به گزارش آستاننیوز، در روزگاری که شتاب حوادث، مرز میان زمان را کمرنگ کرده است، نجواهای مکتوب یک دانشجوی روانشناسی از قلب مشهد مقدس، بازتابدهنده روحی سلحشور و در عین حال عاطفی گشت.
صبا سعادتی در مطلع روایت خود از گمگشتگی در زمان میگوید: راستش، شب و روزهایم را نمیفهمم. چه موقع روز میشود و چه موقع شب... فقط میدانم سریع و تند و شتابزده میگذرد.
این دانشجو با نگاهی تیزبین به تلاقی اندوه و اقتدار در چهره جامعه اشاره کرده و میافزاید: در این روزها، غم از چشمانمان سرازیر میشود و لبهایمان، اما از حماسه میخوانند
او با تاکید بر اینکه این دوران، فصلی نو در کتاب قطور مقاومت است، خاطرنشان کرد: عزاداریم، اما به شیوهای متفاوت و حماسهساز.
سعادتی در بخش پایانی و اوج عاطفی این متن، زیباییِ نهفته در رنجهای آگاهانه را به تصویر کشیده و آورده است: زیباست؛ غمگینیم و شور و همبستگی داریم. تجربه میکنیم غم و خشم و شادی و امیدواری را به طور همزمان! زیباست. او در نهایت با پیوندی قدسی میان ایستادگی زمین و نصرت آسمان، کلام خود را با ایمانی راسخ به پایان برد: خداوند، یار و یاور ماست...
این دلنوشته که توسط دانشجوی دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع) به رشته تحریر درآمده، نمادی از روحیه نسل جوانی است که در تلاطم سختترین روزها، همچنان چراغ امید و حماسه را در دلهای خود روشن نگاه داشته است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز