کد خبر : ۷۰۵۳۷۶
۰۸:۰۶

۱۴۰۴/۱۲/۲۱
روایتی از بیست و یکمین شب ماه مبارک رمضان در خیابانی از مشهد

وقتی میدان شریعتی مشهد به سنگری در شب قدر تبدیل شد

وقتی میدان شریعتی مشهد به سنگری در شب قدر تبدیل شد
دیشب، میدان شریعتی مشهد میزبان یکی از متفاوت‌ترین مراسم‌های احیای شب بیست و یکم ماه رمضان بود.

جایی که تعداد زیادی از مردم، به جای حضور در رواق‌های مسقف یا خانه‌های گرم، ترجیح دادند روی صندلی‌های پلاستیکی و وسط خیابان، قرآن بر سر بگیرند و با خدای خود راز و نیاز کنند.

برنامه‌ریزی متناسب با سرمای هوا

موسسه جوانان آستان قدس رضوی که مسئولیت برگزاری این مراسم را بر عهده داشت، با توجه به سرمای شدید هوا، برنامه را به گونه‌ای طراحی کرده بود که بیشترین بهره‌وری معنوی در کمترین زمان ممکن اتفاق بیفتد. قرائت دعای جوشن کبیر به سه بخش تقسیم شده بود تا در هر شب از شب‌های قدر، یک‌سوم آن خوانده شود.

این تصمیم باعث شد تا فرصت کافی برای مناجات‌خوانی، روضه، سخنرانی و مراسم اصلی قرآن سر گرفتن فراهم شود، بدون آنکه طولانی شدن مراسم در فضای باز، باعث اذیت افراد شود.

حلقه گرم مردم دور بشکه‌های آتش

ساعت از ۱۱ شب گذشته بود و سوزِ سرمای اسفندماه در فضای باز میدان کاملاً حس می‌شد. با این حال، پیر و جوان با پتو‌های مسافرتی و لباس‌های گرم آمده بودند. در گوشه و کنار میدان، بشکه‌های هیزمی روشن شده بود و مردم برای لحظاتی دست‌هایشان را روی شعله‌ها گرم می‌کردند و دوباره به صفوف دعا برمی‌گشتند.

خانم میان‌سالی که پتوی صورتی‌رنگی را دور خودش پیچیده است، درباره حضورش در این هوای سرد می‌گوید: «می‌توانستم به حرم بروم یا در خانه بمانم، اما آمدم اینجا تا پسرم از نزدیک ببیند که برای نگهداشتن اعتقاداتمان، گاهی باید سختی را هم تحمل کرد. ما نیامده‌ایم که فقط دعا کنیم، آمده‌ایم که بگوییم در هر شرایطی پای کار هستیم.»

دعا به مثابه یک حرکت جمعی

کمی آن‌طرف‌تر، جوانی که دانشجوی مهندسی است، نگاه متفاوتی به این مراسم دارد: «در خانه، دعا یک ارتباط فردی است؛ اما اینجا در این سرما، حس می‌کنیم که عضوی از یک خانواده بزرگ هستیم. وقتی می‌بینم پیرمرد و کودک کنار هم زیر این آسمان سرد نشسته‌اند، قوت قلب می‌گیرم. نسل ما هم مثل نسل‌های قبل، اهل ایستادگی است؛ حتی اگر سنگر ما یک صندلی پلاستیکی وسط خیابان باشد.»

کلاس درس استقامت برای کودکان

در گوشه دیگری از میدان، پدری دو فرزند کوچکش را زیر یک پتوی بزرگ جای داده بود و خودش در لبه صندلی نشسته بود تا جلوی نفوذ باد سرد را بگیرد و بچه‌ها کمتر سرما را حس کنند. او با لبخند می‌گوید: «بچه‌ها ابتدا از سرما گله می‌کردند، اما وقتی دیدند چطور غریبه‌ها پتوهایشان را با هم تقسیم می‌کنند و همه یک‌صدا برای فرج دعا می‌کنند، آرام شدند. این بهترین کلاس درس برای آنهاست تا یاد بگیرند عقب‌نشینی در کار نیست.»

حضور پررنگ کودکان و نوجوانان در این مراسم، از جلوه‌های ویژه دیشب بود. پسربچه‌ای با کاپشن سبز که مشغول توزیع چای و پذیرایی بین جمعیت بود، می‌گفت: «سرد است، ولی وقتی می‌بینم همه هستند، دیگر سردم نمی‌شود. پدرم می‌گوید دعای ما زیر آسمان زودتر مستجاب می‌شود.»

زمستان عبودیت، بهار ظهور

اوج مراسم، لحظه استغاثه برای فرج بود. صدای الغوث مردم در حالی که با بخار دهان و دود هیزم‌ها در هم آمیخته بود، فضایی خاص به میدان بخشیده بود. پیرمردی که شال‌گردنش را دور صورت یک کودک بسته بود، زیر لب می‌گفت: «آقاجان! ببین شیعیانت در این سرما میدان را خالی نکرده‌اند. ما در این زمستان تمرین صبر می‌کنیم تا لایق بهار ظهور شما باشیم.»

پیامی فراتر از یک مراسم مذهبی

ترافیک سنگین اطراف میدان و خودرو‌هایی که در حاشیه توقف کرده بودند، نشان می‌داد که این تجمع، فراتر از یک مراسم سنتی است. حضور خانواده‌ها با فرزندان کوچک در دمای نزدیک به صفر درجه، پیامی روشن از زنده بودن روحیه ایثار و مقاومت در میان مردم داشت.

میدان شریعتی مشهد در شب بیست و یکم رمضان، محرابی به وسعت یک شهر بود. مردمی که با پتو و کلاه و بشکه‌های آتش، شب را به صبح پیوند زدند، نشان دادند که برای آنها، «میدان»، همیشه اولویت اول است.

عرفان غریبی


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها