینگارههای صحن گوهرشاد. «شبها وقتی در شبستان حرم میخوابیدیم، لحظاتی بیدار میشدیم که هنوز از نیمهشب نگذشته بود. در این زمانها، انگار تمام فضای حرم یک پارچه شده بود از انرژی مثبت و دعای هر نفر که خود را در خانه امام معصوم و مهمان ا احساس میکرد. 》
نوید دهه هشتادی اعتراف میکند: 《شاید بزرگترین لذت این تجربه، دوستیهایی است که در این سه روز ایجاد میشود. حضور در این فضا باعث شده تا حتی نوجوانها و جوانها با هم ارتباط برقرار کنند، اعتقادات خود را به اشتراک بگذارند، از افکار هم بهره ببرند و یاد بگیرند که در کنار یکدیگر به هدف مشترک برسند. این نوع ارتباطات به آدم قدرت میدهد که در زندگی واقعی هم این حس صمیمیت و همدلی را حفظ کند.»
نوید نوجوان از اینکه این تجربه را در دوران نوجوانیاش به دست آورده، ابراز خشنودی میکند. «این تجربه بینظیر از اعتکاف به من آموخت که زندگی، گاهی نیاز دارد به فاصله گرفتن از هیاهو و پرهیز از دنیای روزمره. سه روز در کنار خدا، در کنار دوستان، در کنار امام رضا (ع)، به آدم به معنای واقعی کلمه قوت میدهد تا در برابر چالشهای زندگی محکمتر و آرامتر قدم بردارد.»
خداحافظی میکنم و غوطهور میشوم در دریای کاشیهای آبی گوهرشاد. غرق در خاطراتی که از نوجوانی خودم در سرم میدوند؛ آنوقتها که موج میشدم و در همین صحن به ساحل آرامش میرسیدم.
گزارش - محمد علیپور
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز